غم زمانه و فراق یار …
دو سال از پرواز پرویز مشکاتیان گذشت. یک قطعه تکنوازی سنتور از او را به یادش از اینجا گوش دهید. روحاش شاد.
دو سال از پرواز پرویز مشکاتیان گذشت. یک قطعه تکنوازی سنتور از او را به یادش از اینجا گوش دهید. روحاش شاد.
سالگرد زندهیاد محمد نوری دیروز بود و من اصلا حواسام نبود. دعوتتان میکنم تا به یاد او ترانهای از او را که عاشقانه دوستاش دارم بشنوید …
شبی بیپروا ز عشق پاکام
به تو بیهوده شکایت کردم
از این شیدایی، غم تنهایی
برایات جانا، حکایت کردم
آن شب غمگین گریه کردم
آن شب سرد مهآلود
بیتو از دنیا گذشتم
سرنوشت عشقام این بود
بیتو اکنون دل من ز غم سوزد
از این شعله همه جانام افروزد …
از اینجا دانلودش کنید. شعلهی یادش در دل دوستداراناش تا همیشه باقی.
یادم هست که تا حدود سال ۷۹ بود که هر وقت آهنگی از ناصر عبداللهی خدا بیامرز میشنیدم میگفتم: “کی به این گفته خواننده بشه؟” اما با شنیدن آلبوم «عشق است» بود که تازه ناصریا را با صدا و موسیقی خاصاش و البته شعرهای بینظیر استاد محمد علی بهمنی کشف کردم. از آن زمان تا به حال، روزها و شبهای بسیاری را با آهنگهای این آلبوم سر کردم، خیلی از اوقات در هنگامه دلتنگیها و ناراحتیها با ترانههای این آلبوم گریستم و بارها و بارها لذت شنیدن غزلهای بینظیر استاد بهمنی را با صدای دلنشین پرویز پرستویی عزیز تجربه کردهام. چند دقیقهای است که دوباره دارم این لذتها را حس میکنم و منتظرم تا به این ترانه محبوبام برسم؛ ترانهای در وصف گم گشتن آن معشوق خیالی رؤیاهای انسان:
از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب
شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سایهها روی درخت شب
میجویم اما نیستی در هیچ جا امشب
میدانم ، آری نیستی اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالات چرا امشب ؟
هر شب ترا بیجستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی به دست آرم تو را امشب
ها … سایهای دیدم ! شبیهات نیست اما حیف !
ای کاش می دیدم به چشمانام خطا امشب
هر شب صدای پای تو میآمد از هر چیز
حتا ز برگی هم نمیآید صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
گشتم تمام کوچهها را یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمیآرم تو که می دانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
آخر چگونه سر کنم بیماجرا امشب ..
فراز ابتدایی یک سرود انقلابی به اسم «بگو یا الله» که مرحوم مهدی فتحی زمزمهاش میکند:
“روزگاری که سخن گفتن از گلها و پرندگان، از انسان و ایمان، از الله و قرآن نوعی جنایت است؛ جنایتی با مکافاتی به عرض و طول نخل و زندان. روزگاری که تنها سینههای سوراخ شده میدانند که تعداد حقایق از انسانهای روی زمین افزونتر است. روزگار عجیبی است … روزگار عجیبی است …”
بله؛ واقعا روزگار عجیبی است …
از اینجا دانلود کنید:
http://www.4shared.com/file/183810308/fc3d28cd/Begoo_Yaa_Allah.html
باز هم پاییز آمد و خزان بزرگان هم شروع شد! استاد پرویز مشکاتیان را من پیشتر با قطعه معروف و این روزها بسیار معنادار «رزم مشترک» (دانلود از اینجا) با صدای استاد شجریان میشناختم. قطعهای که شعر و آهنگاش هر دو کار استاد بودند. در این چند روزه پس از درگذشت ایشان نکات جالب دیگری را هم فهمیدهام که از میان آنها این دو، برایام جالبتر از بقیه بوده است:
متن فوقالعاده نامه استاد پرویز مشکاتیان در حمایت از مهندس موسوی را حتما بخوانید. مخصوصا آن شعر پایانیاش را:
چگونه در این کشور ایزدی
برومند گردد نهال بدی
به مشت گران یابد از ما جواب
هر آن کس که خواهد این ملک خراب
چه خوش گفت استاد دانای توس
که در ملک شعر و ادب کوفت کوس
چو ایران نباشد تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد
نکته دوم هم اینکه یکی از آهنگسازان اصلی آلبوم نوا مرکبخوانی شاهکار مهجور استاد شجریان که من عاشقاش هستم ـ و حتما به شما هم توصیه میکنم که در دل شب بشینید و به نوای محزون و دلانگیزش گوش کنید ـ استاد پرویز مشکاتیان بودهاند. (اینجا)
روحاش شاد و یادش گرامی.