پاره‌هايي در باب يک تولد 26 سالگي

1. به همين زودي و به همين سادگي يک سال ديگر هم گذشت و فقط چند ساعتي مانده تا وارد 26 سالگي شوم. اين يک سال گذشته مثل برق و باد گذشت و چه گذشتني! فکر مي‌کنم در اين يک سال، بيش از يک سال‌هاي قبل از آن بزرگ شدم و البته بيش از همان يک سال‌هاي مذکور (!) نزديکي پيري و مرگ را احساس کردم …

2. اين يک سال همراه بود با تجربه‌هاي شيرين و تلخ؛ پر از دغدغه‌ها و مسئله‌ها، بيش‌تر رنج بود و درد و در کنارش، خوشي و شادکامي‌هايي هر چند اندک! و مگر زندگي انسان چيزي غير از اين‌ها است!؟

3. هر سال که مي‌گذرد وقتي به شب و روز تولدم مي‌رسم تمام ذهن‌ام معطوف اين مي‌شود که چه‌ها نکرده‌ام و چقدر فرصت پيش‌ رو در زندگي محدود است! چه کتاب‌هايي که نخوانده‌ام، چه فيلم‌هايي که نديده‌ام، چه کارهايي که نکرده‌ام و چه لذت‌هايي که از زندگي‌ام نبرده‌ام! خوب چه مي‌شود کرد؟ حسرت‌ها و فرصت‌ها دو روي يک سکه‌اند که هر وقت يکي باشد ديگري نيست و نهايت‌اش هم اين است که آدم شانه‌اش را بالا بياندازد و به اين فکر کند که خيالي نيست؛ هنوز فرصت هست!

4. دو سال پياپي است که دوستي را از دست مي‌دهم. از دست دادني که هنوز براي‌ام باور کردني نيست! تلخي و دردي که سوزش آن تا ته ته قلب آدم را براي هميشه آزار مي‌دهد. ونتيجه‌اش هم باز ياد اين‌که چه‌ها نکرده‌ام و چقدر فرصت پيش رو اندک است …

5. آيا زندگي تنها تلخي و رنج است؟ خوب مسلما نه! يادم هست که پارسال با يک واسطه سؤالي براي‌ام مطرح شد: آيا از زندگي‌ات لذت مي‌بري؟ آن آدمي که اين سؤال را پرسيده بود سبک زندگي من براي‌اش عجيب بود و لابد، از همين جهت اين‌گونه فکر کرده بود كه من از زندگي‌ام لذت نمي‌برم! مدتي اين مسئله ذهن‌ام را به خودش مشغول کرده بود تا بالاخره جواب‌اش را يافتم: خوشبختي در زندگي يعني همين لذت‌هاي کوچک روزمره زندگي آدم در کنار هم: لذت همراهي با خانواده، لذت دوستي، لذت کتاب خواندن، لذت فرهنگ و ادب و شعر و قصه و موسيقي، لذت درس خواندن و دانش‌جو بودن و البته اگر شرايط بگذارد، لذت کار کردن!

6. در زمان نااميدي‌ها و دردها و رنج‌ها هميشه خدا را پشتيبان خود ديده‌ام. اين يک سال تجربه خوبي بود از حضور هر روزه خداوند در زندگي‌ام. فهميدم که راه نجات، ايمان و توکل به اوست و زندگي هر انسان، مملو است از معجزاتي که اغلب چنان کوچک‌اند که آدم نمي‌بيندشان!

7. مدت‌ها است دل‌داري‌ام به خودم در لحظات سخت زندگي اين دو بيت شعر حافظ است:

هر دم از اين نالم که فلک هر ساعت / کندم قصد دل ريش به آزار دگر

باز گويم نه در اين حادثه حافظ تنها است/ غرقه گشتند در اين باديه بسيار دگر …

باور کنيد جواب مي‌دهد!

8. خوش باشيد و از زيباترين و بهشتي‌ترين ماه‌ سال ـ اردي‌بهشت ـ لذت ببريد! ببخشيد که اين‌قدر تلخ نوشتم.

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

4 دیدگاه برای “پاره‌هايي در باب يک تولد 26 سالگي”

  1. تولدتون مبارک باشه
    این موضوع شاید به نظرتون پیش و پا افتاده بیاد ولی برای من جای تامل داشت:
    دوره شکل گیری شخصیت از 18 تا 26 است. بعد آن انسانها به ثبات شخصیتی می رسند

  2. عزیزترین اردیبهشتی دنیا تولدت مبارک. امیدوارم زندگیت همچون ماه تولدت بهشتی باشد و سبز.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل