۳ فکر کشنده که همین امروز باید ترک‌شان کنید

عادت‌ها شامل افکار و کارهایی هستند که بدون انرژی و تمرکز خیلی بالا در ذهن و زندگی ما جریان دارند. نکته‌ی کلیدی است که عادت فقط شامل فعالیت‌های زندگی ما نمی‌شود؛ بلکه بخش مهمی از عادت‌های ما در واقع چیزی فراتر از افکار و احساسات و درونی‌مان نیستند!

یکی از رازهای عمل‌کرد برتر افراد موفق ایجاد عادت‌های درست از یک سو و حذف عادت‌های نادرست از سوی دیگر است. در این‌جا چند فکر اشتباه را با هم بررسی می‌کنیم:

  1. «می‌دانم که نمی‌توانم و به خودم باور و اعتماد ندارم»: «گفتگو با خود» یک نیروی درونی بسیار قدرتمند است که روی فعالیت‌ها و تصمیمات ما در زندگی تأثیر مستقیم دارد. می‌توانید در این گفتگوی درونی با خودتان مهربان‌تر باشید و در کنار سعی و تلاش، اشتباهات و ضعف‌های‌تان را بپذیرید یا این‌که گوشه‌ای بنشینید و همیشه خودتان را سرزنش کنید که چرا موفق نمی‌شوم؟ (و چه بسا پس از مدتی صدای‌ درونی‌تان را ساکت کنید!) نقدِ خود اگر چه ضروری است؛ اما نباید منجر به زیر سؤال بردن خودمان شود. پس خودتان را دست‌کم نگیرید و اجازه بدهید نتیجه‌ی تلاش‌تان آینده‌تان را بسازد، نه افکار منفی‌ درونی‌تان!
  2. «من خودم را دوست ندارم، کاش می‌توانستم مثل آن دیگری باشم»: هر فردی دارای ویژگی‌های اختصاصی خودش است، چیزی که از آن با عنوان «شخصیت» یاد می‌کنیم. وقتی درک کنیم این ویژگی‌های اختصاصی وقتی بدانیم چگونه و کجا از آن‌ها بهره بگیریم، چقدر ارزشمند هستند، آن‌وقت دیگر آرزوی این را نخواهیم داشت که مانند دیگران باشیم. زندگی اجتماعی بخش مهمی از زندگی ما انسان‌ها است؛ اما در واقع هم فقط یکی از اجزای زندگی ما است و نه همه‌ی زندگی ما!
  3. «دنیا جای تیره و تاری است و من هیچ جنبه‌ی مثبتی در آن نمی‌بینم»: بله. اما خبر خوب‌ این است که امروز، تنها دوران سخت زندگی ما نیست. اگر بارهای قبل توانسته‌ایم بر چالش‌ها پیروز بشویم و یا حداقل، دوام بیاوریم، چرا امروز نتوانیم؟ از آن گذشته گر نیک بنگریم، در همین دنیا هم چیزهایی وجود دارند که حال ما را خوب می‌کنند: عشق، خانواده و دوستی‌ها تنها یک نمونه‌ از آن چیزهایی هستند که اهمیت‌شان را دست‌کم‌ می‌گیریم. این در حالی است که ما به‌جای گرفتن انرژی مثبت از روابط انسانی‌مان، آن‌ها را با غرولند کردن، تلخ می‌کنیم.

منبع (ترجمه و اقتباس)

دوست داشتم!
۲

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱۸): چرا مثبت‌اندیشی؟

“یک بازیکن باید به خودش ایمان داشته باشد. اگر این طور نباشد، اوضاع چه در داخل و خارج از زمین خوب پیش نخواهد رفت. مثبت فکر کردن و به خود ایمان داشتن مهم است؛ نه‌تنها در فوتبال، بلکه برای پیش‌رفت کردن به عنوان یک انسان.” (شینجی کاگاوا؛ این‌جا)

کاگاوا به نکته‌ی قشنگی اشاره کرده است: مثبت‌اندیشی فقط به‌درد این نمی‌خورد که فشار و دردهای زندگی را کم‌تر کنیم؛ بلکه برای پیش‌رفت کردن لازم است. ولی چرا؟ چون مثبت‌اندیشی باعث می‌شود که ایمان پیدا کنم که:

۱- آینده ساختنی است نه باختنی؛

۲- خود من مسئول ساختن آینده هستم و می‌توانم هم بسازم‌ش!

در حقیقت مثبت‌اندیشی چون باعث تغییر عملکرد می‌شود به موفقیت می‌انجامد؛ نه این‌که خودش عامل موفقیت باشد. بنابراین کنار آن آدمک غرغروی درونی‌تان برای یک آدمک خوش‌رو و پرلبخند هم جای کوچکی باز کنید. من خودم اثرش را تجربه کرده‌ام؛ ضرر نمی‌کنید!

به‌نظرم لازم است یک جمله‌ی انرژی‌بخش استاد سابق همین جناب کاگاوا در تیم دورتموند یعنی یورگن کلوپ دوست‌داشتنی را هم ـ که قبلا نوشته بودم ـ این‌جا یادآوری کنم: “اگر می‌خواهید نتیجه‌ی ویژه‌ای بگیرید، باید احساس ویژه‌ای داشته باشید!

دوست داشتم!
۶