در جستجوي رحمت و راه نجات …

بعضي وقت‌ها ديدن و خواندن حتي يک جمله کوتاه مي‌تواند حسابي آدم را بشکند و چه زيبا است که آن عامل شکستن، آيه‌اي از کتاب رحمت باشد …

امروز اتفاقي جايي اين آيه بي‌نظير را ديدم؛ دعايي از زبان “اصحاب کهف” خطاب به خداي بزرگ: “ربنا آتنا من لدنك رحمه و هيئ لنا من امرنا رشدا”  (پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز!)

نمي‌دانم چرا اين آيه شريف و اين دعاي زيبا حسابي دل‌ام را شکست و زيبايي‌اش دل‌ام را بد ربود. شايد به اين دليل که محتواي آن همان چيزهايي است که اين روزها در زندگي‌ام به شدت به آن‌ها نيازمندم!

خدايا رحمت و راه نجات‌ات را از ما دريغ نفرما!

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل