۱۱ مهارت ضروری برای زندگی اجتماعی موفق

زندگی اجتماعی برای ما امروزه دیگر یک انتخاب نیست و چاره‌ای جز زیستن در میان مردم نداریم. زندگی اجتماعی دیگر حتی به حضور فیزیکی در جمع دیگر افراد از قبیل: خانواده‌، دوستان، همکاران و … محدود نمی‌شود: رسانه‌های اجتماعی زندگی اجتماعی را به لحظه‌لحظه‌ی ما افزوده‌اند! اما شاید آن‌چه در زندگی اجتماعی بیش از هر چیزی اهمیت داشته باشد، داشتن شخصیتی معقول و نرمال است؛ شخصیتی که به مجموعه‌ای از نُرم‌های فرهنگی و اجتماعی متعهد است (هر چند که متأسفانه بسیاری از ما تصور می‌کنیم که شکستن این اصول پذیرفته شده راه خوبی برای دیده شدن است!)

یک انسان سالم و بالغ در زندگی اجتماعی خود به مجموعه‌ای از مهارت‌ها مجهز است که باعث می‌شود تا فرد بتواند براساس گوهر وجودی واقعی‌اش و جنبه‌های مثبت رفتاری‌اش در کنار دیگران زندگی آرام و شادی را سپری کند. متأسفانه اگر چه خیلی از این مهارت‌ها را در خانواده و دوران تحصیل آموخته‌ایم در دورانی که وارد زندگی مستقل اجتماعی می‌شویم آن‌ها را فراموش می‌کنیم. سایت بیزینس‌اینسایدر در این مطلب فهرستی مفصل را از این مهارت‌های زندگی ارائه کرده است که در ادامه به برخی از مهم‌ترین موارد آن‌ها (از نظر من) را مرور می‌کنیم:

۱- پذیرفتن بازخورد با روی خوش: هیچ انسانی از اشتباه کردن مصون نیست و در نتیجه همه‌ی ما به تذکرات و پیشنهاد و انتقاد دیگران نیازمندیم!

۲- عذرخواهی به‌موقع و درست: وقتی فهمیدیم اشتباه کردیم باید خیلی سریع، به‌صورت شخصی از فرد مورد نظر عذرخواهی کنیم، توضیح بدهیم چه اتفاقی افتاده و چرا این اشتباه را مرتکب شده‌ایم، چگونه از رخ دادن مجدد این اشتباه اجتناب خواهیم کرد و تلاش می‌کنیم آن را جبران کنیم.

۳- مدیریت اثربخش زمان: زمان و عمر تنها منبعی است که در زندگی در اختیار خود ما است و متأسفانه اصلا هم جبران‌پذیر نیست. مدیریت اثربخش زمان به‌معنی زیاد کار کردن نیست؛ بلکه به‌معنی کاهش حداکثری اتلاف وقت و پرداختن به تمامی جنبه‌های زندگی بشر است.

۴- نه گفتن به‌صورت محترمانه: تاکنون چند بار به‌اجبار یا در رودربایستی “بله” گفته‌اید و خودتان را دچار دردسر کرده‌اید؟ 🙂

۵- هم‌دلی با دیگران: همان‌قدر که ما به درک شدن نیاز داریم، دیگران هم به درک شدن نیاز دارند! هم‌دلی کار سختی نیست؛ خیلی وقت‌ها آدم‌ها تنها به یک گوش شنوا نیاز دارند که اشتباهات و ضعف‌های‌شان را به آن‌ها گوشزد نکند و به آن‌ها انرژی مثبتِ “همه چیز درست می‌شود!” بدهد …

۶- درست لباس پوشیدن: متأسفانه عقل مردم در درجه‌ی اول در چشم‌شان است!

۷- بودجه‌بندی درآمد و پس‌انداز و رعایت آن: از آن‌جایی که مثل بیل گیتس پول‌دارترین آدم دنیا نیستیم و درآمدمان محدود است، به‌تر است بودجه‌ی مشخصی را براساس درآمدمان تعیین کنیم و سعی کنیم براساس پولی که در جیب‌مان خرج کنیم! این روزها متوجه شده‌ام که آموختن مهارت مدیریت مالی (به نعبیر رابرت کیوساکی هوش مالی) چقدر ضروری است.

۸- گذراندن زمان به‌تنهایی: اگر مثل من فرد درون‌گرایی باشید، ذاتا به این مهارت مچهز هستید! اما در هر حال تنهایی برای شناخت دقیق‌تر خود و تلاش برای تبدیل شدن به انسانی به‌‌تر لازم است.

۹- سخن گفتن در جمع: حتی اگر تبدیل شدن به یک برند شخصی برای‌تان مهم نیست؛ برای گرفتن حق‌تان نیاز دارید سخن گفتن در جمع را بلد باشید!

۱۰- مذاکره: لحظه به لحظه‌ی زندگی اجتماعی مذاکره است: تلاش برای دست‌یابی به اهداف شخصی در زندگی اجتماعی. پس به‌تر است اصول مذاکره را بیاموزیم و تمرین کنیم.

۱۱- درخواست کمک از دیگران: البته باید باید باور کنیم که این یکی هم مهارتی است که باید بیاموزیم!

دوست داشتم!
۷

۲۱ مهارت نرم برای موفقیت شغلی

در نوشته‌ی قبلی در مورد اهمیت مهارت‌های نرم برای موفقیت شغلی توضیحاتی ارائه شد و نوشته با این سؤال به پایان رسید که مهارت‌های نرم را چگونه باید آموخت؟ یک راه آموختن مهارت‌های نرم، ایجاد عادت‌های صحیح در زندگی روزمره است. در این نوشته به‌نقل از این‌جا فهرستی از ۲۱ مهارت نرم برای موفقیت شغلی ارائه می‌شود:

۱- مهارت سخنرانی در جمع؛

۲- یادگیری برنامه‌نویسی رایانه‌ای؛

۳- گوش دادن به پادکست‌ها؛

۴- علاقه‌مندی به مباحث روان‌شناسی (ابزاری برای شناخت عمیق‌تر و صحیح‌تر خودمان، افکارمان، انگیزه‌های‌مان و عملکردهای‌مان)؛

۵- انتخاب یک فعالیت ورزشی که بتوانید برای سال‌ها آن را انجام دهید؛

۶- یادداشت کردن نکات کلیدی از فعالیت‌های روزمره قبل از خواب (تحقیقات نشان داده‌اند که نوشتن از زندگی روزمره در پایان روز باعث آسوده شدن ذهن شما و بهره‌وری بیش‌تر در روز بعد خواهد شد)؛

۷- گفتگوی روزمره با آدم‌های غریبه (آن‌ها می‌توانند به‌معنی فرصت‌های جدید برای شما باشند!)؛

۸- یادگیری گوش دان اثربخش؛

۹- اتلاف کم‌تر زمان (فراموش نکنیم که زندگی چیزی بیش‌تر از روزها، ساعت‌ها، دقیقه‌ها و ثانیه‌ها نیست)؛

۱۰- شاد شدن با دنبال کردن رؤیاها (به‌جای نشستن و غصه خوردن از محقق نشدن رؤیاها و انجام کارهایی که مجبورید انجام دهید، تلاش برای رسیدن به رؤیاهای‌تان را آغاز کنید!)؛

۱۱- ایجاد دوستی‌های عمیق و مهربانی با مردم؛

۱۲- تنوع‌بخشی به تجربیات؛

۱۳- پس‌انداز پول؛

۱۴- هم‌نشینی با افراد باتجربه (آن‌ها راهِ رفتن را تجربه کرده‌اند)؛

۱۵- پرداختن به امور معنوی؛

۱۶- یادگیری چگونه سازگار کردن خود با شرم و تردید (و سایر احساسات انسانی)؛

۱۷- بیرون زدن از ساختمان؛

۱۸- تلاش برای شناختن آدم‌هایی که شبیه شما نیستند؛

۱۹- به‌خاطر سپردن تاریخ‌ها (هر چیزی چه زمانی اتفاق افتاده یا خواهد افتاد؟)؛

۲۰- رمان و داستان خواندن؛

۲۱- داشتن اهداف حداقلی اما ثابت برای هر روز (مثلا: خواندن ۱۵ صفحه کتاب در روز.)

شاید این پیشنهادات چندان هم مهم و اثربخش به‌نظر نیایند؛ اما تنها راه به‌انجام رساندن کارهای بزرگ، انجام دادن کارهای کوچک به‌مدت طولانی است. قصه‌ی سکاکی یادتان هست؟

دوست داشتم!
۱۲

مهارت‌‌های مورد نیاز برای موفقیت شغلی

خیلی از ما تصور می‌کنیم برای موفقیت شغلی نیازمند انجام کارهای عجیب و غریب و تلاش‌های مافوق بشری هستیم و به‌همین دلیل، حتی گام اول را در مسیر رسیدن به مقصودمان برنمی‌داریم. این در حالی است که موفقیت هیچ راهی ندارد جز همان ضرب‌المثل معروف که “آهسته و پیوسته رفتن” را به ما توصیه می‌کند. بدیهی است که در طی این مسیر نیاز به مجهز بودن به ابزارهایی داریم تا بتوانیم از عهده‌ی وظایف و کارهایی که در طول مسیر به آن‌ها نیازمندیم، برآییم. این ابزارها همان مهارت‌ها (یا به تعبیری دیگر شایستگی‌های) ما هستند. یاد گرفتن مهارت‌ها و تبدیل کردن آن‌ها به عادت باعث می‌شود تا بتوانیم در زمان مناسب به به‌ترین شکل ممکن هر کاری را انجام دهیم.

در هر شغل و حرفه گروهی از مهارت‌های تخصصی وجود دارد که فرد متخصص لازم است آن‌ها را فرا بگیرد (مثلا: یک جوشکار باید جوشکاری با گاز آرگون را بلد باشد!) اما گروهی از مهارت‌ها هم وجود دارند که در هر شغلی و از آن‌ مهم‌تر در زندگی روزمره برای ما کاربرد دارند. این مهارت‌ها مهارت‌های عمومی شغل و زندگی محسوب می‌شوند. مهارت‌های دسته‌ی اول را مهارت‌های سخت و مهارت‌های دسته‌ی دوم را مهارت‌های نرم می‌نامند. می‌توانید این‌جا و این‌جا را برای آشنایی بیش‌تر ببینید.

مهارت‌های سخت معمولا با تحصیل، کارآموزی و … یاد گرفته می‌شوند. اما متأسفانه در مدرسه و دانشگاه و حتی محل کار خیلی به آموزش مهارت‌های نرم اهمیتی داده نمی‌شود. اغلب مدیران ما نیز به اهمیت مهارت‌های نرم در موفقیت تیم و همکاران خود واقف نیستند. در عین حال خود ما هم آن‌قدرها که به مهارت‌های سخت اهمیت می‌دهیم و برای یادگیری‌شان به‌سراغ کلاس و مطالعه و تمرین برای خودآموزی می‌رویم، مهارت‌های نرم را جدی نمی‌گیریم. پس مهارت‌های نرم را چگونه باید یاد گرفت؟ در این‌ باب نوشته‌های دیگری خواهم داشت و در آن پیشنهاداتی ارائه می‌کنم.

پ.ن. مدت زیادی است از نوشته‌های با موضوع “کار حرفه‌ای” در گزاره‌ها خبری نیست. از این هفته دوشنبه شب‌ها دوباره انتشار این یادداشت‌ها را آغاز می‌کنم.

دوست داشتم!
۸

۱۰۰ میلیون دلار برای مهارت‌افزایی در سطح جهان

مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها از آن موضوعاتی است که در حوزه‌های استراتژی و اخلاق کسب و کار، بحث‌های زیادی را برانگیخته است. بحث بر سر این است که آیا یک سازمان که برای دست‌یابی به اهداف خود از منابع جامعه استفاده می‌کند (و چه بسا در فعالیت خود، ضررهایی هم به جامعه می‌زند؛ مثل آلودگی زیست‌محیطی و …) باید از درآمد خود برای جامعه هزینه بکند یا خیر؟ من خیلی در این زمینه مطالعه‌ی متمرکزی نداشته‌ام؛ اما در هر حال به نظر می‌رسد هنوز اجماعی در مورد الزامی بودن این مسئله یا داوطلبانه بودن آن در دنیای مدیریت و کسب و کار به دست نیامده است و این مسئله بیش‌تر وابسته به دیدگاه‌های اخلاقی و اجتماعی مدیران و مالکان کسب و کارها است.

در این میان اما سازمان‌هایی که دست به این کار می‌زنند هم کارهای بسیار جالبی انجام می‌دهند. بعضی وقت‌ها این مسئله اجباری می‌شود (مثل اتفاقی که برای BP در خلیج مکزیک افتاد) و گاهی اوقات داوطلبانه است (مثل فعالیت‌های اجتماعی گوگل از طریق بنیاد google.org.) خیلی از این فعالیت‌ها بر ارایه‌ی کمک‌های مالی (مثلا به نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد از جمله: یونیدو، UNDP، فائو و …) متکی است و بخش دیگری هم ـ که برای من جالب‌تر است ـ بر توان‌مندسازی و مهارت‌افزاییِ در کشورهای کم‌تر توسعه یافته و حتی فقرای مادی و فرهنگی کشورهای توسعه یافته متمرکز است. طبیعی است که این دومی اثری پایدارتر و به‌تر روی توسعه‌ی جامعه دارد؛ بنابراین وجود مؤسساتی مثل مدرسه‌ی کارآفرینی خورشید که برای توان‌مندسازی بانوان ایرانی فعالیت می‌کند، برای من بسیار جذاب‌تر از فعالیت‌های صرفا یاری‌بخش مؤسسات خیریه‌‌ است.

چند روز پیش شرکت معظم مشاوره‌ی اکسنچر اعلام کرد طی ۵ سال آینده (یعنی تا سال ۲۰۱۵) مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار را در قالب برنامه‌ی Skills to Succeed برای ارتقای مهارت‌های افراد در کشورهای مختلف جهان، از جمله در موارد زیر هزینه خواهد کرد:

  • برزیل: آموزش رایگان مهارت‌های مرتبط با بازار برای افراد بی‌کار و هم‌چنین ارایه‌ی مشاوره‌ی رایگان به استارت آپ‌های کوچک؛
  • آفریقا: فعالیت در کشورهای مختلف برای ارتقای مهارت‌های کارآفرینان جوان؛
  • اسپانیا: هم‌کاری با نهادهای محلی برای آموزش گروه‌های مهاجر در زمینه‌ی مهارت‌های مبتنی بر فناوری که به آن‌ها اجازه‌ی ورود به بازار کار اسپانیا را می‌دهد؛
  • فیلیپین و کامبوج: کمک به دانش‌جویان فقیر برای کسب مهارت‌های مورد نیاز برای دست‌یابی به مشاغل موجود در بازار IT و خروج از فقر؛
  • ایالات متحده: ارایه‌ی خدمات آموزشی برای آماده‌سازی جوانان معلول جهت استخدام شدن؛
  • بریتانیا: کمک به افراد برای محقق کردن پتانسیل‌های خود از طریق گرفتن یک شغل یا دسترسی به آموزش‌های مورد نیاز.

به عقیده‌ی اکسنچر در یک دنیای چند قطبی و در حال تغییرات سریع، مهارت‌ها پیش‌ران اصلی توان‌مندسازی اقتصاد هستند و در نتیجه‌ این شرکت، براساس تعهد خود در پرورش استعدادها و با به‌کارگیری مهارت‌های ویژه‌ی خود در زمینه‌ی مشاوره و آموزش، بیش از ۸۰ پروژه‌ی مهارت‌آموزی را در سطح جهان آغاز کرده است.

این خبر چند جنبه دارد: اول این‌که کاش می‌شد این برنامه‌ها را به‌نوعی در ایران هم راه انداخت (شاید هم بشود؛ اگر ایرانی در اکسنچر کار کند و توانایی متقاعد کردن مدیران ارشد شرکت را داشته باشد یا حتی ایرانیانی که پختگی و توان چانه‌زنی لازم را در این زمینه داشته باشند؛ مثلا: اعضای انجمن بین‌المللی مدیران ایرانی.)

دوم این‌که کاش شرکت‌های مشاوره‌ی ایرانی به آن سطحی از بلوغ دانشی و مهارتی و از آن بالاتر، بلوغ اجتماعی برسند که روزی چنین کارهایی را از آن‌ها شاهد باشیم (البته شاید الان هم بعضی شرکت‌ها چنین فعالیت‌هایی را دارند و من بی‌خبرم.)

سوم این‌که کاش حداقل مؤسساتی که الان در زمینه‌ی کارآفرینی در ایران فعال‌اند ـ از جمله فانتازیو ـ بتوانند چنین کارهایی را انجام دهند (که تا جایی که من خبر دارم بخشی از کارشان همین است.)

پ.ن. شخصا به چنین کارهای عام المنفعه‌ای به شدت علاقه دارم. اگر احیانا کسی از خوانندگان محترم این‌جا از چنین فعالیت‌هایی خبر دارد و یا از آن به‌تر، در چنین فعالیت‌هایی مشارکت دارد؛ خوش‌حال می‌شوم که بتوانم در صورت امکان کمک‌هایی در این زمینه بکنم.

دوست داشتم!
۰