7 راه براي “نه” گفتن به رئيس‌تان!

اين روزها من دارم اولين تجربه‌ي مديريت جدي‌ام را مي‌گذرانم و از سيستم کارشناسي درآمدم. ولي خوب هم‌چنان “رئيس بزرگ” (آقاي مديرعامل عزيز) هستند که بايد هر از چند گاهي به ايشان “نه” بگويم!  (چقدر هم مي‌گم واقعا! :دي)

من هميشه فکر مي‌کردم مشکل‌ام اين است که جرأت “نه گفتن” ندارم. اما ظاهرا نه گفتن هم راه و روش دارد و مشکل‌ام بيش‌تر از اين حرف‌ها بوده. 🙂 اين‌جا 7 روش “نه گفتن به رئيس‌ها” نوشته شده که با هم مرورشان مي‌کنيم:

1. منطقي باشيد: “بدترين بلايي که ممکنه رئيس بعد از نه گفتن سرم بياره چيه؟” اين را که از خودتان بپرسيد، مي‌بينيد که نه گفتن چندان هم سخت نيست!

2- قبل از اين‌که دير شود، دست به کار شويد!

3- پر رو باشيد! (تا حالا نه نگفتم؛ از اين به بعد مي‌گم!)

4- گزينه‌ي جايگزين داشته باشيد: “حالا فرض کن من حرف تو رو قبول کردم. چي کار کنم جاش؟” (اگر رئيس اينو پرسيد جوابي داريد براي او؟)

5- سؤال بپرسيد: “چرا من؟” (البته نه با طلب‌کاري!) “ايکس يا ايگرگ الان بي‌کارند مي‌تونند اين کارو بکنند ها.” بعضي وقت‌ها رئيس‌ها نياز به کمک دارند تا تصوير بزرگ‌تري را از ماجرا ببينند.

6- بر روي نتايج متمرکز شويد: معمولا براي رؤسا نتيجه‌ي نهايي مهم‌ است. اگر واقعا فکر مي‌کنيد نه گفتن شما نتيجه‌ي به‌تري را در پي دارد، اين را به رئيس‌تان نشان دهيد.

7- آستين‌ها را بالا بزنيد؛ وقت جنگه: خوب اگر مطمئن شديد که براي نه گفتن دليل منطقي داريد و مثل گولوم گاليور بي‌خودي نااميد و نگران نيستيد؛ همين حالا وقت‌اش رسيده. برويد سراغ رئيس‌تان. 🙂

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

2 دیدگاه برای “7 راه براي “نه” گفتن به رئيس‌تان!”

  1. سلام
    آقا شر درست نکن برای ملت. فردا همه میرن ازت شکایت می کنن چرا باعث شدی اخراج بشن 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل