خبر خوب

امروز به‌ترين خبر دو سه سال اخير زندگي‌ام را شنيدم. نمي‌داني چقدر خوش‌حال شدم. سال‌ها آرزوي اين لحظه را داشتم: آرزوي رسيدن تو به آرزوي‌ات و حالا از شنيدن‌ خبر برآورده شدن‌اش، شيريني به دلم آمده که جاي تمام غم‌ها را تنگ کرده!

تو هم به زودي مي‌روي و من مي‌مانم و تنهايي‌هاي‌ام. من مي‌مانم و جاي خالي دو نفر در زندگي‌ام که مي‌دانم ميليون‌ها کيلومتر آن‌ طرف‌تر، دارند به علاقه‌شان در زندگي مي‌پردازند و از آن لذت مي‌برند (و از اين يادآوري، حسابي شاد مي‌شوم.) و البته من مي‌مانم و غرهاي دايمي عزيزترين که هنوز که نرفته‌اي به اوج‌اش رسيده است!

سفرت به خير و خوشي. شاد باشي براي هميشه.

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل