برچسب: قيصر امين‌پور

خواستن برای ساختن …

پیشینیان با ما در کار این دنیا چه گفتند؟ گفتند: باید سوخت گفتند: باید ساخت گفتیم: باید سوخت، اما نه با دنیا که دنیا را! گفتیم: باید ساخت اما نه با دنیا که دنیا را! به‌احترام ۶۰ سالگی قیصر امین‌پور. روح بزرگ و دریایی‌اش غریق دریای رحمت الهی. دوست داشتم!۳...

لحن مبهم صدای آن دل نجیب …

ای شما! ای تمام نام‌های هر کجا! زیر سایبان دست‌های خویش جای کوچکی به این غریب بی‌پناه می‌دهید؟ این دل نجیب را این لجوج دیرباور عجیب را در میان خویش راه می‌دهید؟ *** ده سال از آن صبح لعنتی پاییزی که با خبر پرواز همیشگی قیصر امین‌پور آغاز شد، گذشت. به‌همین سرعت. اما زخم‌های عمیق، همیشه […]...

شور و شر اشک …

بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد چشم تو به زیبایی خود شیفته‌تر شد هم‌چون گل نرگس که در آیینه نظر کرد … گفتیم دمی با غم تو راز نهانی عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد سوز جگرم سوخته دامان دلم […]...

تا تو برگردی …

قطار می‌رود تو می‌روی تمام ایستگاه می‌رود و من چقدر ساده‌ام که سال‌های سال در انتظار تو کنار این قطار ایستاده‌ام و هم‌چنان به نرده‌های ایستگاه رفته تکیه داده‌ام … امروز ۸ آبان، ۹ سال از آسمانی شدن قیصر امین‌پور گذشت. روح‌ بزرگ‌ش شاد. دوست داشتم!۲...

دلِ سردِ در راه‌مانده‌ …

اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد آفتابی بود، ابری شد، ولی باران نداشت رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟ هر چه با مقصود خود […]...

رفتن در نرسیدن …

هرگز دلم نخواست بگویم هرگز مرگ از طنین هرگز می‌زاید اما همیشه از ریشه‌ی همیشه می‌آید رفتن همیشه رفتن حتی همیشه در نرسیدن رفتن! پ.ن. به‌احترام دوم اردیبهشت و ۵۵ سالگی قیصر امین‌پور. دوست داشتم!۱۳...

تو ای گره‌گشا …

شب و روز از تو می‌گوییم و می‌گویند، کاری کنکه «می‌بینم» بگیرد جای «می‌گویند»های ما نمی‌دانم کجایی یا که‌ای، آن‌قدر می‌دانمکه می‌آیی که بگشایی گره از بندهای ما … به‌احترام هشتم آبان، ششمین سال‌گرد درگذشت قیصر امین‌پور. یادش و نام‌اش تا همیشه زنده باد! دوست داشتم!۴...

یادگار بی‌‌قراری …

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری‌ام گل کرد خار خار شب بی‌قراری‌ام  تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو دیدم هزار چشم در آیینه کاری‌ام  گر من به شوق دیدنت از خویش می‌روم از خویش می‌روم که تو با خود بیاری‌ام  بود و نبود من همه از دست رفته است باری مگر تو دست بر آری به […]...

شکسته بال

این‌جا همه هر لحظه می‌پرسند: «حال‌ات چطور است؟» اما کسی یک بار از من نپرسید «بال‌ات …» ****** به‌احترام چهارمین سال‌گرد پرواز قیصر امین‌پور. دوست داشتم!۰...

می‌خواستم، ولی …

برای دوم اردیبهشت و ۵۲ سالگی قیصر امین‌پور و از زبان خودش: می‌خواستم که ولوله بر پا کنم ولی …  با شور شعر محشر کبرا کنم ولی … با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم با مثنوی رهی به نوا وا کنم ولی … تا باز روح قدسی حافظ مدد کند دم می‌زدم که کار […]...