درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۵۰): تأثیر توان ذهنی سازمان بر رقابت‌پذیری استراتژیک آن

“اصلا ساده نیست که با تیمی مثل ویارئال در این تورنمنت شرکت کرده و به مرحله‌ی نیمه‌نهایی برسی یا با این تیم تا مرحله یک چهارم نهایی پیش بروی. این اتفاقی است که با مالاگا هم رخ داد و ما با هم تا مرحله یک چهارم پایانی رسیدیم. فکر می‌کنم که مهم‌ترین نکته این است که بازیکنان را به این درک برسانیم که قابلیت و توانایی‌اش را دارند و این اعتماد به‌نفس را در خودشان حس کنند که می‌توانند مقابل تیم‌هایی در حد و اندازه‌های خودشان رقابت کنند و تمام مسائل تاکتیکی را در نظر داشته باشند.” (مانوئل پلگرینی؛ این‌جا)

استاد پلگریتی به نکته‌ی جالبی اشاره کرده است. معمولا تمامی توجه و سرمایه‌‌گذاری استراتژیست‌ها، ره‌بران سازمانی و مدیران روی طراحی روش رقابت، تأمین منابع مورد نیاز برای رقابت کردن و در نهایت وارد گودِ‌ میدان رقابت شدن است. اما واقعیت این است که تا زمانی که تک‌تک اعضای سازمان به این باور نرسند که می‌توانند با رقبا وارد رقابت شوند، پیروزی آن‌چنان هم که فکر می‌کنیم وابسته به اقدامات صحیح مدیریتی نیست. 🙂 بنابراین در زمان طراحی استراتژی حتما لازم است مدیران ظرفیت و توان‌مندی ذهنی نیروهای سازمان را برای رقابت با رقبا بسنجند و در زمان اجرای استراتژی نیز در کنار پرداختن به سایر اقدامات استراتژیک، به تقویت این باور ذهنی توجه کافی داشته باشند. شاید لازم باشد پیش از هر چیز مدیران سازمان باور کنند که توان رقابت‌پذیری ذهنی سازمان، یک عامل تأثیرگذار جدی روی مزیت رقابتی است.

دوست داشتم!
۲

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۴۸): چالش هیجان‌انگیزی به‌نام رقابت!

“بازی کردن مقابل مسی من را نمی‌ترساند. فکر می‌کنم باید مقابل بهترین‌ها بازی کنید تا متوجه شوید که چطور می‌توانید با این شرایط کنار بیایید و این همیشه باعث می‌شود تا بهترین بازی‌های‌تان را ارائه بدهید. می‌دانم که این چالش هیجان‌انگیزی است؛ چیزی که من منتظرش هستم.

به‌نظر من، مسی بهترین بازیکن دنیاست. فکر می‌کنم ما به‌عنوان بازیکن، از بازی کردن مقابل او خوشحال می شویم؛ زیرا می‌خواهیم بدانیم که می‌توانیم چه کاری انجام بدهیم. من منتظر این چالش هستم، اما بارسا فقط او نیست؛ بازی کردن مقابل همه‌ی بازیکنان این تیم دشوار است. فکر می‌کنم لوئیس سوارز از زمان رفتن به بارسا، بازی‌اش را به سطح دیگری رساند.

 نباید مقابل آن‌ها تمرکزتان را از دست بدهید. این چیزی است که من  روی آن کار می‌کنم. با کسب تجربه می‌توانید به این هدف برسید. طول می‌کشد تا بازی کردن در این سطح را یاد بگیرید و من هنوز در حال یادگیری هستم.” (جان استونز؛ این‌جا)

نمی‌خواهم در مورد حرف‌های جان استونزِ جوان نکته‌ی خاصی بنویسم. فقط با دقت بخوانیدشان و به این فکر کنید که چرا انگیزه‌ی دست یافتن به برتری در رقابت، جذاب‌ترین انگیزه‌ی دنیا است. چه حسی زیباتر از غلبه بر چالشی بسیار بزرگ می‌تواند باشد؟ به‌همین دلیل است که رقابت، اگر چه چالش‌برانگیز است؛ اما در عین حال بسیار هیجان‌انگیز هم هست. 🙂 من که حسابی از خواندن حرف‌های پسرک جوان پپ گواردیولا انرژی گرفتم.

دوست داشتم!
۱

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۸۴): دو بال موفقیت حرفه‌ای

“من اغلب از خودم می‌پرسم که برای زدن ۵۰ یا ۶۰ گل در فصل مثل مسی و رونالدو چه کاری باید انجام بدهم. سعی خودم را کردم؛ ولی هیچ وقت یک گلزن واقعی نمی‌شوم. به ذهنیت بازیکن هم بستگی دارد. مسی و رونالدو وقتی در یک بازی دو گل می‌زنند، دیگر احساس نمی‌کنند که کارشان تمام شده است. من گاهی اوقات وقتی یک گل می‌زنم پایم را از روی گاز بر می‌دارم. به‌دنبال رکورد شکستن نیستم. اگر در هر فصل ۱۵ تا ۲۰ گل بزنم خیلی خوشحال می‌شوم. در اوج دوران بازیگری‌ام قرار دارم؛ ولی می‌خواهم باز هم پیشرفت کنم.” (ادن آزاد؛ این‌جا)

ادن آزارد به‌ باور بسیاری از کارشناسان یکی از بازیکنان جوانی است که استعداد تبدیل شدن به به‌ترین بازیکن جهان در سال‌های آینده را دارند؛ زمانی که دو ستاره‌ی بی‌نظیر دنیای امروز یعنی مسی و رونالدو به روزهای پایانی عمر ورزشی‌شان برسند. آزارد تکنیک و سرعت خوبی دارد و شمّ گل‌زنی‌ش به‌عنوان یک هافبک هجومی خوب است. اما او در این مصاحبه از تفاوت‌ش با دو غول دست‌نیافتنی فوتبال امروز دنیا سخن می‌گوید. آزارد در حرف‌های‌ش به‌خوبی اشاره کرده است که هر فرد حرفه‌ای برای موفقیت نیازمند به دو بال است:

۱- استعداد و توان‌مندی فنی: ستاره‌ها و افراد برجسته در هر حرفه‌ای کارها را به‌تر از دیگران انجام می‌دهند و به نتایج درخشان دست می‌یابند که آن‌ها را از دیگران متمایز می‌سازند.

۲- ذهنیت: بال دوم به‌همان اندازه‌ی استعداد و شاید بیش از آن در موفقیت حرفه‌ای‌ها مؤثر است. این همان چیزی است که سخت به‌دست می‌آید و در واقع مزیت رقابتی حرفه‌ای‌ها است. آن‌ها روی کاری که در آن عالی هستند تمرکز می‌کنند و هیچ‌گاه از آن دست نمی‌کشند؛ چرا که می‌دانند: “قله پایانِ راه نیست!”

چیزی که تاریخ و تجربه به ما ثابت کرده این است که پشت هر موفقیت چشم‌گیری، لزوما استعداد بی‌نظیری قرار ندارد؛ اما هیچ کام‌یابی بزرگی بدون داشتن اندیشه‌ای وسیع و بلندنگر و از آن مهم‌تر، استمرار در “مسیرِ رفتن تا رسیدن” به‌دست نیامده است. همان‌طور که آزارد اشاره کرده است، برای قرار گرفتن بر بامِ بلند موفقیت حرفه‌ای نیازی به رکوردشکنی نیست؛ بلکه تنها کافی است هر روز نسبت به دیروز، گامی بلندتر به پیش بگذارید. 🙂

دوست داشتم!
۶

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۸۱): رقیب توانا بلندت می‌کند!

“فکر می‌کنم ثبات مسی بسیار مهم بود؛ زیرا همه می‌خواهند خودشان را با بهترین‌ها مقایسه کنند و برای من هم بازی کردن مقابل او یک موهبت است. به‌عنوان یک فرد مبارزه‌جو، همیشه به‌دنبال پیشرفت کردن هستم و فکر می‌کنم این اتفاق هم برای من و هم برای فوتبال در مجموع خوب بود.” (کریس رونالدو؛ این‌جا)

هفته‌ی قبل به نقل از کاسیاس درباره‌ی لزوم پذیرش رقابت صحبت کردیم؛ چون رقابت وضعیتی طبیعی است نه غیرمعمول! ایده‌ی کاسیاس، تمرکز روی انگیزه‌ها و سخت‌کوشی برای برنده شدن بود؛ اما اگر رقیبی قدرتمند داشتیم که نتوانستیم در رقابت سالم بر او غلبه کنیم چه؟ حالا حرف‌های کریس رونالدو، پازل ما را تکمیل‌ می‌کند: رقابت با رقیب قدرتمند و توانا واقعا باعث پیش‌رفت ما می‌شود؛ حتی اگر برنده‌ی رقابت، رقیب ما باشد. بنابراین رقابت سالم با رقیب قدرتمند را از دست ندهید!

دوست داشتم!
۸

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۸۰): در ستایش رقابت

” ـ فکر می‌کنی که در رقابت با دیگو لوپس برای حضور در ترکیب اصلی تیم، برتری خاصی داری یا نه؟

ـ نه هیچ برتری ندارم. فقط انگیزه‌ها برای رقابت کردن، برتری را ایجاد می‌کند و این خیلی زیباست. رقابت همیشه سالم است. دیگو، توماس و خسوس همگی دروازه بانان بزرگی هستند ولی نباید فقط به پست دروازه‌بانی نگاه کرد. اگر به سایرین نگاه کنیم، می‌بینیم که در هر پستی، ۲ یا ۳ بازیکن خیلی خوب وجود دارد. من با ایده رقابت کردن، تمرین کردن و در اختیار مربی بودن موافقم.” (ایکر کاسیاس؛ این‌جا)

رقابت، وضعیت طبیعی زندگی در این دنیا است. بنابراین به‌جای تمرکز روی یافتن راه‌های برنده شدن (آن هم به هر قیمتی!)، به‌تر است روی ایجاد و تقویت انگیزه‌‌ها و سخت‌کوشی تمرکز کنیم.

این جمله را باید هر روز به خودم یادآوری کنم. 🙂

دوست داشتم!
۴