درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (163): اصول موفقیت به‌سبک رونالدو

من خودم را وقف تمرین کردن و بهتر شدن کردم تا بتوانم موقعی که ۳۵ یا ۳۶ هم است در سطح خوبی باشم. شما برای کسب موفقیت باید چیزهایی را از دست بدهید. در زندگی وسوسه‌های زیادی وجود دارد. هیچ چیزی بدون تلاش بدست نمی‌آید. تلاش و فداکاری چیزهای مهمی برای من هستند. زندگی مثل یک معما است. برای موفق شدن باید قانون و نظم داشته باشیم. استعداد بدون اراده و تعهد بی‌فایده است. می‌خواهم بهترین در حیطه‌ی کار‌ی‌م بشوم. تا زمانی که جاه‌طلب نباشید و خواهان بهترین شدن نباشید، نمی‌توانید به جوایز برسید. چیزی برای ثابت کردن ندارم؛ ولی هنوز جاه‌طلب هستم.” (کریستیانو رونالدو؛ این‌جا)

بدون شرح. کریس رونالدو به ساده‌ترین زبان ممکن، تمام آن‌چه برای رسیدن به موفقیت به‌ آن‌ها نیاز داریم را بیان کرده است.

رزومه به‌روايت استيو جابز

 هدف: به‌دنبال خانه‌اي نيازمند تعمير مي‌گردم که پي محکمي داشته باشد. دوست دارم ديوارها را تخريب کنم، پل‌هايي بسازم و آتش روشن کنم. من تجربه‌‌اي کم‌نظیر، شور درونی بی‌پایان و البته کمي از آن چيزي که “رؤیابینی” خوانده مي‌شود دارم و از آغاز دوباره نیز نمي‌هراسم.

مهارت‌های من: “رؤیابینی”، سخنراني‌های مهیج، انگيزش تيم‌ها و کمک به ساخت محصولات واقعا جذاب.

رزومه‌ي جابز؛ بخشي از آگهي معرفي آي‌تول بر روي سايت me.com؛ 5 ژانويه‌ي 2000

*******

خيلي‌ها فكر مي‌كنند علت موفقيت افسانه‌اي استيو جابز، استعداد خارق‌العاده و شخصيت كم‌نظير جابز بود. اما من فكر مي‌كنم كليد موفقيت جابز در زندگي شغلي‌ش خودشناسي بود. جابز هدف‌هاي حرفه‌اي‌‌اش را به‌درستي شناسايي كرد، همان‌طور كه مي‌بينيد آن‌ها را در قالب اهداف حرفه‌اي خود تعريف كرد و دست آخر به‌ترين جايگاه استفاده از مهارت‌هاي شخصي‌اش را در فعاليت به‌عنوان يك “آينده‌ساز”، يك “استراتژيست” و يك “طراح محصول” بي‌نظير يافت.

با هم درباره‌ي خودشناسي بيش‌تر صحبت خواهيم كرد. فعلا به اين فكر كنيد كه روایت شما از رزومه‌تان چیست؟ روايت من از رزومه‌ام را در پست ديگري خواهيد خواند. 🙂

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱10): تمام زندگي شغلي در يك جمله‌ي بوفون!

“پراندلی سرمربی بزرگی است. چون کاری کرد که ما به این باور برسیم که می‌توانیم آزمايش کنیم و به اهداف‌مان برسیم. و به‌علاوه درکنار این‌ها از فوتبال لذت ببریم و خوب بازی کنیم و از نظر تکنیکی هم پیشرفت کنیم. این برای ما درمقایسه با قبل، به‌منزله‌ي یک نقطه عطف است.” (جان لوئيجي بوفون؛ اين‌جا)

من اين جمله را بارها و بارها خوانده‌ام. راست‌ش همين يك جمله به‌تنهايي تمام آن چيزي را كه يك زندگي شغلي مطلوب بايد داشته باشد، به ما نشان مي‌دهد: تجربه كسب كنيد، لذت ببريد، از شايستگي‌هاي‌تان در عمل استفاده كنيد و توسعه‌ي خودتان را فراموش نكنيد!

اين چهار اصل هميشه صادق‌اند: چه مدير باشيد و چه زيردست و چه كارآفرين باشيد و چه كارمند. لطفا جايي يادداشت‌شان كنيد كه هر روز صبح اول وقت ببينيدشان!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۰4)

 

فقط می‌خواهم که مردم من را یک فوتبالیست سخت‌کوش بدانند. کسی که عاشق این ورزش بود و هر زمان که وارد زمین می‌شد، تمام تلاشش را به کار می‌گرفت. چون من خودم با این حس وارد زمین چمن می‌شدم و تا پایان عمر فوتبالی‌ام هم همین‌طور بودم. من همیشه تمام تلاشم را برای تیم به کار می‌گرفتم. فکر می‌کنم که در طول سال‌های گذشته، در زندگی‌ام و درکارنامه ورزشی‌ام، مردم به مسائل مختلفی توجه کرده‌اند و گاهی وقت‌ها آنچه در زمین کسب کرده‌ام، زیر سایه‌ي مسائل دیگری قرار گرفته. شاید من گفتم که این مرا اذیت نمی‌کرده؛ ولی واقعا از این بابت اذیت شده‌ام و در نهایت، من فوتبالیستی هستم که برای برخی از بزرگ‌ترین باشگاه‌های دنیا بازی کرده‌ام و درکنار برخی از به‌ترین بازیکنان دنیا توپ زده‌ام و زیر نظر بزرگ‌ترین و بهترین سرمربیان دنیا فوتبال بازی کرده‌ام و تقریبا تمام افتخارات ممکن را کسب کرده‌ام.

قطعا این ناراحت‌کننده است که برخی از مردم راجع به مسائل دیگری فکر می‌کنند. حالا با اتمام عمر ورزشی‌ام، به عقب نگاه می‌کنم و با خودم می‌گویم:«من تقریبا تمام افتخارات ممکن را با هر باشگاهی که در آن توپ زده‌ام، کسب کرده‌ام … 115 بازی ملی برای تیم ملی کشورم انجام داده‌ام و دوبار پشت سر بزرگ‌ترین فوتبالیست‌های دنیا، در رده دوم جایزه بهترین بازیکن فوتبال سال دنیا قرار گرفته‌ام و از این بابت احساس غرور می‌کنم.»” (ديويد بكهام در مورد خداحافظي‌اش از فوتبال؛ اين‌جا)

قسمتي كه توپر كرده‌ام را چند بار بخوانيد. يكي از بزرگ‌ترين فوتباليست‌هاي تاريخ، مي‌گويد كه تمام هدف‌اش در فوتبال، بيش‌تر تلاش كردن بوده است! اما نكته‌اي كه بكهام در ادامه اشاره كرده به‌نظرم مهم‌تر است: موفقيت، لزوما رسيدن به يك دستاورد عجيب و غريب و جلو زدن از ديگران نيست. خيلي وقت‌ها دوم شدن و سوم شدن، از اول شدن لذت‌بخش‌تر است! بنابراين، از موفقيت‌هاي‌ت ـ هر چند كوچك باشند ـ حسابي لذت ببر. وقتي به آخر مسير رسيدي، مجموع همان موفقيت‌هاي كوچك، مي‌شوند يك لذت بزرگ!

آغاز سال نو با نگاهي به موفقيت و شكست از ديدگاه حرفه‌اي‌ها

سلام. سال نو مبارك! در اين اولين پست سال جديد، خيلي بحث جدي و طولاني نمي‌خواهم بكنم. يك هفته‌اي در اين فكر بودم كه براي شروع دوباره در سال 1392 چه چيزي بنويسم بهتر است. به‌نظرم رسيد احتمالا به‌ترين شروع، نگاهي دوباره به موفقيت و شكست از زاويه‌ي ديد جديدي است: حرفه‌اي‌ها! شايد همين روزها كه داريم به اهداف و برنامه‌هاي امسال‌مان فكر مي‌كنيم، زماني مناسب است براي بازانديشي: شايد با ديدن چند تعريف ديگر در مورد موفقيت و شكست، بتوانيم سال موفق‌تري را براي خودمان رقم بزنيم!

پرزنتيشن “موفقيت و شكست از زاويه‌ي ديد حرفه‌اي‌ها” را از اين‌جا با حجم حدود يك مگابايت دانلود كنيد. 🙂

پ.ن. اولين پست لينك‌هاي هفته در سال جديد جمعه‌ي آينده منتشر مي‌شود. اميدوارم امسال بتوانم با گزاره‌هايي نو و فعال‌تر از قبل در خدمت‌تان باشم. 

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۸9)

“در این چند ماه احتمالا مردم بسیار درباره من صحبت کرده‌اند. من در آرسنال احساس اهمیت می‌کنم و می‌خواهم بهتر شوم. روش بازی آرسنال و مسئولیتی که به من داده چیزی است که همواره به دنبالش بوده‌ام.” (سانتي‌ كاسورلا؛ اين‌جا)

من هميشه باور دارم كه در موفقيت در كارراهه‌ي شغلي، “شانس” شايد آخرين عامل تأثيرگذار باشد. براي موفقيت شدن شما بايد اول كشف كنيد از كارتان به‌دنبال چه چيزي هستيد و بعد سعي كنيد سازماني را پيدا كنيد كه با اين ويژگي‌ها مطابقت داشته باشد. سخت است؛ اما ممكن! وقتي بسياري از افراد توانستند چرا شما نتوانيد؟

سانتي كاسورلا همين را گفته است!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۳4)

“در حال حاضر یک سال از قراردادم مانده و بعد از آن باید ببینیم چه می‌شود. من این جا بسیار خوشحالم و چیزی که قطعی است این است که فصل بعد هم در شالکه خواهم ماند. هنگامی که خوشحال هستید و استمرار دارید، این بسیار به شما کمک می‌کند. حالا می‌خواهیم روی فینال جام حذفی تمرکز کنیم و تلاش کنیم آن را ببریم، تا فصل را به خوبی به پایان برسانیم.” (رائول؛ اين‌جا پس از باخت به منچستر يونايتد در نيمه نهايي ليگ قهرمانان اروپا)

قبلا به ياد مديران آورديم که لازم است آدم‌ها از بودن در سازمان / گروه آن‌ها احساس رضايت کنند. اين بار از زاويه‌ي کارراهه‌ به موضوع رضايت شغلي نگاه مي‌کنيم: مهم‌ترين و بزرگ‌ترين موفقيت براي هر فرد در شغل‌اش، خوش‌حال بودن از کيفيت بالاي کاري است که دارد انجام مي‌دهد!

به‌عبارت ديگر موفقيت يعني رضايت از بودن!

خروج از نسخه موبایل