کسب‌وکار، مدیریت و كار حرفه‌ای به‌روایت زندگی

هزار لحظه‌‌ی امید …

نگاه می‌کنم از هر طرف سوار تویی
نشسته یک تنه بر صدرِ روزگار تویی

هزار لحظه گذشت و هزار لحظه دلم
به سینه سر زد و … دیوانه را قرار تویی

***

به اعتبارِ تو امید، تازه خواهد شد
در این زمانه‌ی بی‌مایه اعتبار تویی

اگرچه بخت به من پشت کرده باکی نیست
“مرا هزار امید است و هر هزار تویی!”

جویا معروفی

دوست داشتم!
۳

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۲ دیدگاه‌ برای “هزار لحظه‌‌ی امید …”