لینک‌های هفته (۱۶9)

بالاخره سر موقع پست لینک‌های هفته منتشر شد! 🙂

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

طاهره جوان، سَمبُل خودباوری (فقط توصیه‌ی اکید می‌کنم بخونید. به‌ترین مطلب هفته!)

دنبال کردن «اخبار» بد است، یا چرا رها کردن اخبار شما را شادتر می‌کند | یک پزشک (یک هفته‌ی اخیر تجربه‌اش کردم و کلا موافق این پست هستم!)

برندسازی شخصی و نقش داستان‌سرایی در تقویت آن (استاد پرویز درگی) (عااااااالی!)

چرا رئیس‌های باهوش و «تنبل»، کاراتر از بقیه هستند؟! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک) 

راهنمای‌ سخنرانی برای افراد خجالتی (مهران نصر؛ رسانه‌های امروز)

با چقدر درآمد اضافی احساس موفقیت مالی می‌کنید؟ (محمدجواد محبی؛ یک ریال)

مدیریت کسب و کار:

نمونه های مدیریت بد (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

سرپرست دفتر توسعه فناوری و اطلاعات سازمان ثبت اسناد توضیح می‌دهد: ثبت شرکت‌های تجاری چگونه است؟ (بسیار نکات مهمی داره. بخونیدپ1)

یک فنجان قهوه با مشاور مدیریت (۲) (محمدرضا شعبانعلی)

بزرگ‌ترین آفت کسب و کارهای کوچک چیست؟ (رضا قربانی؛ مدیر رسانه)

ماندلای درون خویش را جستجو کنیم (محمد سالاری)

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

حقیقت یا دروغ: استیو جابز به حرف‌های مشتریان گوش می‌داد – زومیت (البته با یک تفسیر جالب!)

آیا کنسول‌ها بازنده‌اند؟

چیزهایی‌که دره سیلیکون نمی‌خواهد بداند – بخش اول (مقاله‌ی جالبی است در مورد تبعات اجتماعی سیلیکون‌ولی)

۵ مسیر چالش برانگیز پیشروی CIOها که منجر به رشد یا شکست شرکت خواهد شد – ایستنا

دانش و فناوری:

آخرین نوشته والت ماسبرگ برای «وال استریت ژورنال» – تضاد عاقبت به خیری‌ها و سرخوردگی‌های روزنامه‌نگاران و وب‌نویسان (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک) (حرف دل تمام وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای. بخوانید حتما.)

یک خبر بد برای بدخواب‌ها: دیگر فرمول شمردن گوسفند برای به خواب رفتن کار نمی‌کند!

Zeitgeist 2013 منتشر شد: آمار بیشترین عبارات جستجو شده گوگل در سال 2013 – زومیت

چرا لوگوی گوگل این گونه رنگ‌آمیزی شده است؟ (جالب!)

ایسنا – حل کشمکش‌های انسانی با فرمول ساده ریاضی

فناوری همراه:

اچگونه فایل‌های PDF و EPUB را به اپلیکیشن Google Books در اندروید اضافه کنیم – زومیت

رسانه‌های اجتماعی:

گذر از رسانه سنتی به اجتماعی | رسانه‌های اجتماعی

چرا باید کاربر «هشیار» شبکه‌های اجتماعی باشید؟ داستان عکس‌های جعلی مجسمه ابوالهول پوشیده شده از برف (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

صنعت فاوا در ایران:

بانک‌های برتر ایران در مبادلات الکترونیکی

جهانگرد از برنامه‌ریزی برای توسعه تمام شبکه‌های دسترسی خبر داد

واگذاری انحصاری ارسال خریدهای اینترنتی به پست

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – روند نزولی سرمایه‌گذاری‌اقتصادی در ایران

اقتصاد آنلاین – افزایش‌سرمایه بانک‌مرکزی به 3700 میلیارد تومان

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – درآمد نفتی ایران به 23 میلیارد دلار رسید

وزیر کار:2.5 میلیون شغل بدون طرفدار وجود دارد/4.5 میلیون دانشجو در آستانه ورود به بازار کار

تکمیل پروژه‌های عمرانی ۴۰۰ هزار میلیارد اعتبار و ۲۰ سال زمان می‌خواهد

اقتصاد آنلاین – شاخص امید به زندگی در ایران؛ 70 سال

اقتصاد آنلاین – صادرات نفت تا 30 سال دیگر صفر می‌شود

37 میلیون بشکه نفتی که فست‌فود می‌شود/هزینه نیم میلیونی هر خانوار برای غذای آماده

 اقتصاد آنلاین – امیدواری 79درصد فعالان‌اقتصاد به‌بهبوداوضاع

فاوا در ایران و جهان:

اقتصاد آنلاین – 10 پیش‌بینی موبایلی بزرگ برای سال 2014

سرمایه‌گذاری 32 میلیارد دلاری خاورمیانه در IT – ایستنا

مدیرعامل شرکت ارتباطات ثابت از فعال بودن ۱۰۰میلیون سیم‌کارت تلفن همراه در کشور خبرداد

جمعیت توسعه‏‌دهندگان نرم‏‌افزاری جهان به ۱۸.۵ میلیون نفر رسید

۱۰ پیش‌بینی برای بازار خدمات پردازش ابری در سال ۲۰۱۴

سازمان مطلوب؛ از “هست” تا “بود”

در طی سال‌های اخیر به‌دلیل شغل‌م به‌عنوان یک مشاور مدیریت، به سازمان‌های زیادی سرک کشیده‌ام. سازمان‌هایی با ابعاد مختلف: از بزرگ‌ترین و معروف‌ترین وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های دولتی و بانک‌ها گرفته تا یک استارت‌آپ یک نفره. سازمان‌هایی با قدمت‌های مختلف از چند روز تا شاید نزدیک به صد سال عمر. خارج از زندگی شغلی هم در نشست‌ها و گپ‌های دوستانه، همیشه با آدم‌ها در مورد شغل‌شان و سازمان محل کارشان صحبت می‌کنم. از این مشاهده‌ها و گفتگوها، نکات جالبی را در مورد وضعیت سازمان‌های ایرانی کشف کرده‌ام که تلاش می‌کنم به‌تدریج این‌جا در مورد آن‌ها بنویسم. موضوع بحث این بار، درباره‌ی وضعیتی ناخوشایند در چرخه‌ی عمر سازمان‌ها است که خودم هم تجربه‌اش کرده‌ام: نوستالژی سازمانی که “بود!”

تجربه‌ی کار کردن در یک سازمان “می‌تواند” حتی در صورت کوتاه بودن، دل‌نشنین و فراموش‌نشدنی باشد. روی قید “می‌تواند” در این‌جا تأکید دارم: خیلی وقت‌ها هم واقعا “نمی‌شود.”‌ اما وقت‌هایی هست که کار کردن در یک سازمان برای مدیران و کارکنان آن سازمان، تبدیل به تعلق خاطر نسبت به آن سازمان می‌شود (همان بحث شهروندی سازمانی که در ادبیات ره‌بری در مورد آن بحث می‌شود.) در ایران، این ماجرا معمولا در شرکت‌های کوچک‌تر بیش‌تر اتفاق می‌افتد (این‌جا با بحث فلسفی‌ و چرایی‌ش کاری ندارم): این‌که یک عده آدم در کنار هم بخش مهمی از زندگی روزانه‌شان را با هم می‌گذرانند و به‌تدریج سازمان شبیه خانواده‌شان می‌شود: آن‌ها از حضور در سازمان و کنار دوستان همکار (و نه همکاران دوست!) و انجام کارهایی که دوست دارند و رسیدن به نتیجه و رشد و تعالی سازمانی که در آن کار می‌کنند، لذت می‌برند و بزرگ‌ترین انگیزه‌ی کارشان هم همین است. اما … یک امّای بزرگ، خیلی وقت‌ها پایان این تجربه‌ی خوشایند را ناخوشایند می‌سازد.

در سال‌های اخیر بارها و بارها با آدم‌هایی برخورد کرده‌ام که نوستالژی روزهای خوش گذشته‌ی سازمان‌شان را می‌خوردند. فرقی هم ندارد که آن آدم در سازمان چه نقشی داشته است: از مالک کسب و کار گرفته تا افرادی در پایین‌ترین سطوح سازمانی که از بودن در یک سازمان لذت برده‌اند. اما سرانجام زمانی رسیده که یادآوری سازمانی که “بود” فقط لبخندی تلخ را بر چهره‌ها می‌نشاند؛ چرا که سازمانی که هست، آن چیزی نیست که بود!

چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟ فارغ از نقش عوامل تأثیرگذار محیط بیرونی سازمان، در درون سازمان چه فعل و انفعالاتی باعث پدید آمدن چنین وضعیتی می‌شوند؟ در این‌جا قصد دارم براساس تجربیات و مشاهدات خودم به چند نکته‌ی کلیدی اشاره کنم:

1- با هم حرف نمی‌زنیم: مشکلات و اختلافات کاری و حتی شخصی، طبیعی‌‌اند و حدی از تعارض هم برای رشد و پیش‌رفت فردی و سازمانی لازم است. اما وقتی که حرف‌ها در دل می‌ماند و گفته نمی‌شود، به‌تدریج زخم‌شان کهنه می‌شود و زخم‌های کهنه، همیشه خطرنا‌ک‌اند!

2- انتظارات‌مان از یکدیگر هم‌سطح نیستند: بخشی از این مشکل، البته ریشه در حرف  نزدن‌های ما دارد؛ اما بسیاری از این انتظارات هم با معیار منطق و علم و تجربه سازگار نیستند. کافی است کمی از انتظارات احساسی فاصله بگیریم و تلاش کنیم اندکی منطقی با دنیا و سازمان محل کارمان نگاه کنیم.

3- تصویر ذهنی مشترکی در سازمان وجود ندارد: معمولا برنامه و استراتژی و چیزهایی شبیه آن، به‌شوخی گرفته می‌شود؛ اما فارغ از تمرکز استراتژی روی محیط بیرونی سازمان، برای حفظ حیات یک سازمان لازم است همه‌ی اعضای سازمان ـ در هر سطحی که باشند ـ بتوانند جواب این سه سؤال را بدهند:

الف ـ این سازمان چرا در این دنیا هست و اگر نباشد چه می‌شود؟ (فلسفه‌ی وجودی)

ب ـ قرار است به کجا برسد؟ (چشم‌انداز)

ج ـ قرار است چگونه به آن مقصد برسد؟ (استراتژی‌ها)

اصلا هم منظورم این نیست که همه لازم است کل برنامه‌ی استراتژیک سازمان‌شان را حفظ باشند. مهم وجود یک تصویر کلی است. شاید تنها یک جمله …

4- توزیع منافع در سازمان عادلانه نیست یا آدم‌ها در مورد آن توجیه نیستند: اولی که بدیهی است. اما دومی به‌نظرم مشکل شایعی است که خیلی هم به آن توجه نمی‌شود. متأسفانه اغلب ما توجیه نیستیم این‌که حق هر کسی در سازمان چقدر است، در درجه‌ی اول براساس شایستگی‌های او، کار او و عملکردش در سازمان تعیین می‌شود و نه مقایسه با دیگران و مخصوصا مالکان کسب و کار.

5- سرمایه‌گذاری روی توسعه و اجرای نظام‌های مدیریتی و سازمانی، برای ما صرف ندارد: این یکی خطاب مستقیم به مدیران کسب و کارهاست. زمانی فکر می‌کردم این یکی اشکال سازمان‌های کوچک است؛ اما به‌تدریج که دامنه‌ی مشاهداتم گسترده شد، متوجه شدم که متأسفانه چنین تفکری در ذهن بسیاری مدیران به‌صورت پیش‌فرض‌ جا خوش کرده است. نتیجه‌ی چنین تفکری این می‌شود که متأسفانه سلیقه‌ای عمل می‌کنیم، عملکردمان ثابت نیست و نوسان دارد و وابسته به حضور یا عدم حضور یک آدم و حتی حال و حوصله‌ی شخصی اوست و وقتی هم که او سازمان را ترک کرد، تازه یادمان می‌افتد چرا دانش و اطلاعات او را مستند نکرده‌ایم! البته خیلی وقت‌ها این چیزها در سازمان وجود ظاهری هم دارند؛ اما …

6- اهداف شخصی‌مان را به سازمان می‌کشانیم: این یکی شاید در گاه اول خیلی بد نباشید؛ اما این‌قدر جلوه‌های بدش را در عمل دیده‌ام که متأسفانه به این مورد بسیار بدبینم. خوب است که من به‌دنبال تحقق اهداف شخصی‌ام در زندگی و کار از طریق فعالیت در سازمان باشم؛ اما خط قرمز ماجرا مانع‌تراشی برای تحقق اهداف کلان سازمان است. فرقی هم ندارد چه کسی این کار را بکند؛ از مدیر ارشد سازمان گرفته تا افرادی که در پایین‌ترین سطح سازمان فعالیت می‌کنند، همه و همه باید به این موضوع از نظر اخلاقی متعهد باشند.

7- “اخلاق حرفه‌ای” را فراموش می‌کنیم: این یکی مهم‌ترین و بدترین عامل تأثیرگذار در سقوط سازمان‌ها است. برای ما در کتاب‌ها مثال زده‌اند که شرکتی به‌عظمت انرون و بانکی به بزرگی لیمن برادرز به‌همین دلیل نابود شدند. اما مثل همیشه فکر می‌کنیم که این‌ها داستان‌اند و ما اسطوره‌ی اخلاقی و هیچ‌وقت اشتباهات اخلاقی ـ آگاهانه باشند یا ناآگاهانه ـ به‌سراغ شرکت ما نخواهند آمد. پیشنهاد می‌کنم کمی و فقط کمی به میزان رعایت اخلاق در سازمان‌تان ـ چه توسط خودتان و چه از سوی همکاران‌تان ـ فکر کنید. فراموش نکنیم که رعایت اخلاق، مبنای اعتماد است و اعتماد چسب اصلی سازنده‌ی هویت یکپارچه‌ی سازمانی.

لینک‌های هفته (۱۶8)

هفته‌ی پربار و باکیفیت داشتیم. 🙂 با تشکر از زحمات همه‌ی دوستان.

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

جهان را در باغچه‌ی خانه‌ات بساز (رضا بهرامی) و چگونه شغل‌مان را اختراع کنیم (سخنرانی رضا در تدکس جوانان تهران) (عاااااااااااالی!)

کارجویان بخوانند: پنج شرط برای خاص شدن (علی واحد؛ وبلاگ آرمان) و برق بزنیم! (وفا کمالیان؛ وبلاگ آرمان) (عااااااااالی! حتما بخوانید.)

برچسب‌زنی (سوماموس)

چگونه خودمان را ببخشیم؟

1+10 نکته برای شروع یک هفته موفق

چرا زود خسته می‌شوم؟

مدیریت و کسب و کار:

در جستجوی کارکنان دانش‌گر (شهرام کریمی؛ یادداشت‌های صنایعی)

دشواری تغییر (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عاااااااالی!)

بازاریابی و جنگ (استاد پرویز درگی)

ماندلا و مذاکره: نقش محل در تقویت موضع گوینده (محمدرضا شعبانعلی)

جنگ زیبا و زیرکانه کوکا و پپسی (فرنود حسنی) 

چگونه جلسه‌ای را که از دستور خارج شده به موضوع اصلی بازگردانیم (محمد سالاری)

سيد جليل طباطبايي يزدي بنيان گذار كانون تحقيقات صنعتي خراسان (نکات جالبی در مصاحبه‌ی این )

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

مایکروسافت برای نبرد با اندروید، سیستم‌عامل‌های ویندوز فون و ویندوز RT را مجانی می‌کند – زومیت

از این پس لوگوی اینتل را در زیر پیراهن بارسلونا خواهید دید! (فارنت) (یاد کمپین اینتل اینساید به‌خیر!)

دانش و فناوری:

تاریخ رمزآلود نشانه‌های کامپیوتری (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

ایسنا – چرا بوی عطرها از نظر افراد متفاوتند؟

ایسنا – افراد عاشق خرید کردن، بیشتر عمر می‌کنند!

تولید پیتزا توسط یک چاپگر سه بعدی

فناوری همراه:

فوربس: مایکروسافت جایگاه اپل را در سه سال آتی از آن خود خواهد کرد! – زومیت

تعداد نرم‌افزارهای اپل از یک میلیون گذشت

فناوری همراه:

چطوری تو LinkedIn موفق باشیم؟ (نادر خرمی‌راد)

صنعت فاوا در ایران:

چگونه به فروشگاه‌هاي اينترنتي اعتماد کنيم

فاز نخست تلویزیون تعاملی آغاز به کار کرد

مدیرعامل مخابرات: پتانسیل بازار مخابرات 40هزار میلیارد تومان است

یک سوم ایرانی‌ها بازی رایانه‌ای می‌کنند

اقتصاد:

بازهم اوراق مشارکت (پویان مشایخ؛ خاکریز اقتصاد)

معیارهای پذیرش در هاروارد (علی سرزعیم؛ دوستدار سقراط)

راه‌های شناخت طلای تقلبی از اصل | سایت طلا

ایسنا – مجلس با تشکیل سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور موافقت کرد

تجربه‌ی شیرین موفق شدن در کنار هم: استارت‌آپ‌ویکند تبریز

خیلی خلاصه بگویم که یک روز آرش میلانی عزیز با من تماس گرفت و از من پرسید که دوست دارم در استارت‌آپ‌ویکند تبریز به‌عنوان مربی کنارشان باشم؟ بله. چرا دوست نداشته باشم؟ و این‌گونه داستان سفر ما به تبریز و سه روز پر از هیجان و لبخند و تجربه آغاز شد. 🙂

راستش خیلی علاقه‌ای به طولانی نوشتن در این مورد ندارم. خاطره چیزی است که باید در بطن آن باشی و خودت لذت‌ش را بچشی و دوباره تعریف کردن‌ش، آن‌قدرها هم لطف ندارد. حداقل طعم شیرین استارت‌آپ‌‌ویکند تبریز برای من از این‌ جنس است. اما خوبی تجربه این‌جا است که می‌شود در مورد آن حرف‌های زیادی زد! 🙂 چیزی که البته یکی از تخصص‌های شخصی من است! 😉

بسیار خوب. قبلا این‌جا نوشته بودم که رویداد استارت‌آپ‌ویکند چرا تجربه‌ی مهمی برای شرکت‌کنندگان است. خلاصه‌ی ماجرا:

1- کسب تجربه‌ی شخصی: شما در 54 ساعت از الف تا ی راه‌اندازی نمونه‌ی اولیه‌ی یک کسب و کار را طی می‌کنید. مهم‌تر این‌که این تجربه را به‌عنوان مالک کسب و کار کسب می‌کنید و نه به‌عنوان یک کارمند ساده. چه چیزی بهتر از این؟

2- مهارت کار گروهی: شما در قالب تیم در مسابقه شرکت می‌کنید. هیچ کس در استارت‌آپ‌ویکند تنها نیست! 😉

3- استفاده از دانش مربیان: مربیان رویداد استارت‌آپ‌ویکند، همگی کسانی هستند که سال‌ها تجربه‌ی علمی و عملی کار روی راه‌اندازی و رشد کسب و کارها و همین‌طور تجربیات فنی در حوزه‌های مرتبط (مشخصا آی‌سی‌تی) را داشته‌اند. خیلی از آن‌ها خودشان صاحب کسب و کارهای شخصی بسیار موفقی هستند. دو روز و نصفی بودن کنار این آدم‌ها حتی برای من که به‌عنوان مربی حضور داشتم هم نکات آموزشی زیادی به‌همراه داشت.

4- شبکه‌سازی: در مورد اهمیت شبکه‌سازی بارها گفته و نوشته‌ام. مصاحبه‌ی مفصلی در این زمینه با بچه‌های استارت‌آپ‌ویکند تبریز داشته‌ام که امیدوارم بالاخره منتشرش کنند. 🙂

اما استارت‌آپ‌ویکند تبریز تجربیات مهم‌تری را برای من و همه‌ی دوستان حاضر (اعم از شرکت‌کننده و مربی و برگزارکننده) به‌همراه داشت. خیلی خلاصه:

1- آشنایی با جانی لی: نماینده‌ی استارت‌آپ‌ویکند جهانی در رویداد تبریز. یک آدم چشم‌بادامی جذاب خندان بانمک با انرژی بی‌نهایت. 🙂 از جانی در مورد زبان بدن و مجلس‌گردانی چیزهای زیادی یاد گرفتم.

2- سه روز هیجان‌انگیز کنار مربیان: «روزبه منیری»، «عطا خلیقی سیگارودی»، «سالار کابلی»، «فرید دهقان»، «داوود تراب‌زاده»، «وحید کشی‌پور»، «امیرحسین صادقی»، «پیام صادری»، «وحید حلاجی» «بهروز بختیاری»، «فرزام خجسته‌نیا»، «خلیل رضوی»، «اسد صفری» ، «نیما عبدالله‌زاده» و «خلیل رضوی» و البته فرانک خانم مجیدی. دوستان عزیزی که با خیلی از آن‌ها در محیط مجازی آشنایی داشتم و افتخاری بود تا کنارشان باشم. 🙂  (در این عکس البته فقط چند نفرشان را می‌بینید.)

3- سه روز لذت‌بخش کنار بچه‌های شرکت‌کننده: اصل ماجرا این‌جاست. در این سه روز تجربیات بسیار جالبی را در کنار بچه‌های شرکت‌کننده و مربیان کسب کردیم. چند نکته‌ی مهم‌تر را این‌جا می‌نویسم:

ـ ایده‌ها به‌نسبت رویدادهای مشابه داخلی که شرکت کرده بودم؛ بسیار جذاب و واقعی بودند. نظر شخصی من این است که تقریبا تمامی ده ایده‌ی نهایی با اصلاحاتی اندک و البته پی‌گیری برای اجرا، می‌توانند کسب و کارهای بزرگ و جذابی را ایجاد کنند.

ـ بزرگ فکر کردن بچه‌ها، هیجان‌شان برای موفقیت، تشنگی‌شان برای یاد گرفتن، نداشتن تعصب روی ایده‌ها و پذیرفتن پیشنهادات مربیان و خیلی چیزهای دیگر همگی جزو نکاتی بودند که استارت‌آپ‌ویکند تبریز را برای من تبدیل به یک تجربه‌‌ی متفاوت کرد.

ـ چرخش به‌موقع ایده، یکی از موضوعاتی است که برای موفقیت یک استارت‌آپ بسیار مهم است؛ اما معمولا به‌دلیل علاقه‌ی بیش از حد به ایده‌ی اولیه، هزینه‌ی سوخته (Sunk Cost)، تله‌ی بنیان‌گذار، عدم آگاهی از ابعاد گوناگون ایده و … در عمل رخ نمی‌دهد. بچه‌های شرکت‌کننده در استارت‌آپ‌ویکند بیش از هر چیز شجاعت خودشکنی را داشتند و همین عامل موفقیت‌شان شد.

درس‌های زیاد دیگری هم در تجربه‌ی استارت‌آپ‌ویکند تبریز وجود داشت که گفتن‌شان را به زمان دیگری واگذار می‌کنم. اما دو نکته‌ی بسیار مهم:

 

اول: من در اختتامیه روی یک جمله تأکید کردم. این‌که استارت‌آپ‌ویکند تبریز، تجربه‌ی شیرین موفق شدن در کنار هم بود. شاید نقطه‌ی اوج ماجرا قبل از برگزاری رویداد و در همبستگی و پشتیبانی بچه‌های تبریز و پافشاری‌شان برای برگزاری رویداد خودشان بود. شاید هم در خود برنامه و آن‌جایی که تیم دوم رویداد (Globe) انصراف داد؛ اما با کمک همه‌ی بچه‌ها به بازی برگشت و برنده شد. شاید هم … مهم این بود که همه‌ی ما (آدم‌های عکس بالا) کنار هم برنده شدیم!

دوم: به‌لحاظ اجرایی برگزاری این رویداد در مقایسه با تقریبا تمام برنامه‌هایی که من در آن‌ها شرکت داشتم، کم‌نظیر بود. از زحمات تیم اجرایی، تیم پوشش خبری زنده، تیم تصویربرداری، تیم پشتیبانی و خلاصه تک‌تک بچه‌هایی که کنار ما بودند، صمیمانه سپاس‌گزارم و برای‌شان موفقیت و شادی همیشگی را آرزو دارم.

و در پایان یک خواهش: 5 تیم از میان تیم‌های شرکت‌کننده در استارت‌آپ‌ویکند تبریز در مسابقه‌ی جهانی استارت‌آپ‌ها شرکت کرده‌اند که به رأی تک‌تک ما برای موفقیت نیاز دارند. رأی‌مان را دریغ نکنیم! در این‌جا می‌توانید لینک‌های رأی به هر 5 تیم را بیابید. برای این دوستان جوانم، آرزوی موفقیت را دارم.

از تمامی دوستان مهما‌ن‌نوازم در تبریز برای این سه روز زیبا و به‌یادماندنی تشکر می‌کنم. به‌امید دیدار مجدد همه‌ی ما در برنامه‌های بعدی!

پ.ن. برای اطلاع یافتن از جزئیات رویداد، گزارش خواندنی خانم فرانک مجیدی در وبلاگ یک پزشک و گزارش پوشش زنده‌ی رویداد را از دست ندهید. ضمنا ویدئوی “گزارشی فانتزی از استارت‌آپ‌ویکند تبریز” را هم تحث هیچ شرایطی نباید از دست بدهید!

لینک‌های هفته (۱۶6)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

بیست نکته کلیدی برای یک مذاکره موفق – بخش اول (محسن احمدی)

 سلامت نیوز:چگونه شاد و پرانرژی شویم؟

سلامت نیوز: روش‌های رهایی از استرس‌های صبح

ایسنا – تماشای ورزش هم انسان را سالم‌تر می‌کند

ایسنا – شناسایی منطقه تصمیم‌گیری‌های مهم در مغز

مدیریت کسب و کار:

نقش عوامل (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عاااااااالی! بهترین مطلب هفته.)

استارت‌آپ ویکند تبریز: رفاقت، ایده، شادی (فرانک مجیدی) (عااااااااااااااالی!)

فروشندگان تازه‌کار بخوانند: چک لیست فروش  (استاد پرویز درگی)

سلامت نیوز: چگونه مغز قادر به تشخیص قیمت مناسب است؟

استارت آپ ویکند تبریز؛ کار تیمی و نتیجه‌ی شیرین – وبلاگ شخصی محسن حسینیان (روایت یکی از اعضای تیم برنده)

ایران‌تلنت: ایرانسل، مپنا، نستله، هواوی و سامسونگ پرطرفدارترین شرکت‌های ایران برای استخدام متخصصان هستند

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

هدف اینتل: تبدیل اندروید به ویندوزی دیگر!

مایکروسافت در آینده ۳ نوع ویندوز مختلف نخواهد داشت (نارنجی)

لزوم تفکر جدید شرکت‌های مخابراتی برای سرویس‌های اطلاعاتی – ایستنا

اخذ نماد اعتماد الکترونیکی برای فروشگاه‎های اینترنتی الزامی شد

علم و فناوری:

کتاب‌های کاغذی هنوز هم بادوام‌ترین وسیله ذخیره‌سازی اطلاعات هستند! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

«اوکی گوگل» به کامپيوترهای شخصی راه يافت!

در آینده دارو نخورید، فقط لذت ببرید

آبنبات دیجیتالی هم ساخته شد

فناوری همراه:

افزایش تمایل کاربران سازمانی به خرید گوشی‌های اندرویدی

کسب و کار‌ها راهبرد مشخصی در زمینه استفاده از ابزارهای همراه ندارند

رسانه‌های اجتماعی:

اینفوگرافی کارنامه #صدروز روحانی در توییتر | رسانه‌های اجتماعی 

شبکه‌های اجتماعی و کسب‌وکار اجتماعی و نظرسنجی مک‌کینزی: تحول‌آفرینی «تکنولوژی‌های اجتماعی» در کسب‌وکار

یک‌پنجم مردم جهان عضو شبکه‌های اجتماعی هستند

صنعت فاوا در ایران:

وزیر ارتباطات: با کمک بخش خصوصی سرعت اینترنت را دو برابر می کنیم

گزارش عملکرد 100 روزه وزارت ICT

۷ قطعی اینترنت که جریمه ندارد

مدیر عامل اپراتور چهارم: طرح تجاری شبکه فیبرنوری تا خانه، در فاز سوم

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – سهام بخرید، اما آهسته و پیوسته

اقتصاد آنلاین – جذاب‌ ترین کشور جهان برای سرمایه‌ گذاری؟

اقتصاد آنلاین – رئیس شورای رقابت استعفا داد 

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

رشد منفی34 و 12درصدی بخش نفت و صنعت در سال پایانی دولت دهم (و کلی آمار مهم اقتصادی دیگر کشور!)

بدهی خارجی ایران اعلام شد

بازدهی بورس تهران به 116 درصد رسید

حجم تجارت خارجی ۸ ماهه ایران ۵۳ میلیارد دلار شد

رشد 698 درصدی چاپ اسکناس و ضرب سکه در دولت دهم

فناوری در ایران و جهان:

شاخص‌های ICT در برنامه پنجم توسعه

نتایج یک تحقیق درباره نقش تلفن‌های هوشمند در زندگی روزمره

امسال چقدر گوشی‌هوشمند فروخته می‌شود؟

لینک‌های هفته (۱۶5)

من آخر هفته‌ی پیش، سه روز عالی را با دوستان عزیزم در استارت‌آپ‌ویکند تبریز گذراندم. طبیعتا دسترسی کم‌تری به اینترنت داشتم و دیروز هم کلا به بازگشت گذشت! بنابراین با عرض پوزش بابت تأخیر، بریم سراغ کار خودمان. 🙂

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

همکاری‌های درون سازمانی ما!  (تجربه‌ی جالب شیث از همکاری در یک شرکت مهندسی آلمانی را از دست ندهید!)

تکنیک‌های اثربخش برای بدبختی (قسمت اول) (محمدرضا شعبانعلی) (عااااااااااالی!)

اقتصاد آنلاین – چند راه ساده برای پول در آوردن و سلامت نیوز: 5 راهکار ساده اما عالی برای پس‌انداز

ایسنا – بی‌حوصلگی در محل کار باعث تقویت خلاقیت می‌شود!

سلامت نیوز: مهارت تفکر انتقادی شما در چه سطحی است؟

مدیریت کسب و کار:

می‌خواهید در کسب و کار موفق باشید، آگاهانه خبر بخوانید (رضا قربانی؛ مدیر رسانه) (پست لینک‌های هفته برای همین است!)

پرندگان خشمگین و علم مدیریت (به همراه تیزر تبلیغاتی) (استاد پرویز درگی)

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

فهرست ۵ رهبر شاخص دنیای تکنولوژی در سال ۲۰۱۳ به انتخاب مجله فورچون | نارنجی

دادگاه گوگل و اتحادیه نویسندگان، قضاوت نهایی را به نفع غول موتورهای جستجو پایان داد – زومیت

بالمر دلیل اصلی ترک مایکروسافت را بیان کرد – زومیت

علم و فناوری:

کدام شرکت‌ها اطلاعات شما را بهتر رمزنگاری می‌کنند؟ (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

هشت دلیل اصلی که چرا باید ویندوز را قابل احترام دانست! (فارنت)

پخش‌کننده قدیمی و نوستالژیک Winamp بعد از 15 سال، کار خود را متوقف می‌کند (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

ببینید: تفاوت اشک شادی با اشک غم و اندوه در زیر میکروسکوپ! (فارنت)

انتظار درد وحشتناک‌تر از خود درد است

فناوری همراه:

5 افسانه در مورد اندروید که شاید شما هم آن‌ها را باور کرده‌اید! (فارنت)

صنعت فاوا در ایران:

گزارش جهانگیری از گفت‌وگوی فناورانه با وزیر ارتباطات

ابلاغ برنامه جامع ملی فناوری اطلاعات توسط رئیس جمهور

تصویب سیاست‌های کلان شبکه ملی اطلاعات در شورای فضای مجازی همگام با اجرا

برات قنبری از تهیه حساب‌های اقتصادی بخش ICT خبرداد

وزیر ارتباطات: از وضعیت پست اصلا راضی نیستم

اقتصاد:

مشخصات افراد در دهک‌های هزینه‌ای (3) (حسین عباسی؛ IRPD ONLINE)

اقتصاد آنلاین – رکورد 9 ساله بیکاری زنان شکسته شد

91 هزار میلیارد تومان درآمد غیرپولی ایرانیان

با راه اندازی طرح جامع مالیاتی دسترسی به پرونده‌ ها اینترنتی می‌شود

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

رئیس کل بانک مرکزی: نقدینگی کشور 500 هزار میلیارد تومان است – ( Tala.ir ) سایت طلا

اقتصاد آنلاین – سهم 3 درصدی وام بانکی در هزینه تولید

ایران سالانه 100 میلیارد دلار نفت‌ می‌سوزاند

160,000,000 تومان، هزینه تولید هر شغل در کشور

ارزش ذخایر معدنی ایران 770 میلیارد دلار است

اقتصاد آنلاین – درآمد ماهانه صندوق‌صدقات 15 میلیارد دلار است

ایرانیان 40 درصد درآمد نفت، گوشت می‌خورند

10 هزار میلیارد تومان در دست قرض‌الحسنه‌هاست

اقتصاد آنلاین – کار مفید در ادارات، تنها 30 دقیقه در روز!

100 هزار کارت هوشمند ملی واگذار شد

رتبه 79 ایران در جهان از لحاظ سرانه خودرو

فناوری در ایران و جهان:

شرکت‌هاي بزرگ IT در هر ثانيه چقدر درآمد دارند؟

چند خانواده ایرانی تلفن ثابت دارند؟

عقب‌ماندگی شدید توسعه پهنای باند کشور

1.3 میلیارد مشترک LTE تا 2018

9.3 ميليارد مشترک تلفن همراه در جهان تا سال 2019 ميلادي

مقاله‌ی هفته (۳5): چگونه در کشف فرصت‌ها بهتر عمل کنيم

نويسنده: هايدي گرانت هالوورسون / مترجم: علي نعمتي شهاب

براي تبديل شدن به يک کارآفرين موفق ـ يا موفقيت در هر کاري ـ لازم است بتوانيد فرصتي را که در برابرتان ظاهر مي‌شود، ببينيد. به‌ويژه بايد بتوانيد مسئله يا شکافي را تشخيص دهيد و براي آن راه‌حلي بيابيد (بديهي است که لازم است بتوانيد آن راه‌حل را هم اجرا کنيد؛ اما بدون کشف يک فرصت در گام اول، به‌هيچ جا نخواهيد رسيد.)

بنابراين سؤال اين است که چگونه يک فرد مي‌تواند در کشف فرصت‌ها عالي و دقيق عمل کند؟

ممکن است بگوييد: “اين يک ويژگي ذاتي است ـ شما يا در اين کار خوب هستيد يا نيستيد.”

ـ متأسفم. اشتباه کرديد. دوباره امتحان کنيد.

ـ “خوب بنابراين احتمالا بايد ماجرا ربطي به تمرين کردن يا شايد هم تجربه کردن داشته باشد.”

ـ احتمالا نه! (کمي صبر کنيد. براي‌تان توضيح مي‌دهم چرا.)

تعليقي که در اين روايت هست احتمالا دارد شما را مي‌کشد! بنابراين من بي‌مقدمه به‌سراغ پاسخ اين سؤال مي‌روم که راز تشخيص فرصت‌ها چيست: تمرکز عميق.

من به‌همراه توري هيگينز در کتاب‌ جديدمان با نام “تمرکز” نوشته‌ايم که زماني که شما سرمايه‌گذاري‌تان (يا مسير شغلي‌تان يا هر هدفي به‌صورت عام) را به‌عنوان چيزي که پتانسيل توسعه، نتيجه‌گيري و دستيابي به پاداش (مادي و معنوي / م.) دارد ببينيد، داراي تمرکز عميق هستيد. شما زماني تمرکزي عميق خواهيد داشت که در مورد آن‌چه ممکن است در صورت موفقيت “کسب کنيد” بيانديشيد: اين‌که چطور بهترين پايان را رقم بزنيد!

به‌همين شکل اگر سرمايه‌گذاري‌تان را روي از دست ندادن دست‌رنج‌تان يا اجتناب از خطر و کج‌دار و مريز پيش بردن کارها متمرکز سازيد، داراي تمرکز پيش‌گيرنده هستيد. تمرکز پيش‌گيرنده به‌ دلايل گوناگوني مفيد است؛ از جمله به‌دليل نگاهش به برنامه‌ريزي محافظه‌کارانه، دقت، قابليت اطمينان و کمال‌گرايي. اما اين نوع تمرکز، به‌اندازه‌ي تمرکز عميق به خلاقيت، ذهنيت باز و اعتماد به‌نفس کافي براي ربودن فرصت‌ها نمي‌انجامد. تحقيق جديدي که توسط آندرانيک توماسيان و راينر براون در مدرسه‌ي مديريت تام آلمان انجام شده است، نشان‌مان مي‌دهد که براي تبديل شدن به يک کاشف فرصت‌ها نيازمند چه معجوني هستيم.

توماسيان و براون از 254 کارآفرين بريتانيايي از صنايع مختلف خواسته‌اند تا نوع تمرکزشان را تعيين کنند و سپس مهارت‌هاي کشف فرصت‌شان را به‌نمايش بگذارند. براي اين منظور پس از انتخاب يکي از دو نوع تمرکز، نتايج واقعي گروه‌هاي متمرکزي که روي 5 نوع مسئله‌ي مربوط به کفش (شامل: دوام، راحتي، عملکرد، سبک و قيمت) کار کرده‌اند، در اختيار هر يک از اين کارآفرينان قرار گرفته است. پس از بررسي کامل اين نتايج، به کارآفرينان گفته شد که فهرستي از مسائل پنهاني را که توسط اظهارنظرهاي اعضاي گروه متمرکز بيان شده‌اند تهيه کنند و راه‌حل‌هايي را براي اين مسائل ارائه نمايند.

نتايج اين تحقيق جاي هريچ گونه ترديدي را باقي نمي‌گذارد: کارآفرينان داراي تمرکز عميق توانايي بيش‌تري در تشخيص فرصت‌ها دارند: آن‌ها راه‌حل‌هاي بيش‌تري را براي مسائل تعيين شده توليد کردند. به‌علاوه براساس قضاوت گروهي از داوران مستقل، اين راه‌حل‌ها خلاقانه‌تر از راه‌حل‌هاي افراد داراي تمرکز پيش‌گيرانه ارزيابي شدند.

اين تازه همه‌ي ماجرا نيست. کمبود خلاقيت و اعتماد به‌نفس کارآفرينانه ـ که معمولا به‌عنوان عناصر حياتي موفقيت ارزيابي مي‌شوند ـ ريشه در تمرکز پيش‌گيرانه دارند. کارآفريناني که داراي تمرکز صحيح بوده‌اند حتي با کمبود اعتماد به‌نفس هم به جمع افراد بسيار موفق پيوسته‌اند.

اگر در اين لحظه به‌ميزان کافي متمرکز نيستيد، محققان تکنيک‌هاي آزموده‌ شده‌ي گوناگوني را ارائه کرده‌اند که مي‌توانيد از آن‌ها براي تقويت تمرکز عميق خود استفاده کنيد. در اين‌جا به تعدادي از آن‌ها که بهتر کار کرده‌اند، اشاره مي‌شود:

  • تعدادي از اهداف‌تان براي سرمايه‌گذاري مورد نظر (يا کارراهه‌ي شغلي‌تان) را بنويسيد. براي هر هدف، فهرستي از راه‌هايي که در صورت موفقيت، از آن‌ها چيزي به‌دست مي‌آوريد، تهيه کنيد. هر روز يا قبل از انجام هر کار مهم، اين فهرست هدف‌ها و دستاوردها را مرور کنيد.
  • خودتان را در 5 يا 10 سال بعد در حالي تصور کنيد که مسير ايده‌آل‌تان را در زندگي پيموده‌ايد. براي اين منظور به اين بيانديشيد که شور و الهامات دروني‌تان کدام‌اند؟ رؤياهاي‌تان چطور؟ آرزو داريد چه کاري را انجام دهيد؟ فکر کردن درباره‌ي آينده‌ي ايده‌آل‌تان، شما را در تمرکز عميق فرو مي‌برد.
  • گذشته‌تان را مرور کنيد. درباره‌ي يک پيروزي يا دستاورد بزرگ اخيرتان فکر کنيد: زماني که واقعا احساس کرديد به هر چيزي که اراده کنيد دست خواهيد يافت. زماني که احساس کرديد در آسمان‌ها هستيد. فکر کردن درباره‌ي موفقيت‌ها و دستاوردهاي‌مان در گذشته، تمرکز عميق را در ما افزايش مي‌دهد.

هر چقدر بيش‌تر از اين تکنيک‌ها استفاده کنيد، به‌صورت ناخودآگاه هر لحظه بيش‌تر به‌سوي تمرکز عميق کشانده مي‌شويد.

منبع

بهترين تجارب براي موفقيت کسب و کارهای کوچک

ايجاد کسب و کار کوچک‌مان يک شبه ممکن نيست. بايد خون دل خورد و دود چراغ و قدم به قدم پيش رفت تا به نتيجه‌ رسيد. براي اين منظور بياييد کسب و کار کوچک‌مان را همانند يک موجود زنده ببينيم؛ موجودي که روزي به‌دنيا مي‌آيد، رشد مي‌کند و توسعه مي‌يابد، چند سالي “عمر” مي‌کند و متأسفانه روزي ديگر اين دنياي فاني را ترک مي‌کند. تا اين‌جا بحث ما در مورد به‌دنيا آوردن اين کسب و کار و رشد دادن آن صحبت کرديم. گام‌هاي مختلفي که لازم است انجام بدهيم تا کسب و کارمان راه بيفتد را بررسي کرديم. حالا کسب و کارمان به موفقيت نسبي دست يافته و وقت آن رسيده که در مورد مديريت کسب و کار صحبت کنيم. سؤال اصلي اين است چه کنيم که کسب و کارمان موفق بماند؟

بسيار ديده شده که کارآفرينان، در شروع يک کسب و کار خوب شروع مي‌کنند و به موفقيت‌هاي بسياري هم دست مي‌يابند. اما در ادامه دچار مشکل مي‌شوند و شکست مي‌خورند. به‌عنوان مثال از بين 100 شرکت اول آمريکا در اوايل دهه‌ي 1990، اين روزها شايد حدود 20 شرکت هم‌چنان در فهرست شرکت اول باقي مانده‌اند. چرا اين اتفاق مي‌افتد؟

مهم‌ترين دليل اين مسئله اين است که اين افراد تنها به راه‌اندازي کسب و کارشان فکر کرده‌اند و نه به بعد از آن. تبديل شدن به يک کارآفرين موفق تنها شامل مرحله‌ي راه‌اندازي کسب و کار نيست. اگر چه يک شروع خوب مي‌تواند در موفقيت کسب و کار بسيار تأثيرگذار باشد، اما اصل کار بعد از ورود محصول يا خدمت به بازار آغاز مي‌شود: جايي که مشتري بايد متقاعد شود محصول يا خدمت اين کسب و کار جديد به نيازي از او پاسخ مي‌دهد، از محصولات و خدمات مشابه بهتر است و البته به قيمت‌ش مي‌ارزد. رقبا هم که بي‌کار ننشسته‌اند؛ هدف آن‌ها هم همين‌ است. از همه بدتر اين‌که زماني که ايده‌ي نويي به بازار عرضه مي‌شود، موج کپي‌برداري‌ها هم شروع مي‌شود و باعث مي‌شود کارآفريني که ايده‌ي اوليه متعلق به او بوده است تحت فشارهاي رقابتي بسيار وحشتناکي قرار بگيرد. موضوع ديگر کنترل هزينه‌ها از زمان‌ راه‌اندازي يک کسب و کار تا زمان رسيدن کسب و کار به نقطه‌ي سر به سر (که بين چند ماه تا چند سال طول مي‌کشد) است. همه‌ي اين مثال‌ها اهميت بسيار بالاي داشتن دانش و مهارت “مديريت” را براي کارآفرينان نشان مي‌دهند.

حالا فرض کنيم که اين مشکلات هم براي کسب و کار اين مشکلات هم پيش نيايد و کسب و کار موفق باشد. اين موفقيت نسبي، به‌تدريج باعث پيش آمدن آفت ديگري مي‌شود. در ادبيات علمي کارآفريني بحثي به‌نام تله‌ي بنيان‌گذار وجود دارد. ماجرا از اين قرار است که بعد از راه‌اندازي و موفقيت يک کسب و کار جديد، بنيان‌گذار به کسب و کار خود دل‌بستگي عاطفي پيدا مي‌کند. از طرف ديگر چون اقدامات قبلي او منجر به موفقيت کسب و کارش شده، تصور مي‌‌کند با ادامه‌ي همان کارهاي قبل مي‌تواند موفقيت را حفظ کند. به اين اضافه کنيد اين‌ را که اهميت “مديريت” کسب و کار بعد از راه‌اندازي دست کم گرفته مي‌شود. بنابراين پس از راه‌اندازي موفق کسب و کار، براي حفظ موفقيت و رشد و توسعه‌ي بيش‌تر کسب و کارمان، بايد به‌عنوان يک کارآفرين اصول مديريت را بياموزيم. براي موفقيت کسب و کارها نمي‌شود نسخه‌ي جامعي پيچيد. هر کسب و کار برحسب شرايط داخلي و محيط بيروني خودش بايد عوامل موفقيت خاص خودش را کشف کند. با اين حال مي‌توان گفت رعايت اصول زير در موفقيت يک کسب و کار کوچک تأثير اساسي دارند:

  • تلاش کنيد براي آينده حتما برنامه‌ريزي کنيد.
  • دقيقا براساس برنامه‌ها پيش برويد.
  • اجراي برنامه‌ها را کنترل کنيد. هر جا در اجرا از برنامه‌ها منحرف شديد سريعا دست به اقدامات اصلاحي بزنيد.
  • در انجام کارها سازماندهي و نظم داشته باشيد.
  • انعطاف‌پذير باشيد و با تغيير شرايط، برنامه‌ها و اقدامات اجرايي خودتان را هم اصلاح کنيد.
  • دائما دست به نوآوري بزنيد، محصولات و خدمات‌تان را بهبود ببخشيد يا محصولات خدمات جديدي را براساس نياز مشتريان به بازار عرضه کنيد.
  • هزينه‌هاي‌تان را کنترل کنيد و مواظب باشيد که هزينه‌هاي‌تان از درآمدهاي‌تان فراتر نرود.
  • نيروي انساني باکيفيت را مطابق با نيازهاي کسب و کارتان استخدام کنيد و حواس‌تان به انگيزش و آموزش متناسب آن‌ها باشد.

مهم‌ترين اصل: محصولات و خدمات خودتان را نسبت به موارد مشابه متمايز کنيد. براي غلبه بر رقباي‌تان بايد “مزيت رقابتي” داشته باشيد.

لینک‌های هفته (۱۶3)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

من می‌توانم؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) 

نقاط عطف (محسن صحراگرد؛ تجربه)

8 نکته برای به یادآوردن مطلبی که خوانده‌اید | یک پزشک

مولتی تسکینگ در انسان‌ها: زن‌ها بهترند یا مردان؟ | نارنجی

مدیریت و کسب و کار:

سه سئوال اصلی عرصه منابع‌انسانی (ایوب اسماعیلی؛ منابع انسانی) (عاااااااااااااااااالی!)

رقابت در دنیای دیجیتال: چهار درس از صنعت نرم‌افزار + اسلاید – ایستنا (عاااااااااااااااااااالی!)

مدل کسب و کار Freemium | یوایکس تارگت

اپل چگونه شما را وادار به خرید آیفون‌های جدید می‌کند؟ (فارنت)

سرمایه عاطفی در سازمان (استاد پرویز درگی)

10 برندی که بیشتر سبد خرید مردم جهان را در اختیار دارند

مدیریت فاوا:

شرکتی برای بردن: سامسونگ در دره سیلیکون به دنبال گنج‌های نرم افزاری | نارنجی و سامسونگ سرمایه گذاری در بخش نرم‌افزار را وسعت خواهد بخشید – زومیت

مایکروسافت گزینه‌های جانشینی استیو بالمر را از 40 به 5 نفر کاهش داد – زومیت

بلک بری قرارداد 4.7 میلیارد دلاری را لغو کرد و مدیرعامل شرکت را نیز جایگزین نمود 

علم و فناوری:

طرح شبکه‎ جهانی وب بدون سرور اجرایي مي شود

Helpouts سرویس راهنمایی و آموزش آنلاین ویدئویی گوگل راه‌اندازی شد (فارنت)

نکاتی جالب از زندگینامه غیر رسمی جانی آیو – نارنجی

مایکروسافت به سربازان آموزش رایگان و شغل می‌دهد

اعترافات کارمندان گوگل درباره بدترین ویژگی‌های محیط کار این شرکت – نارنجی

فناوری همراه:

اندروید 4.4، سلاح گوگل برای حذف نسخه‌های قدیمی از گردونه سیستم عامل‌ها – زومیت

ران تایم بعدی اندروید ART نام دارد، دو برابر سریع تر است و گوگل ۲ سال مشغول توسعه آن بوده (نارنجی)

نکسوس 5، اندروید خالص نیست، یک گوگلی تمام عیار است! – زومیت

آزاد شد: استفاده از گجت‌ها هنگام صعود و فرود هواپیماها در دو خط هوایی آمریکا (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

رسانه‌های اجتماعی:

تویتر ۳۱ میلیارد دلاری شد

فیس‌بوک بالاخره طراحی دکمه لایک خود را تغییر داد! (فارنت)

صنعت فاوا در ایران:

مجلس بازگشت تمام درآمدهای وزارت ارتباطات به وزارتخانه را خارج از نوبت بررسی خواهد کرد + متن لایحه – ایستنا

وزیر ارتباطات: برای تبدیل شدن به هاب منطقه به 14هزار میلیارد تومان بودجه نیاز داریم

 محمد حسن انتظاری دبیر شوراي عالي و رییس مرکز ملی فضای مجازی شد 

اقتصاد:

دهک‌های هزینه‌ای و مشخصات افراد در دهک‌های هزینه‌ای (حسین عباسی؛ IRPD ONLINE) (نکات جالبی داره این دو تا پست؛ بخونیدشون حتما.)

سیف:رشد اقتصادی به صفر نزدیک می شود/مردم باید بدانند منابع قرض الحسنه صرف چه کاری می شود

دولت یازدهم چگونه مردم را خانه‌دار می‌کند؟ 

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

خود را برای آینده مجهز کنیم؛ حقایقی درخصوص آینده‌ی کسب‌وکار (استاد پرویز درگی)

روزنامه‌ها چقدر از دولت پول می‌گیرند؟

اقتصاد آنلاین – رتبه 94 ایران در رده‌بندی‌ جهانی سرمایه‌ انسانی

 رتبه ۱۸ بیکاری جهان به ایران رسید

فاوا در ایران و جهان:

اقتصاد آنلاین – رتبه 16 IT ایران در بین 22 کشور منطقه

بازار جهانی نرم‏‌افزارهای کسب و کار در نیمه اول امسال به ۱۷۹ میلیارد دلار رسید

سه آزمون براي انتخاب يک ايده‌ي برتر کسب و کار

معمولا يکي از مشکلات مهمي که در زندگي کارآفرينانه‌مان با آن مواجه مي‌شويم اين است که يا اصلا ايده‌ي کسب و کاري نداريم يا آن‌قدر ايده داريم که نمي‌دانيم کدام را انتخاب کنيم! معمولا اگر حالت دوم رخ بدهد، سؤالات بسياري ذهن ما ما را مشغول مي‌کنند: کدام ايده بهتر است؟ من بهتر است روي کدام ايده وقتم را بگذارم؟ کدام ايده نتيجه‌بخش‌تر خواهد بود؟ و سؤالات ديگري شبيه اين‌‌ها. براي حل اين مشکل چه بايد بکنيم؟ اين بار قرار است با هم در مورد راه‌حل اين مشکل صحبت مي‌کنيم. در اين‌جا به شما سه آزمون ساده را معرفي مي‌کنم که به‌کمک آن‌ها مي‌توانيد براي انتخاب بين ايده‌هاي مختلف کسب و کار، آسان‌تر تصميم بگيريد:

1- آزمون اندازه‌: اولين و مهم‌ترين نكته در مقايسه‌ي ايده‌ها مقايسه‌ي اندازه‌ي ايده‌ها با هم هستند. اندازه را به‌ دو شکل مي‌شود معنا کرد. اول به‌ اندازه‌ي بازار ايده بپردازيم. به اين فكر كنيد كه كدام ايده به‌صورت مستقل يا در مجموع دو دنياي واقعي و مجازي (يعني اينترنت) بازار بالقوه‌ي بزرگ‌تري دارد؟ آيا بازار ديگر (يعني مثلا بازار مجازي براي بازار واقعي) بازار مكمل محسوب مي‌شود يا بازار مستقلي است با مشتريان متفاوت؟ کشف کنيد تعداد مشتريان کدام ايده بيش‌تر است. براي اين کار مي‌توانيد از تحقيقات بازار استفاده کنيد يا بازار يک محصول رقيب و يا حتي مشابه محصول خودتان را بررسي کنيد. چقدر توانسته‌اند در آخرين دوره‌ي زماني بفروشند؟ در طول زمان کسب و کار و فروش و تعداد مشتريان‌شان با چه روندي رشد داشته است؟ البته همه چيز هم عدد و رقم نيست. گاهي وقت‌ها شهود و شمّ اقتصادي، پاسخ بهتري مي‌دهد! اين‌جاست که شکل دوم بررسي اندازه‌ي ايده مهم مي‌شود. خيلي ساده و خلاصه از خودتان بپرسيد: کدام ايده، قابليت اين را دارد که در بلندمدت به کسب و کاري بزرگ‌ و يک برند دوست‌داشتني براي خودتان و ديگران تبديل شود؟

3- آزمون نسبت درآمد به هزينه: هدف اصلي از راه‌اندازي هر کسب و کاري، سودآوري است. سود خيلي ساده عبارت است از درآمد منهاي هزينه‌ها. حالا اگر نسبت درآمد به هزينه‌ها را در نظر بگيريم، معيار مناسبي براي مقايسه‌ي مطلوبيت مالي ايده‌هاي کسب و کار به‌دست مي‌آوريم: اين‌که به‌ازاي هر ريال سرمايه‌گذاري، چقدر سود به‌دست مي‌آوريم. طبيعتا اين نسبت براي هر ايده‌اي بهتر باشد آن ايده، مناسب‌تر است. دقت کنيد که لازم است درآمدها و هزينه‌ها را در طول زمان برآورد كنيد. يعني هم هزينه‌‌هاي طراحي و توليد محصول و راه‌اندازي اوليه (مثل خريد يا اجاره‌ي مکان فيزيکي يا طراحي و راه‌اندازي وب‌سايت فروشگاه اينترنتي، خريد ماشين‌آلات و تجهيزات و …) را در نظر بگيريد و هم درآمدها (ناشي از فروش محصولات و خدمات و درآمدهاي جانبي) و هزينه‌ها‌ي بلندمدت (مثل: تبليغات، هزينه‌ي نيروي انساني، هزينه‌ي مواد اوليه و …) را. توجه کنيد که ممكن است ايده‌اي نياز به هزينه‌ي اوليه‌ي بالا داشته باشد و در بلندمدت هزينه‌ي كم‌تري بخواهد و بالعكس. بنابراين براي مقايسه، لازم است براي هر ايده مجموع درآمدها را بر مجموع هزينه‌هاي کوتاه‌مدت و بلندمدت در يک بازه‌ي زماني يکسان تقسيم و نتيجه را با هم مقايسه کنيد.

3- آزمون ارزش: دنبال کردن هر ايده‌ي کسب و کاري، منافع مادي و غيرمادي و البته هزينه‌هاي خاص خودش را در پي خواهد داشت. سؤال اين است که ارزش نهايي واقعي (يعني منافع مادي منهاي هزينه‌ها) كدام يك از اين ايده‌ها بزرگ‌تر است؟ با سرمايه‌گذاري مالي مشابه يا سرمايه‌گذاري وقت و انرژي يکسان از کدام ايده مي‌شود پول بيش‌تري درآورد؟ آيا ارزش حاصل شده، مطابق انتظار شما هست؟ يک نکته‌ي بسيار مهم اين است که ملاک ارزش لزوما عدد ريالي سود حاصل از کسب و کارمان نيست. خيلي وقت‌ها ممکن است پول زيادي در نهايت براي‌مان نماند؛ اما احساس رضايت دروني که از طراحي و توليد يک محصول يا خدمت عالي به‌دست مي‌آوريم کافي باشد تا کل ماجرا براي‌مان بيارزد. بنابراين خيلي خلاصه بگويم احتمالا اين‌جا هم شهود پاسخ بهتري به ما مي‌دهد: فکر کنيد با دنبال کردن هر ايده، در آخر کار، چقدر احساس خوب خواهيد داشت!

ايده‌اي که از هر سه آزمون سربلند بيرون بيايد، طبيعتا ايده‌ي برتر خواهد بود. اما اگر بخواهيم اين سه آزمون را اولويت‌بندي بکنيم، به‌ترتيب نتايج آزمون ارزش، اندازه‌ي بازار و نسبت درآمد به هزينه را در نظر بگيريد. البته بايد بگويم در نهايت البته باز هم با تکيه بر احساس و شور دروني‌تان، مي‌توانيد درست‌ترين تصميم ممکن را بگيريد!

خروج از نسخه موبایل