خسته‌ی مسیرهای موازی …

شرمی‌ست در نگاه من؛ اما هراس نه
کم‌صحبت‌م میان شما، کم‌حواس نه

چیزی شنیده‌ام که مهم نیست رفتن‌ات!
درخواست می‌کنم نروی، التماس نه

از بی‌ستارگی‌ست دلم آسمانی است
من عابری «فلک» زده‌ام، آس و پاس نه

من می‌روم، تو باز می‌آیی، مسیر ما
با هم موازی است ولیکن مماس نه

پیچیده روزگار تو، از دور واضح است
از عشق خسته می‌شوی اما خلاص نه!

کاظم بهمنی

دوست داشتم!
۲

نوشته شده توسط

Ali Nemati Shahab

دیدگاهتان را بنویسید