خدايا با قدرت و توان من، نشدني است؛ نه براي تو!
برچسب: نيايش
نيايش (19)
«گاهي واقعا خيال ميکنم
روي دست خداوند ماندهام
خستهاش کردهام …»
سيد علي صالحي
پ.ن. خوش بهحال اونايي که امروز عرفه رو درک کردند … عيدتون هم مبارک!
نیایش (۱8)
خدايا
«اي ز کوه کرمات چشمهي احسان جاري
رحمتي آر که چون پر کاه آمدهايم …»
(شعر از احمد عزيزي)
نيايش (17)
خدايا!
«دعاي عاشقانات را مگر مقبل نميداني …»
(شعر از احمد عزيزي)
پ.ن. امروز عرفه است و من باز دستام کوتاه از فيض دعاي عرفهي عشق هميشگيام اباعبدالله (ع). ولي شماها ـ شمايي که مثل من نيستيد ـ وقتي اون بالا بالاها رسيديد، آدمهاي پاگير اين دنياي خاکي مثل من را از ياد نبريد …
نيايش (16)
خدايا! اشکهايام را نگه داشتهام براي درگاه تو؛ که خودت گفتي چشمانِ ترِ من، کليد گشودن در رحمت تو است …
نيايش (15)
خدايا!
«خسته و شکسته، گوشهاي نشستهام
يک نگاه تو بس است …»
(شعر از سهيل محمودي)
نيايش (14)
خدايا! حسابي هواي من را داشته باش تا نکند حتي براي يک لحظه، سياهي ترديد جاي نورِ ايمانِ به تو را در دل من بگيرد …
نيايش (13)
خدايا اينقدر درگير غر زدن بر سر ندادههايات هستيم که شکر دادههايات را فراموش کردهايم. با اين حال … تو ما را درياب!
نيايش (12)
خدايا اگر من اندکي صبر که تو از من ميخواهي ندارم، تو که مهر بيپاياني که من از تو ميخواهم را داري!
نيايش (11)
خدايا اين روزها خيليها به توانستنات شک دارند و من به خواستنات. کاش به آن خيليها و البته خودِ من ثابت کني که همه در اشتباهيم …
