درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۴9): سه سؤال کلیدی برای تصمیم‌گیری در زمینه‌ی تغییر محل شغل

“فوتبال ورزشی است که بر مبنای نظرات افراد استوار است. بعضی‌ها اعتقاد ویژه‌ای به من دارند و برخی‌ها هم فکر می‌کنند من بازیکن خوبی نیستم. متأسفانه نظر یکی از مربیان تیم نسبت به من مثبت نبود و به همین خاطر من باید به دنبال باشگاهی می‌گشتم که در آن مربی به من اعتقاد داشته باشد و من بتوانم به آن تیم کمک کنم. من باید همیشه پیش‌رفت کنم چرا که هنوز در حال یادگیری هستم. این موضوع به خاطر تغییر همیشگی فوتبال است. من دوست دارم پیش‌رفت کنم و از این چالش استقبال می‌کنم. می‌خواهم تا زمانی که ازلحاظ فیزیکی شرایطش را دارم، پیشرفت کنم.

دروغ نمی‌گویم: من پیشنهاد‌هایی از ۲۵ باشگاه مختلف نداشتم. تورینو پیشنهاد جذابی داشت و پیوستن به سری آ هیجان‌انگیز بود. با توجه به این موضوع و شرایط من، قطعاً تصمیم خوبی گرفتم. موضوع، اتخاذ تصمیمات شجاعانه نیست بلکه هدف این است که تصمیمی بگیرید که با آن احساس راحتی کنید. با توجه به گزینه‌های موجود، بهترین انتخابم همین بود و احساس کردم از پس آن برمی‌آیم. من فارغ از هر اتفاقی که در آینده رخ دهد، نهایت تلاشم را برای این باشگاه به کار خواهم بست. (جو هارت؛ این‌جا)

شاید کم‌تر کسی فکر می‌کرد با ورود پپ گواردیولا به من‌سیتی، جو هارت ستاره‌ی درخشان سال‌های اخیر دروازه‌ی سیتی مجبور به ترک تیم شود. اما پپ به‌طرز عجیبی هارت را کنار گذاشت؛ هر چند که در طول فصل، شاه‌کارهای گزینه‌ی جای‌گزین پپ یعنی کلودیو براوو ثابت کرد که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده است. از آغاز اختلافات تا جدایی هارت و پیوستن‌ش به تورینو، چیزی که برای من جذاب بود، رفتار کاملا حرفه‌ای هارت در مواجهه با سرمربی‌ش بود. او نه‌تنها اعتراضی نکرد که تلاش کرد تا نظر مربی را عوض کند. اما در هر حال پپ تصمیم‌ش را گرفته بود و هارت را کنار گذاشت (مشابه همین اتفاق برای یحیی توره که سابقه‌ی اختلاف قبلی با پپ در بارسا داشت هم پیش آمد. اما او توانست نظر پپ را عوض کند.)

 روزهای پایانی سال است. خیلی از ما از محل کارمان راضی نیستیم و شاید به تغییر آن می‌اندیشیم. حرف‌های جو هارت در کنار رفتار حرفه‌ای‌ش الگوی بسیار خوبی است از این‌که چگونه تصمیم تغییر محل کار را بگیریم. هارت به سه سؤال کلیدی اشاره می‌کند که لازم است از خودمان بپرسیم:

اول: آیا مدیران سازمان به من اعتقاد دارند؟ هارت تا آخرین لحظه برای تغییر نظر مربی‌ش تلاش کرد. آیا ما هم تا آخرین نفس برای تغییر وضعیت‌مان در سازمان یا نظر مدیران سازمان در مورد خودمان تلاش کرده‌ایم؟ واقعیت این است که در اغلب مواردی که من دیده‌ام، جایگاه و وضعیت نامناسب فرد در سازمان، بیش‌تر از هر چیز نشأت گرفته از ضعف‌های خود او بوده است تا دیگر عوامل. قبل از تصمیم برای جدا شدن از محل کارتان مطمئن شوید که فرد توان‌مندی هستید که توانایی رقابت با هم‌صنفان خود را دارید. من معتقدم آدم‌ها در سازمان‌ها عمری دارند؛ بنابراین لطفا از این هم اطمینان حاصل کنید که برای تغییر جایگاه‌تان در سازمان هر کاری را که می‌شده انجام دادید و عمرتان در این سازمان به‌پایان رسیده است (فراموش نکنید که عواملِ منجر به تصمیم برای تغییر محل کار می‌توانند بسیار متنوع‌تر از این‌ها باشند. اما در نهایت همگی به همین دو سؤال می‌انجامند.)

دوم: آیا قصد پیش‌رفت دارید؟ خیلی وقت‌ها ما تنها هدف‌مان از تغییر محل کار صرفا تغییر در حقوق و دستمزدمان است. این البته در ذات خود بد نیست؛ اما تجربه نشان داده که به‌تر است تنها عامل تصمیم‌گیری نباشد. بنابراین پیش از تصمیم به تغییر محل کار، مطمئن شوید که تعریف مشخصی از پیش‌رفت و تصویر روشنی از رؤیاهای شغلی‌تان دارید که طبیعتا باید محل کار بعدی‌تان تا حدودی آن‌ها را برآورده سازد.

سوم: آیا با این تصمیم راحت هستید؟ طبیعتا تغییر کار بسیار سختی است. و باز هم طبیعتا ترک جایی که به آن عادت کرده‌ایم ـ با وجود تمامی سختی‌هایی که در آن‌جا متحمل می‌‌شویم ـ بسیار سخت‌تر (من که روز آخر گریه کردم!) با این حال در نهایت شما دارید یک تصمیم می‌گیرید و باید تبعات آن را در نظر بگیرید. آیا بعدها از این تصمیم پشیمان خواهید شد؟ آیا پذیرش نتایج این تصمیم ـ حتی شکست ـ برای‌تان راحت خواهد بود؟

پاسخ صادقانه به این سه‌ سؤال می‌تواند تصویر روشن‌تری از ماهیت تصمیم به تغییر محل کار را پیش روی شما قرار دهد.

چگونه با محل كارمان خداحافظي كنيم؟

روزهای آخر سال است و ممکن است خیلی از ما قصد داشته باشیم در سال جدید کار جدید یا محل کار جدیدی را تجربه کنیم. خود من ابتداي سال جديد بالاخره بعد از 6 سال محل كارم را عوض كردم. اگر چه خروج از محيطي كه آدم به آن عادت كرده است، كار سختي است؛ اما حتما تغيير مفيد است. دلیل اصلی من هم همین ایجاد تغییر بود.

اما از همان روزهایی که سال گذشته دنبال کار جدید می‌گشتم، اين سؤال براي من مطرح بود كه چطور بايد محل كارم را طوري ترك كنم كه خودم و هم‌كاران‌م با خوبي و خوشي از هم جدا شويم؟ اين‌جا اتفاقي جواب سؤال‌م را به‌دست آوردم: از زماني كه تصميم گرفتم محل كارم را عوض كنم؛ بايد اين پنج كار را انجام مي‌دادم:

1- در زماني كه داريد دنبال كار جديد مي‌گرديد، به همكاران‌تان ابدا هيچ چيزي نگوييد: فرقي هم ندارد به به‌ترين و صميمي‌ترين دوست‌تان بگوييد يا رئيس‌تان! شايعات هميشه دردسرسازند. من اين اشتباه را مرتكب شدم؛ شما اين اشتباه را نكنيد!

2- از بد و بيراه گفتن در شبكه‌هاي اجتماعي به سازمان و رئيس‌تان خودداري كنيد! امروز دنياي آن‌لاين مثل دنياي آف‌لاين شده است. بنابراين اخبار خيلي زود به رئيس‌تان مي‌رسد … اگر هم قصد داشتيد در اين مورد بنويسيد، علت تصميم‌تان را بنويسيد: مثلا من احساس مي‌كردم كه در زندگي‌ حرفه‌اي‌ام دچار سكون شده‌ام (كه اين ربطي به سازمان محل كارم نداشت!) و براي همين بايد با ايجاد يك تغيير بزرگ به خودم تلنگر بزنم.

3- تصميم‌تان را به جدايي از سازمان، علاوه بر نوشتن استعفانامه‌ي مكتوب در جلسات رو در رو اعلام كنيد: من هم با مديرعامل محترم شركت‌مان سه جلسه در مورد علل جدايي‌ام داشتم و هم در جشن آخر سال شركت، رسما از همكاران‌م خداحافظي كردم و علت جدايي‌ام را هم به همه گفتم.

4- پل‌هاي پشت سرتان را خراب نكنيد! از كجا معلوم كه روزي دوباره گذارتان به همين سازمان نيافتد؟ از كجا معلوم كه روزي در سازماني ديگر با مديران و كارشناسان همين‌ سازمان دوباره همكار نشويد؟ اصلا چرا امكان كار پاره‌وقت و پروژه‌اي را با اين سازمان از خودتان بگيريد؟ من هم‌چنان با شرکت قبلي‌ در تعامل كاري نزدیک هستم.

5- روز آخر احساساتي نشويد: احساساتي شدن (اعم از خشم يا تأسف و ناراحتي) مي‌تواند تصميم‌تان را خراب كند! به‌جاي آن به واقعيت توجه كنيد. من روز آخر بسيار احساساتي شدم (داشت اشك‌م درمي‌آمد!)؛ اما روي تصميم‌ام ثابت‌قدم ماندم!

منبع

6 قدم براي تغيير حوزه‌ي كاري

وقتي كه فكر مي‌كنيد ديگر در حرفه‌تان به آخر خط رسيده‌ايد و بايد حرفه‌‌ي جديدي را آغاز كنيد چه مي‌كنيد؟ همان رزومه‌ي قبلي‌تان را براي كارفرماهاي جديد مي‌فرستيد؟ به كلاس‌هاي آموزشي مي‌رويد تا مهارت‌هاي جديدي كسب كنيد؟ شايد هم مستقيم به‌سراغ آگهي‌هاي نشريات مي‌رويد؟ اين كارها خوب‌اند؛ اما كافي نيستند. بنابراين صبر كنيد. تغيير حوزه‌ي كاري‌ هم دقيقن مانند زماني است كه شما بدون تجربه‌ي كاري قصد داشتيد از صفر شروع كنيد؛ تنها با اين تفاوت كه حالا چند ماه يا چند سال تجربه‌ي كار كردن داريد، با محيط حرفه‌اي آشنا هستيد و بايدها و نبايدهاي‌ش را مي‌دانيد. بنابراين قبل از هر كاري مطمئن شويد اين 7 قدم را طي كرده‌ايد:

1- فهرست كردن كارهايي كه دوست داريد انجام دهيد و كارهايي كه نه: قرار است گذشته چراغ راه آينده باشد؛ نه؟ بنابراين ببينيد كدام كارهاي خوبي را كه قبلا انجام داده‌ايد را مي‌خواهيد تكرار كنيد و كدام اشتباهات را نه.

2- مهارت‌ها و تجربه‌تان را مطابق واژگان تخصصي و زمينه‌ي حرفه‌ي جديد بنويسيد: مثلا مهارت مديريت پروژه در حوزه‌ي IT، مي‌تواند در حوزه‌ي ساخت‌وساز هم كاربرد داشته باشد؛ اما منابع مورد استفاده در اين دو حوزه متفاوت‌اند!

3- مهارت‌هاي جديد ياد بگيريد و آموزش‌هاي لازم را ببينيد.

4- دست به كار داوطلبانه و مجاني در حوزه‌ي جديد بشويد: مثلا در يك سازمان كارآموزي كنيد.

5- سراغ آدم‌هاي باتجربه‌ي حوزه‌ي كاري جديدتان برويد و پاي صحبت‌هاي آن‌ها بنشينيد.

6- شبكه‌سازي را فراموش نكنيد: به آدم‌هاي موجود در شبكه‌ي حرفه‌اي‌تان فكر كنيد. خيلي وقت‌ها ميان آن‌ها گزينه‌هاي جالبي پيدا مي‌كنيد كه به شما كمك كنند.

منبع

پ.ن. بديهي است اين قدم‌ها را مي‌توان براي تغيير شغل در يك حوزه‌ي كاري هم طي كرد.

خروج از نسخه موبایل