رزومه به‌روایت استیو جابز

 هدف: به‌دنبال خانه‌ای نیازمند تعمیر می‌گردم که پی محکمی داشته باشد. دوست دارم دیوارها را تخریب کنم، پل‌هایی بسازم و آتش روشن کنم. من تجربه‌‌ای کم‌نظیر، شور درونی بی‌پایان و البته کمی از آن چیزی که “رؤیابینی” خوانده می‌شود دارم و از آغاز دوباره نیز نمی‌هراسم.

مهارت‌های من: “رؤیابینی”، سخنرانی‌های مهیج، انگیزش تیم‌ها و کمک به ساخت محصولات واقعا جذاب.

رزومه‌ی جابز؛ بخشی از آگهی معرفی آی‌تول بر روی سایت me.com؛ ۵ ژانویه‌ی ۲۰۰۰

*******

خیلی‌ها فکر می‌کنند علت موفقیت افسانه‌ای استیو جابز، استعداد خارق‌العاده و شخصیت کم‌نظیر جابز بود. اما من فکر می‌کنم کلید موفقیت جابز در زندگی شغلی‌ش خودشناسی بود. جابز هدف‌های حرفه‌ای‌‌اش را به‌درستی شناسایی کرد، همان‌طور که می‌بینید آن‌ها را در قالب اهداف حرفه‌ای خود تعریف کرد و دست آخر به‌ترین جایگاه استفاده از مهارت‌های شخصی‌اش را در فعالیت به‌عنوان یک “آینده‌ساز”، یک “استراتژیست” و یک “طراح محصول” بی‌نظیر یافت.

با هم درباره‌ی خودشناسی بیش‌تر صحبت خواهیم کرد. فعلا به این فکر کنید که روایت شما از رزومه‌تان چیست؟ روایت من از رزومه‌ام را در پست دیگری خواهید خواند. 🙂

دوست داشتم!
۱۲

اصول شبکه‌سازی در شبکه‌های اجتماعی

چندی پیش مطلبی داشتم در مورد اهمیت شبکه‌سازی شغلی. آن‌جا نوشته بودم که امروز شبکه‌سازی در دنیای مجازی و اینترنت کم‌تر از شبکه‌سازی در دنیای واقعی اهمیت ندارد. اما خوب این سؤال هم مطرح است که چطور این کار را انجام دهیم؟ لاری بوهل در این‌جا راه‌نمایی برای این کار در سرویس لینک‌داین نوشته که بد نیست سرفصل‌های‌اش را با هم مرور کنیم:

  1. پروفایل‌تان را تا حد امکان کامل کنید.
  2. پروفایل‌تان را یکتا کنید ـ چیزی خاصِ خودِ خودتان ـ تا از آن برای پرسنال برندینگ بهره‌ بگیرید.
  3. عنوان شغلی‌ یا تخصص‌تان را بنویسید (مثلا پروفایل گوگل من را این‌جا ببینید. تخصص من تحلیل‌گری سیستم و کسب و کار است.) در این زمینه قبلا پستی نوشته‌ام که پیشنهاد می‌کنم بخوانیدش.
  4. از دیگران توصیه‌نامه بخواهید. لینک‌داین و سرویس فارسی معادل آن u24 هر دو این امکان را برای شما فراهم می‌آورند.
  5. در گروه‌های موجود در شبکه‌ی اجتماعی عضو شوید و از آن برای شناختن و شناخته شدن و پرسنال برندینگ استفاده کنید.
  6. بخشنده باشید: در دنیای مجازی به دیگران کمک کنید، مشاوره بدهید و به سؤالات‌شان براساس تخصص‌تان پاسخ دهید. با این کار به وقت‌اش دیگران هم خوش‌حال خواهند شد به شما کمک کنند (مثل همین وبلاگ نوشتن بنده!)
  7. خودتان را یک کارجو (کسی که دنبال کار می‌گردد) معرفی نکنید. پرسنال برندینگ یعنی این‌که شما خودتان، تخصص‌تان و ارزش‌های‌تان را معرفی کنید تا بقیه به سراغ‌تان بیایند؛ نه این‌که همان اول صفحه‌ی پروفایل‌تان بنویسید: “علی نعمتی شهاب هستم، به دنبال یه کارِ توپِ آسونِ پر پول می‌گردم!”
  8. اسپم نباشید! (توضیح لازم داره؟)
  9. هیچ وقت به کسی که نمی‌شناسید درخواست دوستی ندهید (قابل توجه فیس‌بوک بازها!)
  10. با به‌روزرسانی‌های زیاد، دوستان‌تان را اذیت نکنید! (رونوشت به خودم در گودر!)

بدیهی است که این خطوط راه‌نما را می‌توان در سایر شبکه‌های اجتماعی (از جمله: گودر، فیس‌بوک، توئیتر و …) نیز به کار برد.

دوست داشتم!
۳

رزومه‌ نوشتن مهم است؛ به شرط شبکه‌سازی!

مطلبی که چندی  پیش در مورد اصول رزومه‌نویسی نوشتم، بازتاب‌های خوبی داشت و حسابی دیده شد. در طول هفته‌های بعد هم چند نفر از دوستان عزیز از جمله شهرام خان در یادداشت‌های صنایعی نکات بسیار مفید دیگری را به این بحث افزودند (و من هم‌چنان منتظرم امیر مهرانی به قولی که برای نوشتن در این زمینه داده بود عمل کند! همین‌جا از نیما، احسان، احمد و مهدی عرب عامری هم دعوت می‌کنم در این زمینه بنویسند.)

در زمان جستجوی شغل، رزومه‌نویسی یکی از مهم‌ترین کارها است و نه مهم‌ترین کار. به‌عبارت به‌تر جستجوی شغل یک فرایندِ مستمر است و نه یک فعالیت موقتی. در دنیای در حال رکود امروز (و البته ایرانی که فضای کسب و کار در آن هر روز بی‌ثبات‌تر از دیروز است)، شما همیشه باید این آمادگی را داشته باشید که شغل‌تان را از دست بدهید. اما آیا جستجوی شغل جدید تنها با بی‌کار شدن یا در زمانی که از شغل فعلی‌تان راضی نیستید، آغاز می‌شود؟ تصور عمومی این است که پاسخ این سؤال مثبت است؛ و در نتیجه، بسیاری از فرصت‌های مناسب کاری به دلیل همین ندیدن‌ها و تعطیل کردن‌ها، از دست می‌روند. حلقه‌ی مفقوده‌ی ماجرا در “شبکه‌سازی شغلی (Career Networking)” نهفته است. خوب حالا این شبکه‌سازی شغلی یعنی چه؟

خیلی از ماها اولین شغل‌مان را با معرفی این آشنا و آن دوست و یا یکی از اعضای خانواده‌مان به دست آوردیم. با همین‌ مثال مفهوم شبکه‌سازی روشن می‌شود: “شبکه‌سازی شغلی یعنی استفاده از آدم‌هایی که می‌شناسید برای پیشرفت در مسیر شغلی‌تان.”  بنابراین کمک گرفتن از دیگران برای دست یافتن به شغل مورد نظرمان ذاتا بد نیست؛ مگر این‌که با راه‌های غیراخلاقی انجام شود.

همین اول باید روشن کنم که شبکه‌سازی یک ارتباط مفید برای هر دو طرف است و نه استفاده‌ی ابزاری از آدم‌ها! این اولین و مهم‌ترین اصل شبکه‌سازی است: اگر می‌خواهید دیگران برای شما کاری بکنند، شما هم باید برای آن دیگران در بدترین حالت بتوانید کاری بکنید (نگفتم کاری بکنید. این هم سطح بالاتری است در روابط شما برای شبکه‌سازی.) این خیلی هم بدیهی است: اغلب آدم‌ها نه از روی محبت، بل‌که از روی نیازی که به شما دارند رابطه‌شان را با شما پی‌ریزی می‌کنند.

خوب برای شبکه‌سازی باید چه بکنیم؟

۱. از آدم‌های دور و برتان شروع کنید: دوستان، آشنایان، هم‌کاران و … فهرستی از آدم‌های مفیدی که رو در رو می شناسید تهیه کنید و بعد ببینید که هر یک از آن‌ها چه کاری می‌توانند برای شما بکنند و شما باید برای‌شان چه کار کنید.

۲. خودتان را به آن‌هایی که نمی‌شناسید یا شما را نمی‌شناسند، بشناسانید: (جمله‌ی ادبی نوشتما!) به‌عبارت به‌تر شبکه‌ی آدم‌هایی که می شناسید را گسترش دهید. برای این کار ببینید کجاها باید باشید و بعد اگر الان به آن‌ جاها دسترسی ندارید، برنامه‌ریزی و تلاش کنید تا خودتان را در آن موقعیت‌ها قرار دهید: در دانشگاه (چه هم‌کلاسی‌ها و چه اساتید؛ به‌ویژه برای دانشجویان MBA توصیه می‌شود)، انجمن فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌تان، انجمن‌ها و کنفرانس‌ها و همایش‌های علمی و فنی و تخصصی مربوط به رشته‌تان و خلاصه هر جایی که لااقل یک آدم به‌درد بخور پیدا می‌شود، سراغ آن کسانی که باید، بروید و ارتباط را آغاز کنید. در کنارش وبلاگ نوشتن و خواندن و رسانه‌های اجتماعی را فراموش نکنید (البته حضور خاموش و منفعل نه؛ هم خودتان بنویسید و هم در مورد نوشته‌های دیگران نظر بدهید.)

۳. حواس‌تان باشد که ره‌رو آن است که آهسته و پیوسته رود! جوگیر نشوید و صبر و حوصله داشته باشید.

۴. وقتی از کسی برای کمک به شما در زمینه‌های کاری کمک می‌خواهید، از او عذرخواهی نکنید که وقت‌اش را می‌گیرید یا او را به زحمت می‌اندازید: اعتماد به نفس داشته باشید و یادتان باشد: اگر برای‌اش ارزش لازم را داشته باشید آن کار را برای شما می‌کند (همین است که گفتم این رابطه دو طرفه است. همیشه که طرف از روی محبت برای شما کار نمی‌کند!)

۵. خودتان باشید: طبیعی باشید، غریزی عمل کنید، ظاهرسازی نکنید. به قول اینگرید برگمان: “خودت باش. جهان اصالت را می‌ستاید!”

۶. فقط خودتان بودن کافی نیست: باید دقیقا به طرف مقابل نشان دهید که این “خودتان” یعنی چه؟ برای این کار باید پرسنال برندینگ را یاد بگیرید.

۷. فرصت‌شناس باشید: متخصص بودن شما به این معنا نیست که فقط در جمع متخصصین شبکه‌سازی کنید. ممکن است همین پیرمردی که توی این مهمانی روبروی شما نشسته، دنبال هم‌چون “شما”یی می‌گردد و هنوز پیدای‌اش نکرده یا آن جوانک بانمک بغل‌دستی‌تان در شرکتی کار بکند که چند سال است می‌خواهید در آن‌جا استخدام شوید ولی هنوز از گیت حراست‌اش هم رد نشده‌اید! فقط مشکل این‌جا است که باید بلد باشید سر صحبت را باز کنید و آدم‌ها را به صحبت کردن ترغیب.

۸. با هر کسی با زبان خودش صحبت کنید: با آدم‌های فنی با زبان خودشان صحبت کنید و با غیرفنی‌ها با زبان ساده. در مورد فنی‌ها باید حواس‌تان باشد که ببینید طرف حوزه‌ی کاری‌اش دقیقا چیست و با ترمینولوژی آن حوزه صحبت کنید. خلاصه “مشترکات‌تان را با هم به‌اشتراک بگذارید!”

۹. برای شروع یک نفر کافی است: هم‌زمان سراغ صد تا آدم مختلف نروید! وقتی با یک نفر کار شبکه‌سازی را شروع کنید، هم فرصت تجربه پیدا کردن در این زمینه و یاد گرفتن اصول و فوت و فن‌های‌اش را پیدا می‌کنید و هم در کنارش امکان تجربه‌ی عملی اصول مذاکره، زبان بدن (Body Language) و اصول روابط انسانی اثربخش (که یاد گرفتن‌شان واجب عینی است!) را.

۱۰. نگران این نباشید که نمی‌توانید محبت طرف مقابل را جبران کنید: جبران محبت که فقط این نیست که شما هم برای طرف مقابل کاری جور کنید، پروژه‌ای به بدهید یا … شما تنها کافی است قابل اعتماد باشید، احساسات‌تان را به طرف مقابل منتقل کنید و به دیگران کمک کنید تا موفق شوند یا در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند … (این قسمت آخرش چقدر قشنگه …)

۱۱. خودتان را از قبل آماده کنید: هم از قبل بدانید که چه می‌خواهید بگویید و چه سؤال‌هایی را بپرسید و هم واکنش‌ها و سؤالات طرف مقابل را پیش‌بینی کنید و برای‌‌شان برنامه داشته باشید.

۱۲. روی قول‌های‌تان بمانید: یادتان باشد که “مردِ و قول‌اش (و همین طور زنِ و قول‌اش!)” اگر مثلا قول دادید گزارشی را ام‌شب برای کسی بفرستید، همین ام‌شب این کار را بکنید. مهم است که آدم‌ها بدانند شما قابل اعتمادید.

۱۳. نترسید که ممکن است پاسخ منفی بشنوید: زندگی همین است دیگر؛ همیشه که نباید بشود!

۱۴. ریسک‌پذیر باشید: ممکن است هر دو طرف منتظر باشید که یکی شجاعتِ شکستنِ یخِ گفتگو را به خرج دهد! خوب ریسک این‌که آن آدم شما باشید را بپذیرید! (با در نظر گرفتن نکته‌ی بالایی.)

۱۵. کلید موفقیت در شبکه‌سازی این‌ها است: بتوانید رابطه‌ی صمیمانه‌ای با دیگران ایجاد کنید و از آن مهم‌تر، منظورتان را به آن‌ها خوب برسانید.

این کارها را هم نکنید: دست روی دست بگذارید تا زمانی که نیاز به شغل پیدا کنید، اعتماد به نفس زیادی داشته باشید، با دیگران با غرور برخورد کنید و از همه‌ مهم‌تر، از دیگران انتظار داشته باشید که برای شما شبکه بسازند!

در شبکه‌سازی نقش رسانه‌های آن‌لاین بسیار قابل توجه است؛ به‌ویژه سایت لینک‌داین. لینک‌داین می‌تواند هم محل نمایش رزومه‌ی شما باشد و هم محلی برای تعریف و تمجید دیگران از شما (منظور معرفانی هستند که بعضی وقت‌ها اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کنند.) حتی همین پروفایل ساده‌ی گوگل هم به جای خودش می‌تواند خیلی کاربردها داشته باشد! در هر حال هر جایی پروفایل آن‌لاین ساختید، حواس‌تان باشد که مختصر و مفید باشد، مهم‌ترین اطلاعات تحصیلی و تجربیات کاری شما را در برداشته باشد و از همه مهم‌تر، شامل کلمات کلیدی باشد که شما را در محیط وب جستجوشدنی و پیداشدنی سازد! جمله‌ی هری بی. واینر که یک متخصص پیدا کردن شغل است به خوبی نشان‌دهنده‌ی اهمیت برندسازی آن‌لاین است: “به‌ازای هر ده دقیقه‌ای که روی رزومه‌تان کار کردید، باید یک ساعت را در لینک‌داین بگذرانید.”

منابع: برای نوشتن این پست از مطالب این‌جا و این‌‌جا و این‌جا و این‌جا استفاده کرده‌ام. بخشی را هم براساس تجربیات و دیدگاه‌های شخصی خودم نوشته‌ام.

دوست داشتم!
۱

بازنگری رزومه‌ی نامریی‌تان

بسیاری از ما زمان زیادی را برای شکل‌دهی به رزومه مکتوب‌مان نسبت به روزمه نامریی‌مان صرف می‌کنیم؛ اگر چه دومی تأثیر بیش‌تری روی فرصت‌های شغلی بالقوه ما دارد. وقتی کارفرمایان احتمالی به معرف‌های شما زنگ می‌زنند، در واقع تلاش می‌کنند تا “روزمه نامریی” شما را بخوانند. همین‌طور تصمیم‌گیرانی که می‌خواهند در مورد ارتقای شغلی شما تصمیم بگیرند نیز دست به چنین تلاشی می‌زنند.

روزمه نامریی شما از عقاید و نظرات دیگران در مورد شما به‌عنوان یک رهبر و همکار در ذهن خود می‌پرورند تشکیل می‌شود. این رزومه با آن‌چه افراد دور و بری‌تان بر آن می‌افزایند و با سایرین به اشتراک می‌گذارند شکل می‌گیرد و به اندازه رزومه کتبی‌تان برای همه افراد مریی می‌شود ـ البته همه جز خودتان.

فهمیدن این‌که چه چیزی در رزومه نامریی‌تان نوشته شده می‌تواند چشم‌های‌تان را به واقعیت‌هایی که نمی‌دانستید بگشاید. مدیر ارشد فروش یک شرکت تکنولوژی ارقام مورد نظر فروش را فصل به فصل به دست می‌آورد. در این تلاش بی‌رحمانه برای دستیابی به فروش بیش‌تر، وی خودش را دل‌سوز کسب و کار شرکت خود فرض می‌کرد. اما او طی یک ارزیابی ۳۶۰ درجه‌ای، متوجه شد که همکاران‌اش او را به‌عنوان فردی دارای “انتظارات غیرمنطقی” و “برده‌دار” می‌شناسند.

خبر بد در این زمینه این است ‌که یک نقص ساده می‌تواند به یک موقعیت بسیار وخیم تبدیل شود. یکی از بنیان‌گذاران یک شرکت آن‌لاین بسیار موفق در تفویض اختیار مشکلات زیادی داشت. او می‌خواست افراد را نسبت به این‌که بر کاری که در دفترش انجام می‌شود تسلط دارد مطمئن سازد؛ اما در هر حال این کار را نمی‌کرد. نتیجه این‌ اشتباه وی به آن‌جا ختم شد که همکاران‌اش او را به‌عنوان یک آدم غیر قابل اعتماد می‌شناختند و شروع به زیر سؤال بردن صداقت وی کردند.

برای این‌که خودتان نویسنده رزومه نامریی‌تان باشید باید کارهای زیر را انجام دهید:

کشف کنید چه چیزهایی بر روی رزومه نامریی‌تان نوشته شده است: از یک ارزیابی ۳۶۰ درجه شخصی استفاده کنید؛ مثلا از یک همکار معتمد، از اعضای تیم‌تان یا هر کس دیگری که فکر می‌کنید می‌تواند پاسخ مناسبی به شما بدهد بخواهید که به شما بگویند برای اثربخشی بیش‌تر می‌توانید دست به چه کارهایی بزنید یا انجام دادن چه کارهایی را متوقف کنید.

از مدیرتان بخواهید که به شما فراتر از ارزیابی‌های عملکرد سطحی سالانه یک بازخور واقعی بدهد: به کسب چه تجربه‌هایی نیاز دارید؟ مدیرتان چه ارزیابی در مورد عملکرد شما دارد؟ همکاران در مورد شما به او چه گفته‌اند؟ کشف کنید که آیا جزو افراد بااستعداد و توانمند سازمان‌تان محسوب می‌شوید یا نه (مثلا با پرسیدن از مدیرتان) و اگر در آن فهرست نیستید، بپرسید که باید چه بکنید تا به آن فهرست وارد شوید.

شروع به بازنویسی داستان خود کنید: این کار نیاز به شجاعت و تلاش بسیاری نیاز دارد. مدیر ارشد فروش سخت‌گیر در جلسات رو در رو با تک‌تک افراد و پس از آن در جلسات با کل اعضای تیم فروش ‌اعتراف کرد که وی حالا اثرات مخرب فشارهای دایمی خود را درک می‌کند. در عین حال وی با یک موقعیت دشوار دیگر نیز روبرو بود:چگونه نتایج مورد انتظار را بدون استفاده از ابزارهایی که معتقد بود وی را موفق کرده‌اند به دست آورد. یک برنامه هوشمندانه توسعه مهارت‌های رهبری ساختارمند به او برای تغییر سبک مدیریت‌اش و ایجاد میل به تبدیل شدن به یک گروه با عملکرد بالا در همکاران‌اش کمک کرد.

این مهم است که به مشکل اصلی بپردازید. بنیان‌گذار شرکت آن‌لاین نیاز به راست‌گویی نداشت؛ بلکه نیازمند انجام تعهدات خود بود: چیزی که خود به بهبود فرایندها و تفویض اختیار نیاز داشت. عملکرد قابل اطمینان، اعتماد به وی را افزایش داد.

کانال‌هایی را برای دریافت بازخورهای دایمی ایجاد کنید: بازخور ۳۶۰ درجه معمولی می‌تواند با دریافت بازخورهای مکرر از یک همکار قابل اعتماد تقویت شود. استفاده از مربی‌گری (Mentoring) ـ دریافت بازخور از یک آدم بسیار باتجربه‌تر نسبت به خود فرد ـ نیز می‌تواند مفید باشد ـ البته اگر مربی صادق و به موفقیت شما مقید باشد.

خودتان را به صورت دوره‌ای ارزیابی‌ کنید: خود ارزیابی‌ها می‌توانند باارزش باشند. کلیدی‌ترین عوامل ایجاد شایستگی را که نیاز دارید فهرست کنید، ویژگی‌هایی که از آن‌ها دارید تعیین کنید و ارزیابی‌تان را از تناسب آن‌ها با یکدیگر مشخص سازید. افرادی که تجربیات منظمی از دیگر شکل‌های بازخور دارند می‌توانند به شکل قابل توجهی در خود ارزیابی موفق باشند.

علاوه بر همه موارد بالا شما باید برای دریافت بازخور و نشان دادن این‌که برای آن ارزش قایل هستید حریص باشید. در غیر این صورت شما با سکوت روبرو خواهید شد ـ چیزی که در مورد رزومه نامریی شما می‌تواند بسیار کشنده باشد.

منبع (نویسنده: ویکی گوردون / ترجمه‌ی: علی نعمتی شهاب)

پ.ن. این ترجمه در راستای این پست دوست خوبم امیر مهرانی منتشر می‌شود.

دوست داشتم!
۰