دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز، او
ما را …
فردا؟ …
***
امروز دوم اردیبهشت، قیصر امینپور، شاعر اردیبهشت، ۶۱ ساله شد. روح بزرگش در جوار پروردگار مهربانش، شاد.
دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز، او
ما را …
فردا؟ …
***
امروز دوم اردیبهشت، قیصر امینپور، شاعر اردیبهشت، ۶۱ ساله شد. روح بزرگش در جوار پروردگار مهربانش، شاد.
شاخهها تن به تقاضای شکستن دادند
برگها یک به یک از شاخه به خاک افتادند
باز موسیقی تار و شب و قانون سکوت
بادها باز هم آواز عزا سر دادند
بس که خمیازهی فریاد کشیدم، دیری است
خوابهایم همه کابوس، همه فریادند!
لب به آواز گشودم به لبم مهر زدند
چشمم آمد به سخن، سرمه به خوردش دادند
گرچه یاران همه از شادی ما غمگیناند
باز شادیم که یاران ز غم ما شادند!
***
امروز یعنی ۸ آبان، ۱۲ سال از روزی که «قیصر شعر ایران» آسمانی شد، گذشت. روح مهربان قیصر امینپور غریق دریای رحمت الهی.
نه چندان بزرگم
که کوچک بیابم خودم را
نه آنقدر کوچک
که خود را بزرگ …
گریز از میانمایگی
آرزویی بزرگ است؟
بهاحترام دوم اردیبهشت و ۶۰ سالگی قیصر امینپور. روح بزرگ و مهربانش در آستان جانان شاد باد.
پیشینیان با ما
در کار این دنیا چه گفتند؟
گفتند: باید سوخت
گفتند: باید ساخت
گفتیم: باید سوخت،
اما نه با دنیا
که دنیا را!
گفتیم: باید ساخت
اما نه با دنیا
که دنیا را!
بهاحترام ۵۹ سالگی قیصر امینپور. روح بزرگ و دریاییاش غریق دریای رحمت الهی.
ای شما!
ای تمام نامهای هر کجا!
زیر سایبان دستهای خویش
جای کوچکی به این غریب بیپناه میدهید؟
این دل نجیب را
این لجوج دیرباور عجیب را
در میان خویش
راه میدهید؟
***
ده سال از آن صبح لعنتی پاییزی که با خبر پرواز همیشگی قیصر امینپور آغاز شد، گذشت. بههمین سرعت. اما زخمهای عمیق، همیشه تر و تازهاند … روح بزرگش غریق دریای رحمت الهی.
بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد
چشم تو به زیبایی خود شیفتهتر شد
همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد …
گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد
سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
چون رود به دریا زد و چون موج، خطر کرد
بیصبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد …
امروز دوم اردیبهشت، قیصر امینپور ۵۸ ساله شد. روح بزرگش شاد.
قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
و من چقدر سادهام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار ایستادهام
و همچنان
به نردههای ایستگاه رفته
تکیه دادهام …
امروز ۸ آبان، ۹ سال از آسمانی شدن قیصر امینپور گذشت. روح بزرگش شاد.
اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد
آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد
آفتابی بود، ابری شد، ولی باران نداشت
رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد
صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه
آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟
هر چه با مقصود خود نزدیکتر میشد، نشد
هر چه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد، شد …
قیصر امینپور
امروز دوم اردیبهشت، ۵۷مین سالگرد تولد “قیصر” دلها بود. روح بزرگش در تقارن سالگرد تولدش با روز میلاد مولایش امیر مؤمنان، غریق دریای رحمت الهی.