درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (81)

“دخه‌آ در طول فصل قبل با انتقادات زیادی مواجه شد؛ ولی من هم وقتی جوان بودم و در آژاکس بازی می‌کردم، مرتکب اشتباهاتی می‌شدم و در یووه و یونایتد هم اشتباه می‌کردم. مهم‌ترین نکته این است که باید اشتباهات‌ت را در همان بازی و یا در بازی بعدی فراموش کنی. دخه‌آ این کار را کرد. (ادوين فاندرسار درباره‌ي دروازه‌بان جوان اسپانيايي منچستر يونايتد؛ اين‌جا)

درس اين شماره اين است: تلاش كنيد خيلي زود اشتباهات‌تان را فراموش كنيد؛ البته بعد از به‌خاطر سپردن درسي كه از آن‌‌ها گرفته‌ايد!

سخت‌ترين تصميم همان درست‌ترين تصميم است!

ما انسان‌ها در هر دقيقه‌ از زندگي‌مان با تصميم‌گيري مواجهيم: از “چه كنم؟” “چه بپوشم؟” “چه بخورم؟”ها گرفته تا “چه رشته‌اي بخوانم؟” “چه شغلي داشته باشم” و تا “با چه كسي باشم؟” و … بنابراين متأسفانه يا خوش‌بختانه تصميم‌گيري درست بخش مهمي از بار زندگي شاد و موفق ما را بر دوش خود مي‌كشد. خوب حالا چطور درست تصميم بگيريم؟

تا به‌امروز در مورد تصميم‌گيري درست نكات بسياري گفته شده است: از انواع روش‌هاي كمّي و كيفي تصميم‌گيري گرفته تا مباحث روان‌شناسي تصميم‌گيري. تمامي اين‌ اصول به‌دنبال كمك ما در تصميم‌گيري هستند. آن‌ها مي‌خواهند به ما ياد بدهند چطور تصميم بگيريم و از آن مهم‌تر چطور تصميم نگيريم! اما هم‌چنان اين مشكل وجود دارد كه اين خودِ “ما” هستيم كه دست آخر بايد تصميم را بگيريم … اين مشكل به‌ويژه در مواردي كه تصميم‌گيري با احساسات در ارتباط است، حادتر مي‌شود. چگونه مي‌‌تواني تصميم بگيري كه “آنِ” زندگي‌ت را ديگر دوست نداشته باشي؟ چگونه مي‌تواني تصميم بگيري كه محيط كاري را كه سال‌ها در آن زندگي كرده‌اي (و نه كار!) ترك كني و بي‌كاري خودخواسته را بپذيري؟ چگونه مي‌تواني تصميم بگيري بخش بزرگي از سرمايه‌ي اندكي را كه با هزار زحمت و دردسر به‌دست آورده‌اي براي آموزش خودت سرمايه‌گذاري كني؟ اين‌ها نمونه‌ي سخت‌ترين تصميمات زندگي يك ساله‌ي اخير من هستند.

اما … صادقانه بگويم تجربه‌ام به من نشان داده در چنين مواردي هميشه سخت‌ترين تصميم همان درست‌ترين تصميم است! انتخاب تصميم درست سخت است؛ چرا كه آن تصميم معطوف است به آينده‌ي زندگي و موفقيتي كه شايد به‌دست آيد و شايد نه. در صورتي كه احساسات روي روزهاي خوب گذشته، وضعيت امروزي و شدن‌ها و نشدن‌هاي امروز و فرداي ما متمركزند. براي همين است كه گرفتن تصميم درست تا اين حد دشوار است. 

در اين يك سال اخير در تمامي تصميمات مهم زندگي‌ام سخت‌ترين تصميم ممكن را انتخاب كردم. سعي كردم تا حدي كه مي‌توانم بر احساسات‌م غلبه كنم و با عقلانيت تصميم بگيرم. از تصميم فراموش كردن كسي كه دوست‌ش داري كه بدتر نداريم؟ (اين‌جا را بخوانيد.) امروز خوش‌حال‌م كه بگويم تجربه به من ثابت كرده هميشه آن سخت‌ترين تصميم، درست‌ترين تصميم هم بوده است.

يكي از درس‌هاي آقاي مديرعامل عزيزي كه اين روزها مشاورشان هستم (و البته عملا بيش‌تر برعكس است!) اين است: تا وقتي كه نتواني در يك موقعيت شديدا احساسي تصميم درست را بگيري، مدير خوبي نشدي.

بنابراين وقتي در انتخاب بين چند گزينه در تصميم‌گيري حيران شديد، يك بار سخت‌ترين تصميم را با دقت بيش‌تري تحليل كنيد!

غلبه بر نه شنيدن‌ها!

معمولا “نه” شنيدن اثر احساسي شديدتري دارد تا شنيدن “آري” … احتمالا همه‌ي ما موقعيت‌هايي را تجربه كرده‌ايم كه در آن‌ها شنيدن يك “نه” ساده، زندگي‌مان را زير و رو كرده است. از سوي ديگر ايجاد تغيير در سازمان‌ها كه يكي از طبيعي‌ترين كارهاي مديران و مشاوران مديريت است نيز هم‌واره با مقاومت‌ها و نه شنيدن از نيروي انساني سازمان‌ها و حتا ذي‌نفعان ماجرا هم‌راه است. خوب در اين موقعيت‌ها براي غلبه بر “نه” گفتن آدم‌ها چه بايد بكنيم؟ جان بالدوني اين‌جا روي سايت فوربس چند راه را براي اين كار پيشنهاد مي‌دهد:

1- “نه” جواب آخر نيست: خيلي از آدم‌ها از آن‌جايي كه از تغيير مي‌ترسند “نه” مي‌گويند! بنابراين اگر بتوانيد به آن‌ها نشان بدهيد كه قرار است چه تغيير خوبي رخ بدهد؛ آن‌وقت …

2- آيا ارزش‌ش را دارد؟ آيا تلاش براي گرفتن پاسخ مثبت از آدم‌ها به هزينه‌هاي‌ش مي‌ارزد؟

3- تصميم بگيريد: براساس دانسته‌هاي‌تان تصميم بگيريد كه بايد چه بكنيد. ترديد در تصميم‌گيري، باعث زير سؤال رفتن قابليت‌هاي شما مي‌شود.

4- آيا مي‌توانيد؟ توجه كنيد كه هميشه لازم نيست بر موانع غلبه كنيد. خيلي وقت‌ها پذيرفتن اين “نه” عاقلانه‌تر است؛ چرا كه در محدوده‌ي توانايي‌هاي شماست. مثلا فرض كنيد كوه‌نوردي هستيد كه با آب و هواي بسيار بد در ارتفاع بالاي يكي از قلل هيماليا روبرو شده‌ايد: آيا مي‌توانيد به صعودتان ادامه بدهيد؟

اغلب اوقات “شدن” و “رسيدن”، به‌دليل غيرممكن بودن نيست كه رخ نمي‌دهند؛ بلكه تنها به اين دليل به‌دست نمي‌آيند كه “سخت” هستند و ديرياب و آدم‌هاي عجول و كم‌حوصله‌اي به‌دنبال آن‌ها هستند كه در ميانه‌‌ي راه كم مي‌آورند! جان وودن مربي افسانه‌اي بسكتبال جايي گفته است: “نگذاريد آن‌چه نمي‌توانيد با آن‌چه مي‌توانيد در هم آميخته شوند.”

مقاله‌ي هفته (17): معيارهاي ارزيابي موفقيت مدل كسب و كار يك كسب و كار اينترنتي چيست؟

ديويد چو اين‌جا روي سايت تك‌كرانچ به مقايسه‌ي وضعيت سهام فيس‌بوك با گوگل و ياهو پرداخته و چنين نتيجه گرفته كه فيس‌بوك اين روزها شبيه ياهو است. اما هدف اصلي مقاله‌ تحليل آينده‌ي فيس‌بوك است. اين‌كه آيا فيس‌بوك در آينده به گوگل خواهد رسيد يا نه؟ آقاي چو در اين زمينه نمي‌تواند پيش‌بيني خاصي ارائه دهد.

نكته‌ي جالب مقاله براي من روش تحليل آقاي چو در مورد آينده‌ي فيس‌بوك بود. آقاي چو مدل كسب و كار فيس‌بوك را با سه معيار مي‌سنجد:

1- تعداد كاربران: يك كسب و كار اينترنتي به تعداد كاربران‌ش زنده است. استقبال يا عدم استقبال از يك سرويس زندگي و مرگ كسب و كار اينترنتي را رقم مي‌زند. در اين زمينه فيس‌بوك دارد به نقطه‌ي اشباع كاربران بالقوه نزديك مي‌شود و رشد كاربران‌ش كاهش مي‌يابد و در نتيجه آينده‌ي خطرناكي دارد!

2- تركيب كاربران: عموما كاربران يك كسب و كار اينترنتي مثل مشتريان يك كسب و كار دنياي واقعي، از گروه‌هاي متفاوتي هستند: زن / مرد، جوان / ميان‌سال،  كساني كه بابت استفاده حاضرند پول بدهند / كساني كه فقط صرفا به‌دنبال استفاده‌ي رايگان هستند و … همان‌طور كه مي‌دانيد يكي از اولين مباحث مطرح در آموزش بازاريابي بخش‌بندي بازار و مشتريان (Market and Customer Segmentation) است. براي من جالب بود كه آقاي چو مي‌گويد اين صرفا براي بازاريابي و توسعه‌ي فروش نيست؛ بلكه بايد مدل كسب و كار را براساس اين بخش‌بندي و با در نظر گرفتن اين‌كه كدام گروه مشتريان سودآورترند، اصلاح كرد. مثلا در مورد فيس‌بوك مشتريان آمريكايي سودآوري بيش‌تري دارند تا منِ ايراني!

3- درآمد متوسط به‌ازاي هر كاربر يا (Average revenue per user (ARPU): اين معيار خلاصه‌ي مدل كسب و كار است! طبيعي است كه اگر اين عدد از متوسط قيمت تمام شده به‌ازاي هر كاربر بالاتر باشد، يعني كسب و كار سودآور است. اين دقيقن چالش اصلي فيس‌بوك پس از سهامي عام شدن است: اين‌كه چطور با استفاده از حجم عظيم كاربران‌ش و اطلاعاتي كه درباره‌ي آن‌ها دارد، بتواند اين درآمد را طوري افزايش دهد كه نرخ بازگشت سرمايه (ROI) حداكثر شود!

پيشنهاد مي‌كنم كسب و كار اينترنتي ام‌روز يا فرداي‌تان را با اين سه شاخص ساده اما بسيار مهم و اثربخش بسنجيد. شايد وقت اصلاح مدل كسب و كارتان همين حالا باشد.

دعوت به همكاري توسعه‌دهندگان اوراكل

اين آگهي هم مربوط به يكي از دوستان بسيار عزيز من است:

“یک شرکت معتبر در حوزه تولید نرم‌افزارهای بانکی جهت تکمیل کادر تیم توسعه خود به تعداد 5 نفر توسعه‌گر مسلط به حوزه‌ي Oracle ADF نیازمند است. از افراد مایل به همکاری خواهشمند است رزومه خود را به پست الکترونیک masoud.mamaghani@gmail.com ارسال نمایند.”

توضيح: پروژه‌اي كه براي آن آگهي ارائه شده، از نظر حجم كار و مبلغ قرارداد بزرگ‌ترين پروژه‌ي توسعه‌ي نرم‌افزار در تاريخ صنعت نرم‌افزار در ايران است. بدون هيچ تعارفي، اين دوست عزيز و بسيار خوش‌اخلاق بنده ـ كه مدير فني پروژه هستند ـ يكي از بادانش‌ترين افرادي است كه در حوزه‌ي مهندسي نرم‌افزار با آن‌ها افتخار  آشنايي و هم‌كاري داشته‌ام. مطمئن باشيد چيزهاي بسيار زيادي براي آموختن در اين پروژه وجود دارد. شركت مربوطه يكي از قديمي‌ترين و معتبرترين شركت‌هاي نرم‌افزاري كشور است كه به‌صورت تخصصي در حوزه‌ي نرم‌افزارهاي بانكي فعاليت مي‌كند.

ماه‌نامه‌ی مدیریتی گزاره‌ها ـ شماره‌ی سوم

شماره‌ی سوم ماه‌نامه مدیریتی گزاره‌ها هم اگر چه با اندكي تأخير؛ اما بالاخره آماده شد! در اين شماره از هم‌كاري دو دوست خوب مهندس حشمت سيدي و خانم الهام اعتدالي عزيز بهره‌مند شدم كه از زحمات اين دو دوست گرامي، بسيار سپاس‌‌گزارم. بسیار خوش‌حال خواهم شد که از همکاری‌ شما هم در تهیه‌ی مطالب شماره‌های آینده‌ی این ماه‌نامه بهره‌مند شوم. 

امیدوارم مجموعه مطالب تهیه شده برای این شماره مورد استفاده‌ی دوستان گرامی قرار بگیرد. منتظر هر گونه انتقاد، پیشنهاد و نظر سازنده‌ی شما نيز هستم. می‌توانید شماره‌ی سوم را از این‌جا با لینک مستقیم دانلود کنید.

اگر از مطالب این ماه‌نامه خوش‌تان آمد و برای‌تان کاربردی بود، سپاس‌گزار خواهم شد که آن را برای دوستان‌تان نیز بفرستید. برای دریافت شماره‌های بعدی این ماه‌نامه، می‌توانید ای‌میل‌تان را این‌جا ثبت کنید.

لینک‌های هفته (۱۰2)

يك هفته‌ي نسبتا بي‌رمق!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

ملاقات با کودک درون (امير مهراني؛ The Coach)

تجسس یا ترحّم؟ (الهام اعتدالي در مورد اين پست من)

با 7 راه از مشکلات به‌راحتی گذر کنید

مدیریت، تحلیل کسب و کار و کارآفرینی:

درسی از یک چهره مشهور (افشين دبيري؛ مديريت منابع انساني) (اخلاق، كليد گم‌شد‌ه‌ي)

مربی‌گری در مدیریت عملکرد؛ رویکرد‌ها و مهارت‌ها (دكتر سيد بابك علوي)

خلق مشترک (مسيح كريميان)

افسانه خلاقیت (اسد صفري؛ دنياي چابك)

چرا شرکت‌های بزرگ نابود می‌شوند؟ (وب‌شهر)

رهبر سطح پنجم (محسن صحراگرد؛ وبلاگ تجربه)

مدل سه عنصری تعهد و وفاداری سازمانی (محمد سالاري)

چرا می‌نویسیم؟ (پريا فرهادي؛ همينا) (پاسخ به فراخوان من)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

اوبونتو، برگ برنده اندروید (آزادراه)

موبایل و اینترنت در حال بلعیدن تلویزیون هستند (حامد همائي‌راد؛ يك پزشك)

بیشترین توییت‌ها از چه شهری ارسال می‌شوند؟ (حامد همائي‌راد؛ يك پزشك)

اپل حالا با ارزش‌ترین شرکت در تاریخ جهان است (وبلاگينا)

کارت‌های هدیه گوگل پلی عرضه شدند (فارنت)

پیش بینی حجم ۱.۳ تریلیون دلاری برای پرداخت‌های همراه 

گوگل از چه شرکتی می‌ترسد؟؛ اپل و فیس‌بوک را فراموش کنید

آیا می‌دانید بدترین شغل در گوگل چه شغلی است؟

شبكه‌هاي اجتماعي:

اخلاق رسانه‌ای در رسانه‌های اجتماعی (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي)

درس‌های یک تجربه‌ از رسانه‌های اجتماعی در بحران (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

اقتصاد:

درس‌های زلزله آذربایجان: بلوغ سازمان‌های غیر دولتی (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار)

معرفی ثروتمندترين كشورهاي مسلمان جهان

انتخاب دوباره آنگلا مرکل به عنوان قدرتمندترین زن جهان

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (80)

“فصل فوق‌العاده‌ای را سپری کردیم ولی راز خاصی نداشتیم. در بارسلونا تلاش زیادی می‌کنیم و همه ما به احتمال موفقیت‌مان باور داریم. من فرهنگ کاری دارم. همه این را می‌دانند. سعی می‌کنم که در دقایق خوب و بد آرامش‌م را حفظ کنم.” (لئو مسي دوست‌داشتني؛ اين‌جا)

بدون شرح! 🙂

پ.ن. شماره‌ی سوم ماه‌نامه‌ی مدیریتی گزاره‌ها همراه با مطالب جذاب دو نفر از خوانندگان عزیز گزاره‌ها جمعه شب منتشر می‌شود.

آداب رزومه فرستادن از روي سايت شركت‌ها

در طول يكي دو سال اخير مسئوليت سايت شركت‌ محل كارم را هم برعهده داشته‌ام. يكي از كارهايي كه بايد در اين زمينه انجام شود، مديريت و پاسخ‌گويي به اي‌ميل‌ها و پيام‌هاي ارسالي به شركت است. جدا از اسپم‌ها و اي‌ميل‌هاي تبليغاتي، هر از گاهي اي‌ميل‌هاي درخواست كار دريافت مي‌كنيم. و همين‌جا است كه من از ديدن رفتارهاي اشتباه هم خنده‌ام مي‌گيرد و هم حرص‌م درمي‌آيد! هفته‌ي گذشته دو آگهي جذب نيروي انساني را به درخواست  دو دوست عزيز درگزاره‌ها منتشر كردم و باز بخشي از همان رفتارهاي اشتباه را مشاهده كردم. بنابراين بد نديدم در مورد آداب رزومه فرستادن از روي سايت شركت‌ها نكاتي را يادآوري كنم:

1- اولين و مهم‌ترين نكته: تا وقتي كه شركت آگهي جذب هم‌كار را در سايت‌ش درج نكرده يا فرم استخدام فعالي ندارد، يعني در مقطع فعلي نيازي به استخدام ندارد. بنابراين شما نبايد در چنين شرايطي رزومه‌تان را براي شركت ارسال كنيد. من استثنائا مدير پروژه‌اي هستم كه مسئوليت سايت شركت‌هاي محل كارم را هم برعهده داشته‌ام. در بسياري از شركت‌ها اساسا مسئول سايت در سازمان هيچ ارتباطي با واحد منابع انساني ندارد و از آن بدتر، در بسياري از شركت‌ها مسئوليت سايت كلا به خارج سازمان برون‌سپاري مي‌شود. بنابراين رزومه فرستادن در اين حالت براي شما فايده‌اي ندارد. در برخي شركت‌ها هم البته اي‌ميل‌هاي سايت مستقيم به پست الكترونيكي مديرعامل و مديران ارشد شركت ارسال مي‌شود؛ اما جدا از اين‌كه با گرفتن وقت مسئولين ارشد شركت‌ احساس بدي را در مورد حرفه‌اي نبودن‌تان در آن‌ها ايجاد مي‌كنيد، رزومه شما در ميان اي‌ميل‌هاي شركت گم مي‌شود و در آينده و روزي كه شركت نيازمند هم‌كار جديد بود، هيچ كس به‌ياد شما نخواهد افتاد. بنابراين لطفا رزومه نفرستيد مگر اين‌كه شركت خودش بخواهد!

2- با فرض اين‌كه شركت آگهي جذب همكار يا فرم استخدام فعال دارد: خوب در اين حالت شركت حتما اعلام كرده كه براي چه مشاغلي و با چه تخصص‌هايي استخدام مي‌كند. لطفا اگر ارتباطي با شغل اعلام شده يا تخصص مربوطه نداريد، وقت ارزش‌مند خودتان و مسئولين شركت را تلف نكنيد. مثلا در مورد همين آگهي اخير گزاره‌ها (+) فرد محترمي با رتبه‌ي چهار آزمون دكتراي مديريت براي يك پست ناقابل كارشناسي رزومه فرستاده‌اند. من چند روز است دارم فكر مي‌كنم چرا و هنوز نفهميدم!

3- صرفا به روشي كه روي سايت شركت نوشته شده رزومه بفرستيد: ممكن است شركت آدرس اي‌ميل مشخصي را اعلام كرده باشد تا به آن رزومه بفرستيد. در اين حالت لطفا صرفا به آن نشاني رزومه بفرستيد و ارسال اي‌ميل به ساير نشاني‌ها ـ به‌ويژه info ات سايت شركت ـ جدا خودداري كنيد. اگر هم فرم استخدام وجود دارد، فقط و فقط اطلاعاتي كه در فرم وجود دارد را تكميل كنيد و از فرستادن رزومه يا اطلاعات تكميلي به نشاني پست الكترونيكي شركت بپرهيزيد. 

4- فرم استخدام را دقيق پر كنيد: يادتان نرود اطلاعات فرم استخدامي را كامل و دقيق تكميل كنيد؛ مخصوصا به تلفن يا اي‌ميل‌تان خيلي دقت كنيد تا بتوانند با شما تماس بگيرند!

5- سايت شركت ابزار اطلاع‌رساني شركت است نه شما: اگر به خيال خودتان با فرستادن روزمه داريد براي خودتان شبكه‌سازي مي‌كنيد، بايد به عرض‌تان برسانم در فضاي كاري ايران اصلا از اين خبرها نيست! در ايران سايت بسياري از شركت‌ها در به‌ترين حالت، تنها كاربرد اعلام محصولات و خدمات و نشاني و تلفن شركت را دارد. بنابراين عملا ارتباط يك سويه و از جانب شركت است و ارتباط از اين سوي سيم اصولا برقرار نمي‌شود كه شما بخواهيد با آن شبكه‌سازي بكنيد.

درك مي‌كنم در شرايط ركود اقتصادي اين روزها پيدا كردن شغل مناسب چقدر دشوار است. مي‌فهمم كه بي‌كاري يا داشتن شغل نامناسب چه فشارهاي وحشت‌ناكي به آدم وارد مي‌كند. اما لطفا براي شخصيت حرفه‌اي‌ خودتان و وقت ديگران ارزش قائل باشيد. 

خروج از نسخه موبایل