درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۸8): از رؤیابافی تا رؤیاسازی …

“تیم ملی برزیل هنوز چیزهای زیادی برای ارائه دارد. ما می‌خواهیم از طریق نتایجی که در دیدارهای پیشِ رو کسب می‌کنیم، بار دیگر غرورمان را به‌دست بیاوریم و نشان دهیم که برای رسیدن به بهترین شرایط، تمام تلاش‌مان را خواهیم کرد. ما برنامه‌مان را آماده کرده‌ایم. رسانه‌ها و هواداران من را می‌شناسند. من رؤیافروشی نمی‌کنم. من واقعیت را به آن‌ها نشان می‌دهم و واقعیت این است که ما به کار زیادی نیاز داریم. ما دیگر نمی‌توانیم فکر کنیم که بهترین هستیم. ما بهترین بودیم و استعدادهایی داریم که می‌توانیم بهترین باشیم؛ اما نیاز داریم که فروتنانه درک کنیم که تیم‌های دیگر با سخت‌کوشی به جایی رسیده‌اند که حالا هستند.” (کارلوس دونگا؛ این‌جا)

شاید بدترین هواداران فوتبال هم پیش‌بینی نمی‌کردند که برزیل در خانه با نتیجه‌ی توفانی 7-1 به آلمان ببازد و فرصت حضور فینال جام جهانی را از دست دهد. اما متأسفانه تلخ‌ترین واقعیت دنیا این است که “رؤیا”ها دست‌نیافتنی‌تر از آنی هستند که تصورش را داریم. کارلوس دونگا کاپیتان پرافتخار برزیل که قبلا یک بار در قامت سرمربی توانسته بود با بردن کوپا آمریکا، تیم کشورش را باز هم به موفقیت برساند، حالا بعد از چند سال بازگشته تا ناجی فوتبال شکست‌خورده‌ی برزیل باشد. حرف‌های کارلوس دونگا آیینه‌ی تمام‌نمای سقوط فوتبال کشورش است: تیمی که دیگر تنها چیزی که ندارد “جوگو بونیتو” است!

حرف‌های کارلوس دونگا در ابتدای مسیر بازسازی برزیل تأمل‌برانگیز است. او یک روش ساده را برای موفقیت در رؤیاسازی ارائه کرده است:

  1. خودشناسی: پیش از هر چیز باید بدانیم که کجا قرار داریم و مهم‌تر از آن این‌که چرا در چنین موقعیتی قرار گرفته‌ایم. ما باید کشف کنیم که چه نقاط ضعف و قوتی داریم و از آن مهم‌تر این‌که روی چه شایستگی‌هایی می‌توانیم تمرکز کنیم و به آن‌ها امیدوار باشیم! بنابراین داشتن نگاه تحلیلی و سیستمی بی‌طرف به گذشته و امروز در چنین نقطه‌ای ضروری است.
  2. رؤیاسازی: حالا وقت فکر کردن به آینده‌ی مطلوب است. رؤیا را با واژه‌های زیادی می‌توان جمع بست. مشکل این است که اغلب اوقات آن چیزی که ما از آن به رؤیاسازی تعبیر می‌کنیم، چیزی جز رؤیافروشی و رؤیابافی نیست! بنابراین مشخص کردن یک هدف واقع‌بینانه و ملموس برای آینده‌ی مطلوب، بسیار مهم است. به‌عنوان مثال هدف‌گذاری دونگا برای برزیل در حال حاضر صعود به کوپا آمریکای تابستان آینده و بعد قهرمانی در آن است.
  3. تمرکز: گذشته چه خوب و بد، تمام شده است. امروز، نه دیروز است نه فردا. مهم‌ترین ویژگی امروز این است که با آن می‌شود فردای رؤیایی را ساخت!
  4. رقیب‌شناسی: این‌که دیگران در کجا قرار گرفته‌اند نکته‌ی مهمی در شناخت رقبا است؛ اما رقیب‌شناسی یک جنبه‌ی دیگر هم دارد که معمولا نادیده گرفته می‌شود: رقبا چه کار کرده‌اند که امروز در جایگاهی برتر از ما قرار دارند؟ بهینه‌کاوی روش‌های پیروزی رقبا هرگز نباید فرامشو شود.
  5. سخت‌کوشی: حالا نقطه‌ی شروع، مقصد و مسیر حرکت مشخص است. دیگر کاری نمی‌ماند جز شروع و سخت‌کوشی و سخت‌کوشی و سخت‌کوشی و البته امیدوار ماندن تا رسیدن به رؤیاها!

شکست در دست‌یابی به رؤیاهای بزرگ، پایان دنیا نیست. این را خیلی از ما می‌دانیم که بعد از شکست خوردن می‌توان از جا برخاست. اما مشکل این است که اغلب ما بعد از شکست خوردن، در زمان اندیشیدن به آینده، همان کاری را می‌کنیم که درویش فقیر حکایت معروف کلیله و دمنه انجام داد: رؤیابافی! اما تجربه نشان داده است که آینده از آن کسانی است که شجاعت به راه افتادن و امیدوار بودن را دارند.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۸4): دو بال موفقیت حرفه‌ای

“من اغلب از خودم می‌پرسم که برای زدن ۵۰ یا ۶۰ گل در فصل مثل مسی و رونالدو چه کاری باید انجام بدهم. سعی خودم را کردم؛ ولی هیچ وقت یک گلزن واقعی نمی‌شوم. به ذهنیت بازیکن هم بستگی دارد. مسی و رونالدو وقتی در یک بازی دو گل می‌زنند، دیگر احساس نمی‌کنند که کارشان تمام شده است. من گاهی اوقات وقتی یک گل می‌زنم پایم را از روی گاز بر می‌دارم. به‌دنبال رکورد شکستن نیستم. اگر در هر فصل ۱۵ تا ۲۰ گل بزنم خیلی خوشحال می‌شوم. در اوج دوران بازیگری‌ام قرار دارم؛ ولی می‌خواهم باز هم پیشرفت کنم.” (ادن آزاد؛ این‌جا)

ادن آزارد به‌ باور بسیاری از کارشناسان یکی از بازیکنان جوانی است که استعداد تبدیل شدن به به‌ترین بازیکن جهان در سال‌های آینده را دارند؛ زمانی که دو ستاره‌ی بی‌نظیر دنیای امروز یعنی مسی و رونالدو به روزهای پایانی عمر ورزشی‌شان برسند. آزارد تکنیک و سرعت خوبی دارد و شمّ گل‌زنی‌ش به‌عنوان یک هافبک هجومی خوب است. اما او در این مصاحبه از تفاوت‌ش با دو غول دست‌نیافتنی فوتبال امروز دنیا سخن می‌گوید. آزارد در حرف‌های‌ش به‌خوبی اشاره کرده است که هر فرد حرفه‌ای برای موفقیت نیازمند به دو بال است:

1- استعداد و توان‌مندی فنی: ستاره‌ها و افراد برجسته در هر حرفه‌ای کارها را به‌تر از دیگران انجام می‌دهند و به نتایج درخشان دست می‌یابند که آن‌ها را از دیگران متمایز می‌سازند.

2- ذهنیت: بال دوم به‌همان اندازه‌ی استعداد و شاید بیش از آن در موفقیت حرفه‌ای‌ها مؤثر است. این همان چیزی است که سخت به‌دست می‌آید و در واقع مزیت رقابتی حرفه‌ای‌ها است. آن‌ها روی کاری که در آن عالی هستند تمرکز می‌کنند و هیچ‌گاه از آن دست نمی‌کشند؛ چرا که می‌دانند: “قله پایانِ راه نیست!”

چیزی که تاریخ و تجربه به ما ثابت کرده این است که پشت هر موفقیت چشم‌گیری، لزوما استعداد بی‌نظیری قرار ندارد؛ اما هیچ کام‌یابی بزرگی بدون داشتن اندیشه‌ای وسیع و بلندنگر و از آن مهم‌تر، استمرار در “مسیرِ رفتن تا رسیدن” به‌دست نیامده است. همان‌طور که آزارد اشاره کرده است، برای قرار گرفتن بر بامِ بلند موفقیت حرفه‌ای نیازی به رکوردشکنی نیست؛ بلکه تنها کافی است هر روز نسبت به دیروز، گامی بلندتر به پیش بگذارید. 🙂

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۷4): ایده‌های یک حرفه‌ای برای موفقیت

“به نظر من خودباوری مهم‌ترین چیز ممکن است. هیچ‌وقت نباید به خودت شک داشته باشی و بگذاری که کسی به تو شک و تردیدی داشته باشد. اگر افراد به تو و توانایی‌های‌ت شک کنند و خودت هم راجع به خودت مردد شوی، بازنده‌ای. باید به خودت بگویی که اگر قبلا توانسته بودی فلان کار را انجام دهی، چرا الان نتوانی. بخش عمده‌ای از موفقیت یک فوتبالیست، نه‌تنها در مهارت‌های فیزیکی، بلکه در ذهنیت اوست. اگر قرار بود که من برای کاسیاس جوان‌تر پیغامی داشته باشم، به او توصیه می‌کردم که کم‌تر دشمنی کند.” (ایکر کاسیاس؛ این‌جا)

ایکر کاسیاس دوست‌داشتنی هم به پایان راه‌ش در رئال نزدیک شده است. همان جوان 19 ساله‌ای که در فینال لیگ قهرمانان اروپای فصل 2000-99 چهره شد، حالا کاپیتانی پرافتخار و فراموش‌نشدنی برای باشگاه و تیم ملی کشورش است. به‌عنوان یک هوادار بارسا همیشه “ایکر مقدس” را دوست داشته و تحسین کرده‌ام. و حالا در گام‌های پایانی این مسیر طولانی، سخت و پرهیجان، حرف‌های کاسیاس می‌توانند الهام‌بخش باشد: ایده‌های یک حرفه‌ای برای موفقیت!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۶9): چالش جذابی به‌نام دوباره برنده شدن!

“ما گروهی هستیم که طرز تفکر و ذهنیتی قو‌ی‌ در ارتباط با فتح قله‌ها دارد. روح رضایت و خوشبختی در همه‌ی ما جاری است و همیشه همین‌گونه خواهد بود. ما همیشه دست‌آورد‌های بیشتری خواهیم داشت. من این را می‌گویم زیرا مطمئن هستم از روحیه‌ی هم‌گرایی و اتحادی که میان‌مان در جریان است. این اسکودتو از آن‌هایی که در سال‌های پیش دریافت‌ می‌کردیم بهتر و ارزشمند‌تر است. ما از پیروزی‌های مجدد و مکرر خسته نمی‌شویم. هر چه بزرگ‌تر و پر‌سن‌تر می‌شوم، از به دست‌ آوردن جام‌، لذت بیشتری می‌برم.” (جان لوئیجی بوفون درباره‌ی قهرمانی زودهنگام یوونتوس در سری آ؛ این‌جا)

بارها و بارها در گزاره‌ها نوشته‌ام که: “قله، پایان راه نیست.” هر موفقیتی اگر چه حتی یک بار به‌دست بیاید، لذتی بی‌پایان را به‌دنبال دارد؛ اما دوباره رسیدن به آن موفقیت است که نشان می‌دهد بردن ما از روی شانس و اقبال و استثنا نبوده است. وقتی دوباره توانستی، آن‌وقت است که به خودت و دیگران ثابت می‌کنی که شایسته هستی. بنابراین در بردن دوباره دو لذت موجود است: 1- لذت بالاتر از دیگران قرار گرفتن و رسیدن به قله. 2- لذت اثبات این‌که من باز هم توانستم! بوفون بزرگ در حرف‌های‌ش به ما یادآوری کرده که لذت دومی چقدر بیش‌تر است!

دوباره بردن چالش بسیار جذاب و البته بسیار سختی است. آیا شجاعت و توان تلاش برای به‌دست آوردن‌ش را در خودتان می‌بینید؟ “گر مرد رهی” وقت دوباره راه افتادن است. 🙂

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (163): اصول موفقیت به‌سبک رونالدو

من خودم را وقف تمرین کردن و بهتر شدن کردم تا بتوانم موقعی که ۳۵ یا ۳۶ هم است در سطح خوبی باشم. شما برای کسب موفقیت باید چیزهایی را از دست بدهید. در زندگی وسوسه‌های زیادی وجود دارد. هیچ چیزی بدون تلاش بدست نمی‌آید. تلاش و فداکاری چیزهای مهمی برای من هستند. زندگی مثل یک معما است. برای موفق شدن باید قانون و نظم داشته باشیم. استعداد بدون اراده و تعهد بی‌فایده است. می‌خواهم بهترین در حیطه‌ی کار‌ی‌م بشوم. تا زمانی که جاه‌طلب نباشید و خواهان بهترین شدن نباشید، نمی‌توانید به جوایز برسید. چیزی برای ثابت کردن ندارم؛ ولی هنوز جاه‌طلب هستم.” (کریستیانو رونالدو؛ این‌جا)

بدون شرح. کریس رونالدو به ساده‌ترین زبان ممکن، تمام آن‌چه برای رسیدن به موفقیت به‌ آن‌ها نیاز داریم را بیان کرده است.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۶1): هنرِ آموختن از بردها!

“خیلی خوشحالم برنده‌ی بازی با عمان شدیم. خوشحال‌تر این‌که مسابقات را با انجام دیداری بس سنگین مثل امروز آغاز کردیم. پیکاری که به ما این فرصت را می‌دهد که از اشتباهات، خیلی چیزها بیاموزیم و برای ادامه‌ی جام مد نظر قرار بدهیم. شاید امروز ۵ بر صفر برنده می‌شدیم. اما من ترجیح می‌دهم تیمم مثل بازی امروز برنده شود و  کسب تجربه کند تا این که ۵ بر صفر برنده شود اما اشتباهاتش را نبیند. اگر بردی پرگل کسب می‌کردیم، همه می گفتند کره حتما قهرمان جام می‌شود و همین جلوی تجربه‌اندوزی تیم را می‌گرفت.” (اولی اشتلیکه؛ مربی تیم کره‌ی جنوبی؛ این‌جا)

معمولا گفته می‌شود باید از شکست‌ها آموخت. پیروزی که صد مدعی دارد! اما اشتلیکه به نکته‌ای اشاره می‌کند که معمولا نادیده گرفته می‌شود: “کیفیت بردن” مهم است. یک مدیر برنده و یک متخصص حرفه‌ای موفق حتا در بردهای‌‌شان هم به‌دنبال یادگیری هستند: کجا می‌توانستیم به‌تر عمل کنیم؟ کجا اشتباه کردیم؟ کجا درست عمل کردیم؟ آیا صرفا برنده شده‌ایم یا با خوب بازی کردن در میدان رقابت برنده شده‌ایم؟ آیا ما برده‌ایم یا رقیب بازی را باخته است؟

این سؤالات و بسیاری سؤالات دیگر می‌توانند در پی یک برد دل‌چسب مطرح شوند و راه را برای پیروزی‌های بعدی هموارتر سازند. فراموش نکنید که هیچ‌وقت قله پایان راه نیست!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۵9): تردید نداشتن، شرط رسیدن!

“پیروزی یک بر صفر آرسنال در خانه بروسیا دورتموند به اعتقاد رومن وایدنفلر «ناعادلانه» بود. دورتموند در اکثر دقایق بازی حاکم میدان بود؛ اما تنها گل آرون رمزی نتیجه را تعیین کرد. دروازه‌بان 33 ساله‌ی دورتموند پس از مسابقه گفت: «کمی بی‌عدالتی شد. اما ما در لندن آن اندکی شانس را داشتیم که امروز تاوانش را دادیم. ما به‌سرعت در بازی جا افتادیم و موقعیت‌هایی عالی داشتیم؛ اما اراده لازم در لحظات سرنوشت‌ساز را نداشتیم. ما به‌اندازه کافی انرژیک نبودیم و همیشه تلاش کردیم زیبا بازی کنیم و مرتبا پاس پشت پاس بدهیم.”(این‌جا)

وایدنفلر در مورد یک بازی رقابتی به نکته‌ای اشاره کرده که امروز بعد از تجربه‌‌ی چند سال “تلاش برای رسیدن” عمیقا معتقدم بزرگ‌ترین مانع بر سر راه رسیدن به اهداف و موفقیت است: “تردید!” در مسیر حرکت به‌سوی هدف‌ها سختی‌های بسیاری پیش می‌آیند که هر کدام برای ناامید و دل‌سرد شدن‌مان کافی‌اند. شکست خوردن در امتحان کردن انواع راه‌های تحقق یک آرزو در جای خودش معضل بسیار مهمی است. بارها و بارها افرادی را دیده‌ام که توان و استعداد و حتی منابع مورد نیاز را برای انجام یک کار بزرگ را در اختیار داشته‌اند و تنها باید یک تصمیم بزرگ می‌گرفتند؛ اما نتوانسته‌اند. مسئله در بسیاری از موارد، نخواستن و نتوانستن نیست؛ بلکه “تردید” است: تردید در پذیرش ریسک آغاز کردن و تردید در ادامه دادن در زمانه‌ی تاریکی‌ها و شکست‌ها.

شاید این تک‌بیت حافظ خلاصه‌ی حال افرادی باشد که راه دشوار “رفتن تا رسیدن” را تا پایان طی کرده‌اند:

در ره منزل لیلی که خطرهاست به‌جان / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۵5): فراموشي پيروزي!

“ویسنته دل‌بوسکه سرمربی اسپانیا به یواخیم لوو توصیه کرد مغرور نشود. او به خبرنگاران گفت: همان‌طور که لوو از لحاظ روحی انسان قوی است و شکست‌ها را فراموش می‌کند، باید بتواند پیروزی‌ها را نیز فراموش بکند. او نباید فکر کند که تیم‌ش به قهرمانی در جام جهانی رسیده است و مغرور شود. شک داشتن همیشه چیز مثبتی است و باعث می‌شود تیم‌تان یک گام رو به جلو بردارد.” (اين‌جا)

حرف دل‌بوسكه جديد نيست؛ ولي شيوه‌ي بيان‌ش جذاب و تأثيرگذار. 🙂 فراموشي پيروزي به‌اندازه‌ي فراموشي شكست‌ها در زندگي ما مهم است. وقتي به موفقيتي رسيديم، وقت ريسدن به قله‌هاي بلند بعدي است. حداقل مي‌توان همان قله‌هاي مرتفع قبلي را دوباره فتح كرد!

پس فراموش نكنيم كه: قله، پايان راه نيست!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۵2): سه كليد قفل موفقيت!

“کروس مثل یک پروفسور است. او دانشگاه ژابی آلونسو را به‌سرعت تمام کرده است. هیچ وقت او را نگران حس نکرده‌ام و این مسئله مرا شگفت‌زده می‌کند. چه تحت فشار باشد چه نباشد، او وظیفه‌اش را به‌درستی انجام می‌دهد. نمی‌دانم چقدر پیشرفت خواهد کرد. او خیلی سریع تصمیم می‌گیرد و هنوز جا برای بهتر شدن دارد. معمولا توپی از دست نمی‌دهد و در عوض به‌خوبی توپ گیری می‌کند.” (كارلو آنچلوتي در مورد توني كروس؛ اين‌جا)

حرف‌هاي كارلتو درباره‌ي توني كروس براي من از اين جهت جذاب بود كه سه كليدواژه‌ي جادويي موفقيت را در رفتار توني كروس برجسته كرده است:

1- آرامش: استرس يكي از بدترين همراهان هميشگي ما در زندگي امروزمان است. عوامل محيطي، ويژگي‌هاي فردي و البته اتفاقات زندگي روزمره‌ي ما در سطح استرس‌مان بسيار تأثيرگذار هستند. استرس جدا از تأثيرات بسيار بدي كه روي سلامتي و تندرستي ما دارد، باعث فلج شدن ما در كار كردن مي‌شود. كارلتو مي‌گويد كه توني كروس آرامش دارد و اين مسئله را اولين (و احتمالا مهم‌ترين!) ويژگي توني كروس مي‌داند. خبر خوب اين است كه ما هم مي‌توانيم استرس را كنترل كنيم و خبر به‌تر اين است كه استرس حتا مي‌تواند مفيد باشد. اين سخنراني تد را ببينيد!

2- ثبات: شخصا اولين و مهم‌ترين دليل شكست‌هاي‌م ـ به‌ويژه از دست دادن فرصت‌هاي طلايي زندگي ـ را در نداشتن ثبات، جستجو مي‌كنم. بارها و بارها كارهاي از نظر خودم نوآورانه و جذاب را كليد زده‌ام كه به سرانجامي نرسيده‌اند. با تيمي همراه شده‌ام كه قصد يك كار بزرگ را داشته‌اند؛ اما به نتيجه‌اي نرسيده‌ام. داستان “رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود” را كنار “رفتن، رسيدن است” بگذاريد، مفهوم ثبات مشخص مي‌شود. بايد با مديريت سطح استرس، رها كردن خود از دام كاهش سطح شور دروني و دست‌اندازهاي روحي و تعهد به داشتن عمل‌كردي باثبات به‌سمت رسيدن به اهداف بزرگ حركت كرد. كارلتو مي‌گويد يكي از ويژگي‌هاي كليدي كروس “ثبات عملكرد در دوران فشار” است. اين گوهري است كه با تمرين به همه‌ي ما مي‌دهندش و مهم‌ترين كليد موفقيت است.

3- تصميم‌گيري: ما در تمامي لحظات زندگي‌مان در حال تصميم‌گيري هستيم؛ چه آگاهانه باشد و چه نه. در نگاهي جامع‌نگر به دوران زندگي‌مان مي‌توانيم نقش تصميمات درست را در موفقيت‌ها و شكست‌هاي‌مان تشخيص دهيم. تصميم‌گيري شامل مجموعه مهارت‌هايي اكتسابي است و شامل دو نوع مهارت “چگونه تصميم بگيريم” و “چگونه تصميم نگيريم” مي‌شود. كارلتو هم به‌درستي اشاره كرده است كه كروس به‌عنوان يك بازي‌ساز با تصميمات درست‌ش شناخته مي‌شود!

حفظ آرامش، ثبات عمل‌كرد و تصميم‌گيري درست. اين سه كليد را براي موفقيت در كسب‌وكار و مسير زندگي شغلي‌تان فراموش نكنيد!

خروج از نسخه موبایل