مرگ

دیروز صبح را با خبر مرگ یکی از به‌ترین دوستان زنده‌گی‌ام آغاز کردم. خبری که هنوز هم باور نکرده‌ام. امروز بعدازظهر مراسم ختم‌اش است و من، هم‌چنان بیهوده امیدوارم که وقتی آن‌جا رفتم خودش را ببینم … نمی‌دانم تا به حال در چنین موقعیتی قرار گرفته‌اید یا نه. من و این دوست مرحوم‌ام نزدیک ۹ […]...

دراکر (۲)

پیتر دراکر: عمر نظام‌های اعتقادی بیش‌تر از عمر باورها است. جایی می‌خواندم که خیلی اوقات یک اندیشه که برای سال‌ها غیر قابل قبول بوده، کنار گذاشته شده و حتی کسی از آن خبر نداشته به یک باره در قالب دیگری ظاهر می‌شود و مورد قبول عمومی قرار می‌گیرد. در واقع تناسخ اندیشه‌ها درست است و […]...

تو هم به کاری دس بزن

همین الان این شعر عمو شلبی مرحوم را خواندم و آن‌قدر زیبا بود که گفتم باید سریع بگذارم‌اش توی وبلاگ‌ام: یه شکل تازه‌ای بکش که نو باشه؛ اگه اونقداـ م خوب نباشه! یه شعر تازه‌ای بگو که نو باشه؛ اگه اونقداـ م خوب نباشه! یه چیز تازه‌ای بخون که نو باشه؛ اگه اونقداـ م خوب […]...

ما و ارزیابی کار

وقتی به خودم و حاصل تلاش روزانه‌ام در محل کار نگاه می‌کنم و یادم می‌افتد که مهم ترین مسئله زندگی‌ام در حال حاضر کار است، به حال خودم تأسف می‌خورم. نه این که از کار کردن بدم بیاید یا مثلا آرزو داشته باشم که وضع مالی‌ام خوب باشد و نیازی به کار نداشته باشم. نه. […]...

پوریای ولی

شعر زیر از سال‌هایی که زیاد رادیو ورزش گوش می‌کردم به یادم مانده و یادم هست چه‌قدر هم از آن لذت می‌بردم. شعر منصوب به پوریای ولی است و ظاهرا همان موقعی که از پهلوان هندی شکست می‌خورد در جواب کسانی که علت را جویا می‌شوند، می‌گوید: پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است […]...

مطالعه باعث شد دو‌کیشوت تبدیل به یک جنتل‌من شود. اما باور کردن آن چیزهایی که خوانده بود باعث شد او دیوانه شود! جورج برنارد شاو دوست داشتم!۰...

سبک ره‌بری در بارسلونا

من تا چند سال قبل متأسفانه طرف‌دار رئال مادرید بودم و بعد از آمدن فرانک رایکارد و اوج‌گیری بارسای باشکوه بود که فقط و فقط به دلیل بازی‌های زیبای این تیم، طرف‌دار بارسلونا شدم. خوب پایان کار رایکارد خیلی خوب نبود! اول این فصل که پپ گواردیولا مربی بارسا شد من هم مثل خیلی‌ها اصلا […]...

دراکر (۱)

پیتر دراکر: مدیریت یعنی انجام دادن درست کار و ره‌بری یعنی انجام کار درست. این جمله‌ اسلاید آخر ارائه‌‌ی این هفته‌ام در دانشگاه بود. خدا رحمت‌اش کنه! دوست داشتم!۰...

“ما انسان‌ها برای هر چیزی که با خواسته‌های‌مان جور دربیاید از خدا متشکر می‌شویم؛ انگار او آن کارها را فقط برای رضایت ما کرده!” (از دون کامیلو و پسر ناخلف؛ جوانی گوارسکی؛ ترجمه‌ی مرجان رضایی؛ نشر مرکز) دوست داشتم!۱...

پول سوزنی!

قبل از انقلاب صنعتی تولید سوزن‌ آن‌ چنان هزینه‌بر بود که پول زیاد را اصطلاحا «پول سوزنی» می‌گفتند؛ یعنی سوزن نماد کالاهای لوکس و گران بود! نکته جالبی بود که در این کتاب خواندم. دوست داشتم!۰...