روايتتان را برايام بنويسيد.
نویسنده: علی نعمتی شهاب
ـ اینجا دفترچهی یادداشت آنلاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشتهی مهندسی، پاسخ سؤالهای بی پایانش در زمینهی بنیادهای زندگی را در علمی بهنام «مدیریت» کشف کرد! جواندلی که مدیریت را علم میداند و میخواهد علاقهی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند! دیدن همهی نوشتههای علی نعمتی شهاب

اگر سفر پرخطری را آغاز می کنی رهنوردی با گام های پرشتاب باش !
زندگي با تمام مشكلات و سنگيني مسئوليت و خطراتي كه از پشت سر دائما در كمين هست ، در جريان مي باشد به مسير خود ادامه مي دهد.
ممنون از همه 🙂
پشت سر گذاشتن خطر خيلي مي چسبه! 😉
لایک 5+
خطر نزدیک و پشت سر است، ولی آنقدر کوله بار ات بزرگ شده که هم نمی توانی پشت سرت را ببینی و هم راه رفتنت کند می شود. جالب اینکه با گوش هایت صدای نزدیک شدن خطر را می شنوی و با تمام وجودت لرزه های نزدیک شدنش را حس می کنی ولی …
میخواد خودکشی کنه.