عادتِ بي‌گانگي …

من نيستم اين‌كه اين‌جاست، اين «من» كه تنهاست
من بي‌ تو هيچ‌م، تو هر جا كه باشي «من» آن‌جاست

اين‌جا سراغ تو را، از كه بايد بگيرم؟
اين‌جا كه بي‌گانگي، عادت آشناهاست …

روزي كه «ما» مي‌شويم از تفاهم «من» و «تو»
آن روز زيباترين روز روزان دنياست!

حسين منزوي

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

یک دیدگاه برای “عادتِ بي‌گانگي …”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل