چرا ايده‌هاي بزرگ لازم نيست خيلي هم بزرگ باشند

نويسنده: بنجامين والد / ترجمه و تلخيص: علي نعمتي شهاب

كارآفرينان تمايل دارند روي ايده‌هاي بزرگ و جديد تمركز كنند: آن‌ها دوست دارند فيس‌بوك آينده را بسازند. اما بزرگ‌ترين ايده‌ها اغلب آن‌هايي نيستند كه سريع‌ترين تأثير ممكن را روي زندگي آدم‌ها داشته باشند. بنابراين لازم است كارآفرينان كم‌تر روي ابداع متمركز شوند و بيش‌تر روي نوآوري و يكپارچه‌سازي.

ابداع، كم‌ياب‌ترين روش حل خلاق مسئله‌ است كه تنها با دركي عميق از مردم و منابع به‌دست مي‌آيد. اين پديده در ذهن‌هاي بزرگاني مانند برادران رايت و ر. باك‌ميسنتر فولر نمود مِي‌يابد. جاش مك‌مانوس مبدع ارشد (Chief Inventor) آزمايشگاه‌هاي ليتل‌تينگز ديترويت معتقد است: “ابداع نيازمند كنترل شرايط، دستكاري متغيرها و آزمايش و آزمايش و آزمايش دوباره تا زماني است كه ثابت كرده باشيد چيزي كه خلق كرديد بي‌هم‌تا و مفيد است.” (مك‌مانوس براي بيش از يك دهه بنيان‌گذار، سرمايه‌‌گذار و استراتژيست حوزه‌ي اجتماعي بوده است.)

لحظات خاص “يافتم يافتم”  (همان اريكا اريكاي ارشميدس!) بسيار نادر و دور از دستر‌س‌اند؛ اما در بسياري موارد نوآوري داشتن آسان‌تر است. نوآوري نيازمند اين نيست كه كارآفرينان چرخ را از اول اختراع كنند؛ اما نيازمند این هست كه آن‌ها ديدگاه‌هاي جديدي نسبت به مسائل كلاسيك داشته باشند.

اگر اين نكته را به ذهن‌تان سپرده باشيد، ديگر موضوعي را به‌صورت شهودي نتايج يك تحقيق مدرسه‌ي مديريت هاروارد را مي‌پذيريد: اين‌كه “هر چقدر مسئله از تخصص فرد حل‌كننده دورتر باشد؛ احتمال حل آن توسط آن فرد بيش‌تر است.”  در واقع در صورتي كه مسئله‌ي مورد نظر كاملا خارج از حوزه‌ي تخصص فرد نوآور باشد، شانس موفقيت او ده درصد افزايش مي‌يابد.

مثال: E Health Point يكي از سه برنده‌ي رقابت “نوآوري براي سلامت” خدمات ارزان‌قيمت بهداشتي را از طريق ويدئو كنفرانس ميان پزشك و بيمار به مناطق حاشيه‌اي در هند ارائه مي‌دهد.

يكپارچه‌سازي نيازمند يك ديدگاه جهاني‌تر است: شانس اين‌كه كسي جايي يك راه‌حل قابل اطمينان و مقياس‌پذير را براي يك مسئله‌ي مشابه توسعه داده باشد. يكپارچه‌سازي تخصص طراحي سيستم‌هاي انساني را در حوزه‌هاي گسترده‌اي به‌كار مي‌گيرد.

مثال: شركت APOPO موش‌خرماهاي بزرگ آفريقايي را براي كشف مين‌هاي زميني (كه كشف‌شان توسط انسان‌ها بسيار خطرناك است) و هم‌چنين تشخيص آلوده بودن نمونه‌هاي بزاق انسان‌ها (كه بررسي آن‌ها توسط تكنسين‌هاي آزمايشگاهي يك روز تمام طول مي‌كشد؛ اما براي موش‌ها تنها هفت دقيقه!) آموزش داده است.

ما مي‌توانيم نقشي فراتر از بنيان‌گذار و مديرعامل ايفا كنيم. بياييد خط‌شكن، بازي‌گوش و سازنده باشيم. همان‌طور كه زماني لئوناردو داوينچي گفته بود: “سادگي، نهايت پيچيدگي است.”

منبع

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل