هفتهي پيش با دوستي از همکاران درددل ميکرديم. براي من جالب بود که چقدر درددلهايمان شبيه هم بود. اين دوست عزيز با وجود اينکه درس مديريت نخوانده، نکات رفتاري جالبي را در مورد برخي از افراد برايام تعريف کرد. در صحبتهايمان ديدم چقدر با هم، همدليم و انگار من در نقد برخي رفتارها در محيط کار تنها نيستم.
خيلي وقتها ديدهام که آدمها از عدم پيشرفت شغلي در کارراههشان ناراضياند. تا بهحال به اين فکر کردهايد که شايد يکي از دلايلاش رفتارهايتان باشد؟ من که حداقل دو مورد را يادم ميآيد:
1- يادم هست زماني که تازه سر کار آمده بودم، بهدليل سن کمام آدم بسيار شلوغي بودم. آن زمان از چند تذکر مديرم (که يک بار هم با جريمهي مالي همراه بود)، ناراحت شدم؛ اما حالا از ايشان ممنونام که من را متوجه اشتباهاتام کردند. تغيير رفتارم در آن مقطع روي پيشرفت من در شرکت محل کارم بسيار مؤثر بود.
2- زماني در يک مؤسسهي حقوقي تازهتأسيس کار ميکردم. تجربهاي کوتاهمدت؛ اما بسيار بسيار مفيد. آنجا مدير بسيار کهنهکاري داشتم که سالها در خارج از کشور کار کرده بود. آن آقاي مدير ـ که مدتهاست از او خبري ندارم ـ براي من باز هم کمسن و سال و زودرنج، مثل يک پدر مهربان بود که اشتباهات رفتاريام را تذکر ميداد و شکل درستشان را هم يادم ميداد. آنجا بود که متوجه شدم چه نکات پيشپاافتادهاي ممکن است چه مشکلات بزرگي را بهوجود بياورند.
حالا بعد از 5 سال کار کردن و تجربهي کار در 5 محيط مختلف در بخش خصوصي (که البته برخي از آنها بهصورت مقطعي و کوتاهمدت بوده)، بهپايان رساندن دورهي حرفهاي مديريت MBA، همکاري و دوستي آنلاين و آفلاين با تعداد زيادي آدم واقعا حرفهاي و البته مطالعات شخصي و وبلاگنويسي در حوزهي رفتار حرفهاي، فکر ميکنم تا حدود زيادي الفباي اين رفتار را ياد گرفتهام.
بنابر شغلام که مشاورهي مديريت است، با محيطهاي حرفهاي زيادي سر و کار داشتهام و آدمهاي بسيار حرفهاي را در اين مسير چند ساله ديدهام. شايد اين به علاقهي شخصيام باز ميگشته که هميشه دنبال اين بودهام که کشف کنم اين آدمهاي حرفهاي چه رفتارهاي درستي دارند. وقتي رفتارهاي آنها را با خودم مقايسه ميکنم، نقايص رفتاري خودم را کشف ميکنم و سعي ميکنم برطرفشان کنم.
قبلا چند باري نوشتهام که انگيزهي اصلي راهاندازي گزارهها، ياد گرفتن و ياد دادن رفتارهاي حرفهاي بود. نميخواستم صرف غر بزنم و فکر ميکردم (و هنوز هم معتقدم)، بهترين راه مقابله با رفتارهاي نادرست، ياد دادن رفتارهاي درست است؛ البته به اين شرط که طرف مقابل هم بخواهد ياد بگيرد! جديدا البته يک نتيجهي ديگر هم گرفتهام که هر از چند گاهي غر زدن (!) هم ميتواند بهانهاي باشد براي يادآوري برخي نکات اساسي که معمولا بديهي فرض ميشوند؛ اما به همين دليل معمولا هم ناديده گرفته ميشوند.
بنابراين بد نديدم منباب غر زدن (!) چند نکته را در اين رابطه يادآوري کنم:
1- رفتار جوانانه با رفتار کودکانه فرق دارند. بزرگ شدن و مثل آدم بزرگها رفتار کردن نه يک انتخاب که يک اجبار است.
2- حرفهاي بودن يعني جلب نظر و علاقهي ديگران براي دانش و توانايي حرفهاي و شخصيت و رفتار احترامآميز شما؛ نه جلب توجه با رفتارهايي که در بهترين حالت ميشود اسمشان را “جلف” گذاشت. داشتن شخصيت حرفهاي با اين رفتارها اصلا سنخيتي ندارد. خوشمزهگي و بامزهگي شايد به درد چند دقيقه جلب توجه ديگران بخورد؛ اما در بلندمدت به ضررتان است.
3- پذيرش / تأييد ظاهري اين رفتارهاي شما توسط ديگران، بهمعني درست بودن آنها نيست. در بهترين حالت فکر ميکنند که رفتار شما براي آنها ضرري ندارد و در بدترين حالت هم ته دلشان دارند به شما ميخندند که چطور داريد اعتبار حرفهايتان را براي يک خنده و لذت چند دقيقهاي خرج ميکنيد. حالا گذشتم از اينکه طرف مقابلتان هم خودش حرفهاي نباشد.
4- اينکه مدير يا سرپرستتان به شما چيزي نميگويد، به اين معني نيست که از رفتار شما راضي است. در بهترين حالت هنوز اميدوار است که شما بهخودتان بياييد و در بدترين حالت هم از شما نااميد شده و به همکاري مقعطي ـ و نه درازمدت ـ با شما ميانديشد. ضرر اين دومي آنقدر زياد است که ارزش داشته باشيد کمي به بازنگري رفتارهايتان بيانديشيد.
5- بعضي رفتارها بسته به نوع محيط کار ميتوانند نادرست باشند. برخي رفتارهايي که در يک محيط کارگري نادرست تلقي نميشود؛ در محيط يک شرکت مشاورهي مديريت در هيچ حالتي پذيرفته شده نيست.
6- رفتار دوستانه داشتن و حتا دوست بودن و حتا تر (!) صميميت، بهمعني مجاز بودن انجام هر کاري در محيط سازمان نيست. در سازمان “همکار بودن” اولويت اصلي در روابط آدمها است؛ چه بخواهيم و چه نخواهيم. چه دوست داشته باشيم و چه دوست نداشته باشيم. اين واقعيتي تغييرناپذير است. بنابراين با هم در محيط کار اول همکار هستيم و بعد دوست. خارج محيط کار، بهترين دوستان هم هستيم.
7- ارتباط با همکاران تمريني است براي روزهاي آينده که شايد مسئوليت بزرگتري را پذيرفتيد. روزهايي که بيشتر از همکارانتان با آدمهاي خارج سازمان ـ بهويژه مشتريان ـ سر و کار خواهيد داشت. اگر در يک محيط کوچک و دوستانه رفتارهاي درست و حرفهاي را تمرين نکرده باشيد و اگر به رفتارهاي درست عادت نکرده باشيد، چطور ميتوانيد در آن روز که کوچکترين اشتباهي عواقب بسيار وخيمي را براي شما بهدنبال خواهد داشت، درست عمل کنيد؟
حالا چطور رفتار حرفهاي داشته باشيم؟ کتاب فوقالعادهي “آداب معاشرت در محيط كار به زبان آدميزاد” را از دست ندهيد. در مطالب مربوط به کار حرفهاي در گزارهها هم در تلاش هستم تا در همين زمينه مطالبي را منتشر کنم. اما قبل از اين کار اول بايد بپذيريم که حرفهاي نيستيم و بعد تصميم بگيريم که حرفهاي شويم. اين يک تغيير دشوار اما بينهايت ضروري است.

متشکرم. 🙂
تلنگری خوب برای رفتار های خاک خورده .
ممنون
متشکرم؛ نظر لطف شماست.
بسیار عالی بود. خیلی ممنون از غرهای!! کاملا بجایی که داشتین و بابت معرفی کتاب هم مرسی.
سلام. ممنونم. اختيار داريد؛ حتما اين کار را انجام بدهيد آقاي حقوردي عزيز. 🙂
سلام
آقا خیلی عالی بود، اگه اجازه بدین من این رو توی وبلاگ سازمان منتشر کنم، خیلی به درد همکارهای جوونمون می خوره که بهشون حرف نزده ترش می کنن و یک تذکر ساده خیلی بهشون بر می خوره.
بابت معرفی کتاب هم ممنون
اميدوارم. ممنون از شما.
عالی بود و خواندنی، کاش این نوشته را جوان تر ها جدی بگیرند.
همین!