سال 89 مبارک!

بالاخره سال 88 هم تمام شد! و حالا سالي جديد را پيش رو داريم؛ سالي که اميدوارم براي همه ما سرشار از موفقيت، شادي و سلامت باشد. از لحظه تحويل سال انرژي و شادي فوق‌العاده‌اي را در خودم احساس مي‌کنم که مدت‌ها بود از آن بي‌بهره بودم!  مخصوصا اين‌که فال اول سال‌ام هم بسيار خوب آمد!!!

هماي اوج سعادت به دام ما افتد / اگر تو را گذري بر مقام ما افتد
 
حباب وار براندازم از نشاط كلاه / اگر ز روي تو عكسي به جام ما افتد
 
شبي كه ماه مراد از افق طلوع كند / بود كه پرتو نوري به بام ما افتد
 
ملوك را چو ره خاكبوس اين در نيست / كي التفات مجال سلام ما افتد
 
چو جان فداي لبت شد خيال مي بستم / كه قطره اي ز زلالش به كام ما افتد
 
خيال زلف تو گفتا كه جان وسيله مساز / كز اين شكار فراوان به دام ما افتد
 
ز خاك كوي تو هردم كه دم زند حافظ / نسيم گلشن جان در مشام ما افتد
 
به نا اميدي از اين در مرو بزن فالي / بود كه قرعه دولت به نام ما افتد
سال 1389 مبارک!

 

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل