ایده‌هایی برای حل مسائل مشاوره (۳)

می‌دانیم که برای حل مسئله‌ی کارفرما در پروژه‌های مشاوره، حتما باید بفهمیم که کارفرما دقیقا مشکل‌اش چیست و از ما به‌عنوان مشاور چه می‌خواهد. اما فکر می‌کنم در ایران به‌ویژه با توجه به سهل و ممتنع دانستن مباحث تخصصی مدیریت از یک سو و وفور مدهای مدیریتی در کشور از سوی دیگر (مثلا مهندسی مجدد در چند سال پیش و سیستم‌های ارزیابی عملکرد مبتنی بر کارت امتیازی متوازن در سال‌های اخیر)، به‌تر است به‌عنوان مشاور به دنبال این هم باشیم که کارفرما چه مشکلاتی ندارد و چه چیزی را هم از ما نمی‌خواهد! این طوری بر روی چیزهایی که ضرورتی ندارند، زمان و پول‌مان را هدر نمی‌دهیم.

اگر کمی درگیر پروژه‌ها در سطح بالاتر از کارشناسی بوده باشید، حتما مثال‌هایی در این زمینه به ذهن‌تان خواهد رسید. با توجه به شرایط صنعت مشاوره در ایران، تصور می‌کنم توجه به این نکته، برای مدیران پروژه بسیار حیاتی باشد.

دوست داشتم!
۰

یک مشاور جوان در طول هفته چه باید بخواند!؟

نوشتن این فهرست پیشنهادی برای مطالعه‌ی مشاوران جوان در طول یک هفته مدت‌ها است توی ذهن من است و کمی تنبلی و کمی درگیری باعث شده بود که این کار را نکنم. اول از همه باید این را بگویم که این فهرست وحی منزل نیست و براساس تجربیات، دیدگاه‌ها و علایق من شکل گرفته است. بنابراین اگر نقدی بر آن دارید و اگر چیزی به نظرتان می‌رسد که جا افتاده، بفرمایید. همین‌جا نکته‌ی دوم هم شکل می‌گیرد: این برنامه‌ی مطالعاتی من در یک هفته است. شما هم باید برای خودتان یک فهرست مشخص داشته باشید براساس چهارچوبی که برای خودتان مشخص می‌کنید، مطالعات‌تان را انجام دهید. توجه کنید که اساس این فهرست این است که هر هفته باید در تمام حوزه‌های پیشنهاد شده، حداقل یک مطلب یک خطی بخوانید!

خوب با این مقدمات، فهرست پیشنهادی من این است:

  1. کتاب و مقاله‌ی فنی: این یکی این‌قدر بدیهی است که من توضیحی در موردش ندهم! فقط تأکید می‌کنم که بین خواندن تئوری و یاد گرفتن مدل‌های جدید با خواندن و دیدن کیس و مطالب کاربردی توازنی ایجاد کنید. شاید یک سوال این باشد که در چه حوزه‌های فنی بخوانیم؟ این بستگی به کارتان و علایق‌تان دارد؛ یعنی ممکن است لازم باشد کسی مثلا در زمینه‌ی برنامه‌ریزی استراتژیک خیلی بخواند و دیگری در حوزه‌ی مستندسازی و تحلیل فرایند. پیشنهاد خاصی در این زمینه ندارم؛ فقط لطفا حداکثر سه حوزه را به‌عنوان حوزه‌های تخصصی‌تان (مثلا: استراتژی، تحلیل و طراحی سیستم و تحلیل کسب و کار) انتخاب کنید. بیش‌تر از این تعداد، تمرکزتان را از دست می‌دهید و می‌شوید اقیانوسی به عمق یک بند انگشت! در صورتی که شاید به‌تر باشد جویباری به عمق یک اقیانوس باشید!
  2. چطور مشاور خوبی باشیم؟ این سؤال مهمی است که مجموعه پست‌های مربوط به مشاوره‌ی مدیریت وبلاگ گزاره‌ها قصد دارد به آن پاسخ بدهد. فکر می‌کنم برای پاسخ دادن به این سؤال باید چند قدم برداشت: اول بفهمیم تعریف مشاوره‌ی مدیریت چیست، بعد با فرایند آن آشنا شویم (که سعی می‌کنم به‌زودی در چند پست این فرایند را به صورت کلی مرور کنم) و بعد ببینیم در هر گام از فرایند مشاوره باید چه کنیم تا به‌تر و اثربخش‌تر عمل کنیم. پیشنهاد می‌کنم این پست من را هم در زمینه‌ی استاندارد مشاوره‌ی مدیریت CMC بخوانید. مستندات این استاندارد به تازگی به دستم رسیده که سعی می‌کنم از آن‌ها هم برای نوشتن در این حوزه بهره بگیرم.
  3. اخبار تحولات مشاوره‌ی مدیریت در دنیا: این یکی برای خود من جذابیت‌های زیادی دارد! چند منبع خوب اینترنتی در این زمینه پیدا کرده‌ام که در پستی آن‌ها را معرفی خواهم کرد.
  4. اخبار سیاست و اقتصاد و صنعت: شما حتا اگر مشاور برنامه‌ریزی استراتژیک هم نباشید که مستقیما با تحلیل محیط (همان مدل PEST معروف خودمون!) در ارتباط باشد، به هر حال از اتفاقاتی که دارد در کشور و در سطحی وسیع‌تر دنیا می‌افتد حداقل در زندگی شخصی‌تان متأثر می‌شوید. کلا آگاهی از تحولات دور و برتان مزیت‌های غیرقابل وصفی دارد؛ باید تجربه کنید تا بدانید چه می‌گویم! پیشنهاد می‌کنم حداقل هفته‌ای یک بار سایت MBANews و هر روز روزنامه‌ی دنیای اقتصاد را ورقی بزنید؛ ضرر نمی‌کنید!
  5. اخبار علم و فناوری به‌ویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات: اگر مشاور حوزه‌ی IT باشید که خواندن اخبار این حوزه برای‌تان جزو واجبات محسوب می‌شود؛ اما حتا اگر مشاور کسب و کاری هم هستید، دنبال کردن این اخبار جدا از جذابیت ذاتی‌شان می‌تواند برای شما در کارتان دیدگاه‌ها و فرصت‌های جدیدی را مشخص کند. فقط لطفا نچسبید به اخبار محصولات و این‌که اپل و گوگل و مایکروسافت و ایکس و ایگرگ چه کرده‌اند یا می‌خواهند بکنند؛ اخبار تحولات مدیریتی بازار فناوری نکته برای یاد گرفتن زیاد دارند (مثل ماجراهایی که بر سر کنار رفتن اریک اشمیت از گوگل در هفته‌ی اخیر پیش آمد.) من شخصا در این زمینه از سرویس فناوری‌های نوین خبرگزاری مهر، آی‌تی ایران، مدیا نیوز، آی سی تی پرس، لحظه‌های فناوری اطلاعات و وبلاگ‌هایی مثل یک پزشک استفاده می‌کنم.
  6. گزاره‌ها! بله گزاره‌ها: گزاره‌ها یا همان نقل قول‌هایی که از آدم‌ها می‌شود، غیر از خاصیت انگیزش‌بخشی و تفریحی که در خودشان دارند، می‌توانند به شما کمک کنند از زاویه‌ی جدیدی به یک موضوع بدیهی و پیش پا افتاده نگاه کنید. بنابراین اهمیت گزاره‌ها را دست کم نگیرید!
  7. وبلاگ‌های مدیریتی و فناوری: وبلاگ‌های این حوزه به شما کمک می‌کنند از پیچیده‌ترین مسائل فنی گرفته تا تجربیات شغلی و دیدگاه‌های شخصی آدم‌ها را نسبت به دنیای اطراف‌شان بخوانید و ازشان چیز یاد بگیرید. به نظرم این یکی از جنبه‌های پیش‌رفت مدیریت در دنیای جدید همین روایت‌های شخصی آدم‌ها از موضوعات و مباحث علم مدیریت است. من شخصا از همه‌ی بلاگرهای این حوزه چیز یاد گرفته‌ام و می‌گیرم و به نظرم ترویج نوشتن و خواندن در این حوزه یکی از کارهای مهمی است که همه باید در کنار هم به آن‌ها بپردازیم. اصلی‌ترین هدف مجموعه پست‌های لینک‌های هفته‌ی وبلاگ گزاره‌ها، همین است. فید مجموعه‌ی نسبتا کاملی از این وبلاگ‌ها را از این‌جا مشترک شوید.
  8. اعداد و ارقام: در لینک‌های هفته دیده‌اید که من چقدر به این اعداد و ارقام اهمیت می‌دهم. به نظرم مطالعه‌ی اعداد و ارقام و پی‌گیری‌ روندهای تغییرات و نرخ تغییرات در تمامی حوزه‌های مربوط به مشاوره ـ به‌ویژه و به‌ویژه در حوزه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات ـ دیدگاه‌ خوبی در مشاوران در مورد اتفاقاتی که دارد می‌افتد و قرار است بیفتد ایجاد می‌کند. از آن گذشته وقتی روندهای یک بازار را در طولانی مدت دنبال کنید … خبرنامه‌ی The Daily Stats سایت مدرسه‌ی مدیریت هاروارد منبع بسیار جالبی است برای این اعداد و ارقام.
  9. مطالبی در حوزه‌ی کار حرفه‌ای، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی کار: همیشه با آدم‌هایی که از نظر فنی در سطح بالایی قرار دارند؛ ولی رفتارشان غیرحرفه‌ای است و نمی دانند چطور باید با دیگران کار کنند، مشکل داشته‌ام. این مهم است که ما هر هفته در مورد این‌که چطور باید کار خودمان را به‌بود بدهیم، چطور رفتار درستی داشته باشیم، چطور خودمان را بیانگیزانیم، چطور با مشکلات روبرو شویم و باهاشان کنار بیاییم و … بخوانیم. از طرف دیگر روان‌شناسی و جامعه‌شناسی کار (و به‌عبارت به‌تر علم رفتار سازمانی) هم افق دید ما را برای تحلیل رفتار خودتان به‌عنوان یک فرد و هم‌چنین رفتار آدم‌ها در سطح تیم کاری‌تان، واحد سازمانی‌تان، سازمان‌تان و حتا جامعه حسابی باز می‌کند. این طوری شاید بتوانیم هم مشکلات رفتاری خودمان را زودتر کشف کنیم و هم کم‌تر از دست دیگران حرص بخوریم! در این زمینه وبلاگ‌های هاروارد بیزینس اسکول به‌ترین و بی‌رقیب‌ترین پیشنهاد ممکن هستند!
  10. ادبیات و قصه و شعر! شما به‌عنوان مشاور قرار است خروجی‌های به مشتری‌تان بدهید که بتواند بخواند و بفهمد! متأسفانه حجم غلط‌های املایی و اشکالات نگارشی در گزارش‌های ما مشاوران ایرانی به شدت بالا است و از آن بدتر، اصلا هم به این فکر نیستیم که خواننده‌ی بنده خدا (مدیر / کارشناس کارفرما یا ناظر) چه زجری قرار است از خواندن این گزارش بکشد! پس با ادبیات مأنوس و محشور باشیم و علاوه بر حظ معنوی، چیز یاد بگیریم!

فعلا این‌ها به ذهن من رسید. کامل‌اش کنید ممنون می‌شوم.

دوست داشتم!
۳

مهم‌ترین مهارت یک مشاور

قبل‌تر به نمونه‌ی آزمون استخدامی شرکت معظم مشاوره‌ی بین اشاره کرده‌ام. جالب‌ترین بخش این نمونه‌ی امتحان برای من این سؤال‌اش بود: “در ۳ جمله‌ی کوتاه، نتایج تحلیل‌های انجام شده توسط خودتان به‌عنوان مشاور را برای مشتری بیان کنید!” توانایی و مهارت مختصر و مفید نوشتن و از آن بالاتر جمع‌بندی کردن یک بحث گسترده و پر از جزییات در زیرمجموعه‌ی چند عنوان کلی توانایی است که اغلب ما مشاوران ایرانی نداریم! اولی‌اش نیاز به تمرین دارد و دومی بیش‌تر نیازمند توانایی تفکر سیستماتیک و یک مقداری هوش و تجربه است.

این وضعیت البته دلیل هم دارد:

  • کارفرماهای ایرانی که ما را به نوشتن گزارش‌های حجیم عادت داده‌اند و مثلا دادن یک پرزنت ۱۰ اسلایدی به جای یک گزارش ۴۰۰ صفحه‌ای برای‌شان قابل قبول و ملموس نیست!
  • خود ما مشاوران که می‌دانیم اگر بخواهیم مختصر و مفید بنویسیم، آن وقت باید از سفسطه‌ها و کلی‌گویی‌ها و همان‌گویی‌های‌مان (این اصطلاح بانمک همان‌گویی را از استاد عزیزم دکتر رمضانی یاد گرفتم!) و نداشتن تحلیل درست و از آن بدتر راه‌حل کاربردی و دادن راه‌حل‌هایی که خود کارفرما از ما به‌تر بلد است، بکاهیم و این طوری مشت خالی‌مان باز شود و کیفیت واقعی خودمان و کارمان معلوم شود!
  • و …

در طول دوران کاری‌ام احتمالا یکی از بزرگ‌ترین شانس‌های‌ام، کار کردن با مشاور باتجربه‌ای بوده که این جمع‌بندی یکی از توانایی‌های منحصر به فردش است. همیشه در جلسات مشترکی که همراه ایشان بوده‌ام و یا وقتی کامنت‌های فنی ایشان را روی خروجی کارم دیده‌ام، از این توانایی و مهارت‌شان هم لذت برده‌ام و هم چیزهای جدیدی یاد گرفته‌ام.

براساس تجریات خودم کسب این مهارت، هم نیازمند مطالعه‌ی اصول تحلیل سیستم و دیدن گزارش‌ها و کارهای مشاوران خارجی (و البته داخلی) است و هم نیازمند تمرین کردن و از آن بالاتر داشتن منتوری مثل این مشاور باتجربه‌‌ای است که من زیردست‌اش کار کردم.

بنابراین مشاوران جوان: حواس‌تان باشد مختصر و مفید نوشتن و حرف زدن و توانایی جمع‌بندی مهم‌ترین بخش‌های یک موضوع پرجزئیات در چند جمله‌ی کوتاه (مثلا در زمان نوشتن خلاصه‌ی مدیریتی برای یک گزارش حجیم) مهم‌ترین مهارت شماست.

دوست داشتم!
۰

۶ پیش‌بینی برای بازار مشاوره در سال ۲۰۱۱

دنبال کردن اخبار بازار مشاوره‌ی مدیریت در سطح جهان برای من جذابیت بسیاری دارد. بعدتر در پستی مستقل به منابع خبری که می‌توانید از آن‌ها این اخبار را دنبال کنید اشاره خواهم کرد. در این پست به ۶ پیش‌بینی در مورد وضعیت بازار مشاوره در سال ۲۰۱۱ می‌پردازیم:

  1. درخواست خدمات مشاوره از سوی بخش خصوصی به سودآوری آن‌ها بستگی دارد (البته جز در مواردی که قرار است بازسازماندهی یا بازمهندسی سازمان اتفاق بیفتد.) با خروج نسبی اقتصاد جهان از رکود در سال ۲۰۱۱، پیش‌بینی می‌شود که حجم پروژه‌های مشاوره‌ برای بخش خصوصی افزایش یابد. البته صنایع زیر احتمالا اوضاع به‌تری در این زمینه خواهند داشت: انرژی و خدمات عمومی (Utilities)، کارخانه‌های تولیدی، شرکت‌های مخابراتی، رسانه‌ها و شرکت‌های سرگرمی‌ساز و احتمالا خرده‌فروشی‌ها.
  2. هر چند در بازار داغ سیاست، پروژه‌های مشاوره پول ـ تلف‌کن (!) محسوب می‌شوند؛ اما پروژه‌های تغییر ساختار بخش دولتی یا کاهش‌دهنده‌ی هزینه‌ها این روزها برای بخش دولتی از هر زمانی واجب‌ترند. بنابراین حجم پروژه‌ها در حوزه‌ی دولت و بخش عمومی هم افزایش خواهند یافت؛ البته فقط حجم‌اش نه پول‌اش!
  3. پیش‌بینی می‌شود که درآمد کلی صنعت مشاوره بین ۵ تا ۶ درصد افزایش یابد.
  4. فشارها برای کاهش هزینه‌های مشاوره هم‌چنان ادامه خواهند یافت؛ هر چند کم‌تر از پارسال. احتمالا تنها در حوزه‌ی خدمات مالی این فشارها تا حدود زیادی کاهش خواهند یافت. به همین دلیل است که سودآوری صنعت مشاوره به افزایش تعداد روزهایی که پروژه وجود دارد (کو پروژه!؟) وابسته می‌شود؛ بنابراین حجم پروژه‌های مشاوره افزایش خواهد یافت. بنابراین بازاریابی در صنعت مشاوره در سال پیشِ رو، از اهمیتی استراتژیک برخوردار خواهد بود.
  5. فقط درآمد مشاورانی افزایش خواهد یافت که کارفرمای‌شان را عوض کنند. اوضاع مالی صنعت بسیار خراب است؛ بنابراین دستمزدها و مزایایی که چند سال است ثابت مانده‌اند تغییر چندانی نخواهند کرد. اما همان طور که در پیش‌بینی‌های قبلی دیدید، رقابت در صنعت مشاوره با توجه به رکود آن افزایش خواهد یافت؛ بنابراین جذب مشاوران متخصص به یک سلاح استراتژیک شرکت‌های مشاوره در این رقابت تبدیل خواهد شد. به همین دلیل است که احتمالا مشاورانی که بخواهند کارشان را عوض کنند، می‌توانند دستمزدهای‌شان را افزایش دهند. افزایش شدید نرخ استخدام شرکت‌های بزرگ مشاوره تا حدودی نشان‌دهنده‌ی همین موضوع است. و به همین دلیل است که در سوی مقابل، حفظ نیروی انسانی متخصص در سازمان، برای شرکت‌های مشاوره حیاتی است.
  6. در پیش‌بینی شماره‌ی ۵ به این پیش‌بینی اشاره شد: اوضاع استخدام در صنعت مشاوره بهبود چشم‌گیری خواهد یافت. البته برای مشاوران متخصص نه آدم‌های تازه‌کار و کارشناسان بی‌تخصص همه فن حریف!

پ.ن. ۲ و ۴ و ۵ با شرایط بازار مشاوره در ایران هم مشابهت دارند. مشاوران ایرانی لازم است به این سه پیش‌بینی توجه عمیقی بکنند.

منبع

دوست داشتم!
۰

ایده‌هایی برای حل مسائل مشاوره (۲)

در مصاحبه‌های ورودی شرکت‌های مشاوره‌ی بین‌المللی همیشه یک کیس مطرح می‌شود که فرد داوطلب باید آن را حل کند. قبل‌تر به یک نمونه‌اش این‌جا اشاره کردم. بنابراین یکی از حوزه‌های مشاوره‌ی شغلی (چیزی که تو ایران متأسفانه یا خوش‌بختانه اصلا نداریم) راه‌نمایی کردن آدم‌هایی است که می‌خواهند وارد کار مشاوره بشوند. این‌جا به چند تا از این خطوط راه‌نما برای موفقیت در آزمون مشاوره اشاره شده. به نظرم این نکات فقط به درد موفقیت در آزمون ورودی یک شرکت مشاوره نمی‌خورند و خوب در ایران هم که ما همچین آزمون‌هایی نداریم؛ برای همین موقع ترجمه کردن ساختار متن را عوض کردم. بنابراین این شما و نکاتی کلی برای حل مسائل مشاوره:

۱- مسئله را درست متوجه شوید: قبل از دادن پاسخ، باید مطمئن شوید که مسئله را درست فهمیده‌اید.  برای این کار مسئله را دوباره صورت‌بندی کنید و از کارفرما بپرسید. ضمنا مطمئن شوید که همه‌ی اطلاعاتی را که برای حل مسئله لازم دارید جمع‌آوری کرده‌اید و این اطلاعات صحیح هستند. حواس‌تان باشد که باید پاسخ را در چه قالبی به کارفرما ارایه کنید: مثلا قرار است گزارش بدهید، پرزنت درست کنید یا … قرار است عدد و رقم دقیق بدهید یا تخمین یا حتا درصد و …

۲- زمانی را به فکر کردن درباره‌ی روش حل مسئله اختصاص بدهید. سعی کنید برای هر بخش از مسئله، روش خاص خودش را پیدا کنید (حالا ما هی بگیم متدولوژی مهمه، یک عده‌ی کثیری ما را مسخره کنند …)

۳- با کارفرما هم‌دلی ایجاد کنید. شما قرار است مسئله‌ی او را حل کنید نه مسئله‌ی خودتان! به زبان بدن و حرف‌های او توجه کنید. راه‌حل‌ اولیه‌تان را به او ارایه کنید و بخواهید تا به شما بگوید آیا اطلاعات مهمی را جا انداخته‌اید یا نه. به یاد داشته باشید که ایجاد ارتباط خوب و اثربخش با کارفرما بخشی از فرایند حل مسئله است.

۴- خوب گوش کنید و سعی کنید واژه‌های کلیدی طرف مقابل‌تان را بیابید. گاهی اوقات یک واژه‌ی کلیدی در درک مسئله و از آن‌جا حل مسئله حیاتی می‌شود.

۵- چارچوب‌ها (Frameworks)، روش‌های ساختاردهی به پاسخ شما هستند که درک ماهیت و چرایی آن پاسخ را برای خود شما و کارفرما آسان‌تر می‌کنند. چارچوب یعنی چیزهایی مثل: مدل ۵ نیروی رقابتی پورتر، آمیخته‌ی بازاریابی و … (همین اواخر جایی ناظر بودم؛ به طرف گفتم چارچوب‌ات کو؟ متدولوژی‌اش را با آب و تاب دوباره تعریف کرد! چارچوب با متدولوژی فرق داره.)

دو واژه‌ی کلیدی در فرایند حل مسئله وجود دارند که متأسفانه ما مشاوران ایرانی خیلی وقت‌ها به آن‌ها اهمیت نمی‌دهیم: چارچوب و متدولوژی. بخشی از بحث‌های بعدی‌مان درباره‌ی این خواهد بود که هر کدام از این دو واژه یعنی چه، تفاوت‌هایی با هم دارند و نقش هر یک در فرایند حل مسئله‌ی مشاوره چیست.

دوست داشتم!
۰

مزیت‌ رقابتی یک مشاور خوب در دنیای ام‌روز

در اخبار داشتیم که “شرکت‌های بزرگ مشاوره‌ی دنیا درهای استخدام را روی مشاوران جوان گشوده‌اند. مثلا دیلویت تا سال ۲۰۱۵ می‌خواهد حدود ۲۵۰۰۰۰ مشاور جوان در سراسر دنیا جذب کند!!!” به نظرم فرصت خوبی برای خیلی از ما مشاوران جوان خواهد بود که شانس‌مان را برای قرار گرفتن در میان این تعداد قابل توجه استخدام شرکتی مثل دیلویت امتحان کنیم. این آخرِ داستان هم نیست و تقریبا تمام شرکت‌های مشهور مشاوره‌ی دنیا قصد استخدام مشاور جدید را دارند (حالا مشکلات سیاسی و تحریم و ویزا و این‌ها را بگذاریم کنار.)

خوب برای این کار چه کنیم؟ اول: این‌که داشتن گواهی‌نامه‌های مربوط به مشاوره‌ی مدیریت از جمله CMC (که قبلا به تفصیل در مورد آن این‌جا توضیح داده‌ام) می‌تواند به ما کمک بکند. دوم: تمرین این‌که چطور آزمون استخدامی و مصاحبه‌ی این شرکت‌ها را بگذرانیم هم به جای خودش می‌‌تواند مفید باشد (در این مورد قبلا این‌جا به نمونه‌ی آزمون شرکت Bain اشاره کرده‌ام و در آینده باز هم خواهم نوشت.)

اما شاید این سؤال هم مهم باشد که مزیت رقابتی یک مشاور جوان برای ورود به شرکت‌های مشاوره‌ی بین‌المللی چیست؟ طبق چیزی که این‌جا نوشته شده بن هادسون نویسنده‌ی کتاب “چگونه کار پیدا کنیم … وقتی کاری وجود ندارد” در این مورد گفته: “اغلب مشاوران خودشان را به‌عنوان فردی متخصص یا راه‌حلی در جستجوی مسئله (!) معرفی می‌کنند؛ اما تصمیم‌گیران شرکت‌های مشاوره به فروش راه‌حل‌های ویترینی به ویژه در وضعیت کنونی اقتصاد نیازی ندارند. راه‌حل بودن (Solutionship) به معنای توسعه‌ی راه‌حل‌های متناسب با نیازهای خاص مشتریان احتمالی است. داشتن این توانایی به شما این امکان می‌دهد که خود را به شکلی متفاوت و اثربخش‌تر در بازار مشاوره‌ی مدیریت جانمایی (Positioning) کنید!”

“توانایی حل مسئله‌ی مشتری به‌عنوان یک مسئله‌ی جدید و خاص خود او” ـ چیزی که قبلا هم این‌جا در موردش نوشته بودم ـ مزیت رقابتی یک مشاور جوان در صنعت مشاوره‌ی امروز است.

دوست داشتم!
۰

برگی از یک نوشته (۱): مشاوره‌ی مدیریت یعنی چه؟

مشاوره‌ی مدیریت از آن حوزه‌های کاری است که به دلیل اسم بسیار جذاب و با پرستیژش در ایران حسابی طرف‌دار پیدا کرده است و دارد روز به روز بر تعداد فعالان‌اش افزوده می‌شود؛ بدون این‌که کسی بداند ترمِ مشاوره‌ی مدیریت دقیقا در سطح بین‌المللی برای چه کارهایی به کار می‌رود. چند وقت پیش که بنابر یک توفیق اجباری (!) کتاب فرهنگ جیبی استراتژی نوشته‌ی تیم هیندل و با ترجمه‌ی استاد بسیار بسیار عزیز و نازنین‌ام دکتر سهراب خلیلی شورینی مطالعه می‌کردم، دیدم که هیندل به خوبی این‌که مشاوره‌ی مدیریت چیست را تشریح کرده است. بد ندیدم که این بخش را از کتاب هیندل این‌جا بیاورم تا شاید از این به بعد در به کار بردن اصطلاح مشاوره‌ی مدیریت و عنوان مشاور مدیریت برای خودمان کمی احتیاط کنیم. این هم برگی از این نوشته:

“رسم بر این بوده است که شرکت‌هایی که ایده‌های قابل توجه استراتژیک نداشته‌اند از افراد خارج از شرکت کمک می‌گرفته‌اند. این افراد خارج از شرکت معمولا از رده‌های مختلف مشاوران مدیریت‌اند. در واقع بخش عظیمی از این کسب و کار که امروز صنعت بزرگی شده است در دوران رشد شتابان برنامه‌ریزی استراتژیک در دهه ۱۹۶۰ ساخته شد. زمانی مجله بیزینیس ویک نوشت که برنامه‌ریزی استراتژیک “یک مینی صنعت از مغزهای متفکر مشاور تشکیل داد”‍ با این باور که “هر شرکتی می‌تواند یک استراتژی انتخاب کند که به راحتی آن را به قله‌های موفقیت برساند. تنها به این شرط که درست فکر کند.”

چند شرکت مشاور مشهور استراتژی در بوستون بودند، جایی که می‌توانستند ارتباط نزدیکی با هاروارد داشته باشند. هاروارد دانشگاهی است که منبع بسیاری از هوشمندانه‌ترین (واقبل فروش‌ترین) ایده‌ها درباره استراتژی شرکت‌ها بوده و هم‌چنان هست. مشاوران به‌عنوان واسطه، ایده‌هایی را که از دانشگاه‌ها بیرون می‌آمد برای شرکت‌ها تفسیر می‌کردند و شرح و بسط می‌داند. آن‌ها البته ایده‌های خودشان را هم ترویج می‌کردند. مثلا در دهه ۱۹۶۰، مک‌کینزی و تعدادی شرکت‌های دیگر مفهوم مدیریت ماترسی را در مجامع صنعتی ترویج و تبلیغ کردند.

حرفه مشاوره مدیریت بسیار موفق بوده به طوری که کم‌تر کسب و کاری خارج از تکنولوژی پیشرفته توانسته چنین رشدی داشته باشد. در حرفه مشاوره مدیریت رشد سالیانه ۲۰ تا ۳۰ درصد غیرمعمولی نبوده است. با این وجود مشاوره مدیریت یک صنعت نوپا نیست. در سال‌های نخستین، کسب و کار بر پایه تکنولوژی نبود که چنین رشدی را بتوان از آن انتظار داشت. شر‌کت‌هایی چون آرتور. دی. لیتل می‌توانند سابقه خود را به قرن نوزدهم برسانند. مک‌کنزی و بوز آلن همیلتون کار مشاوره‌ای را از سال‌های نخستین قرن بیستم آغاز کردند. بنابراین چه چیز باعث رونق بی‌سابقه آن‌ها در دهه یاد شده گردید؟

نخست باید به خاطر داشت که اصطلاح “مشاوره مدیریت” چندین رشته را شامل می‌شود. اگر چه برخی از شرکت‌ها به سرعت رشد کرده‌اند، لیکن بقیه رشدی در حد یک کسب و کار رشد یافته را تجربه کرده‌اند. این کسب و کار را می‌توان با اغماض به پنج رشته زیر تقسیم‌بندی کرد:

  1. تدوین استراتژی
  2. ساختار سازمانی (شامل مالی، منابع انسانی و بازاریابی)
  3. مدیریت بخش عمومی
  4. تکنولوژی اطلاعات
  5. توسعه محصول (Product Development)

در ۱۹۸۰ سه بخش عمده کسب و کار مشاوره (سه مورد اول ذکر شده در بالا)، ۸۰ درصد درآمد این کسب و کار را تشکیل می‌داد؛ در ۱۹۹۰ این مبلغ به ۶۰ درصد کاهش یافت و امروز احتمالا به پایین‌تر از ۵۰ درصد رسیده است.

در دهه ۱۹۹۰، حوزه بسیار داغ به تکنولوژی اطلاعات (IT) تعلق داشت. تقریبا این عامل یک تنه کسب و کار را به اوج غیر قابل باوری رساند. در بعضی سال‌ها درآمد انگلستان از مشاوره IT، ۵۰ درصد افزایش یافت؛ در حالی که درآمد سایر رشته‌های مشاوره به ندرت از یک رقمی تجاوز کرد. بین مشاوره استراتژی و مشاوره ITدر شرکت‌ها معمولا ارتباطی وجود ندارد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۱ نشان داد که بیش از سه چهارم نمونه مؤسسات بزرگ جهانی از مشاوران سنتی استراتژی خود برای مسایل مربوط به IT استفاده نکرده بودند.

از راه رسیدن اینترنت و ترس پایان قرن از ویروس هزاره، برنامه‌ریزی کامپیوترها به نحوی که فقط دو رقم آخر هر سال را می‌توانستند بخوانند، موجب رونق مشاوره IT گردید. ویروس هزاره به این معنا بود که کامپیوترها سال ۲۰۰۰ را ممکن بود با سال ۱۹۰۰ اشتباه کنند. در نتیجه بازنشسته‌ای که قرار بود مستمری‌اش از سال ۲۰۰۰ شروع شود مطابق کامپیوتر باید صد سال دیگر صبر می‌کرد. در عمل اما مستمری‌بگیران این همه در انتظار نماندند. یا این ویروس وهمی بیش نبود یا مشاوران در از بین بردن آن کارشان را به خوبی انجام دادند.

این شرایط بازار، متخصصان IT را فراتر از همه مشاوران قرار داد. شرکت مشاور اندرسون که در سال ۲۰۰۱ نام‌اش را به Accenture تغییر داد، با درآمدی حدود ده میلیون دلار در سال به بزرگ‌ترین شرکت مشاور مدیریت جهان تبدیل شد. این شرکت دست کم ۵۰ درصد درآمدش از مشاوره سیستم‌های اطلاعات است و بسی کم‌تر از ۵۰ درصد آن مربوط به مشاوره خالص استراتژی است، اگر چه خط فاصل میان این دو روز به روز نامشخص‌تر می شود. امروز به ندرت کار استراتژی‌ای وجود دارد که ارتباطی با IT نداشته باشد.

مشهورترین مشاوران استراتژیک، مثل مک‌کینزی و گروه مشاوران بوستون، از رونق سابق افتاده‌اند. لیکن حتی آن‌ها هم نتوانسته‌اند کسب و کار IT را کاملا نادیده بگیرند، اگر چه به روشنی اعلام کرده‌اند که این حوزه را حوزه پررونق و پردوامی برای کار مشاوره نمی‌دانند.”

فرهنگ جیبی استراتژی؛ تیم هندل؛ ترجمه: دکتر سهراب خلیلی شورینی؛ انتشارات اندیشه‌های گوهربار؛ چاپ اول؛ تهران: ۱۳۸۶؛ صص ۲۴-۲۱

پ.ن.۱. این متن کمی طولانی اما بسیار جالب و مهم بود.

پ.ن.۲. خوب این روزها انتخاب و نوشتن بریده‌هایی از کتاب‌های رمان و داستان و شعر در وبلاگ‌های مختلفی در سطح اینترنت و البته گودر، به خوبی جا افتاده و طرف‌داران کمی هم ندارد. با این حال من ندیدم کسی به این فکر باشد که می‌شود این کار را در مورد کتاب‌های مدیریت و آی‌تی هم انجام داد. عمیقا معتقدم که بریده‌ای از یک متنِ عالی، گاهی آن‌قدر ارزش‌مند است که می‌تواند جای خواندن یک کتاب حجیم را بگیرد. بنابراین از این پس هر از چند گاهی به سراغ برگی از یک نوشته در حوزه‌های مورد علاقه‌ی خودم در زمینه‌های مختلفِ مشاوره‌ی مدیریت، علم مدیریت و مدیریت آی‌تی خواهم رفت.

پ.ن.۳. کتابی که برگی از آن را این‌جا خواندید، کتاب بسیار جذاب و پرمحتوایی است که مطالعه‌اش را به تمام علاقه‌مندان مباحث مدیریت استراتژیک توصیه می‌کنم.

دوست داشتم!
۱۰