نيايش (19)

«گاهي واقعا خيال مي‌کنم
روي دست خداوند مانده‌ام
خسته‌اش کرده‌ام …»

سيد علي صالحي

پ.ن. خوش به‌حال اونايي که امروز عرفه رو درک کردند … عيدتون هم مبارک!

راه، راه است!

تنفس درخت بوي تاريکي‌ست
اما نبايد از غبارِ پا در هوايِ ظلمت بترسيم.
راه، راه است
اشتباه نکنيد!
هر کسي که خيره به سر شاخه‌اي شد
نه به دسته‌ي تبر مي‌انديشد
نه به هيزم زمستاني.
زندگي
چيزِ ديگري‌ست،
البته اگر بگذارند از دوست داشتن خويش نترسيم!

سيد علي صالحي

سفر به ناکجاآباد

راهي نيست
بايد چمدان‌ام را ببندم
راه بيفتم … بروم.
و مي‌روم
اما به درگاه نرسيده از خود مي‌پرسم:
کجا…!؟
کجا را دارم، که بروم؟

سيد علي صالحي

خروج از نسخه موبایل