درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۴۵): در ستایش “تمرکز”

“جونینیو که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ هم‌بازی بنزما در لیون بود، در گفت‌وگویی که با رادیو “مون‌کارلو” داشت، گفت: احساس می‌کنم فوتبال اولویت نخست زندگی بنزما نیست. او از نظر کیفی هیچ مشکلی ندارد و یک مهاجم کامل است؛ اما تمرکز لازم را در زمین ندارد. او باید برای درخشش در زمین تلاش بیشتری انجام دهد. برای عملکرد خوب تنها استعداد کافی نیست. یک بازیکن باید استعداد خود را پرورش دهد.” (این‌جا)

جونینیو که با ضربات آزاد خیره‌کننده‌اش قطعا از یاد فوتبال‌دوستان فراموش نمی‌شود، به نکته‌ی بسیار مهمی در مورد موفقیت در دنیای حرفه‌ای اشاره کرده است: تمرکز! بارها و بارها با افرادی مواجه شده‌ایم که از نظر استعداد و دانش هیچ مشکلی نداشته‌اند؛ اما در دنیای واقعی به‌هیچ چیز و هیچ کجا نرسیده‌اند یا این‌که با نقطه‌ی مطلوب فاصله‌ی بسیاری دارند.

تجربه‌ی شخصی من نشان از آن دارد که برای موفق شدن در هر کار و رشته‌ و حوزه‌ای استعداد و دانش حرف آخر را می‌زند. مهم‌ترین عامل “تمرکز” روی انجام یک کار مشخص از نقطه‌ی صفر تا قله‌ی نهایی آن است و گیر اصلی کار هم همین‌جا است. در دنیای امروز، تمرکز گوهر نابی است که به این راحتی‌ها به کسی ندهندش و نتیجه‌اش این است که معمولا نمی‌توانیم هیچ کاری را از آغاز تا انجام پیش ببریم. چند بار فرصت جذابی را در بخشی خالی از بازار دیده‌ایم که می‌توانست تبدیل به کسب‌وکاری بزرگ شود؛ اما حتی کار را آغاز نکرده‌ایم و دیگری با کیفیتی بسیار نازل‌تر از ایده‌ی ما همان کسب‌وکار را راه انداخته و موفق شده است؟ چند بار یاد گرفتن یک مهارت ضروری برای موفقیت در بازار کار یا زندگی را آغاز کرده‌ایم اما به پایان نرسانده‌ایم؟ چقدر تجربیات ناموفق در رسیدن و از آن بدتر راه افتادن برای رسیدن داشته‌ایم؟

شخصا از این تجربیات زیاد داشته‌ام. به حسرت‌های بزرگ زندگی‌ام که فکر می‌کنم، در اغلب اوقات می‌بینم مقصر اصلی خودم بودم که با تمرکز نکردن و تمرکز نداشتن، فرصت بزرگی را از دست داده‌ام و دردناک‌تر این‌جاست که این ماجرا، مدام تکرار می‌شود …

واقعیت دنیای حرفه‌ای‌ها این است که آدم‌های موفق با ناموفق‌ها معمولا جز شانس، وجه تمایز دیگری هم دارند که کنترل آن به‌تمامی در دستان خودشان است. این عامل همان “تمرکز” است که البته به این راحتی‌ها به‌دست نمی‌آید! جدا از این‌که عوامل ضدتمرکز لذت‌بخش ـ همانند: رسانه‌های اجتماعی، گوشی تلفن، بازی، عطش شدید به خبرخوانی، فیلم و سریال و … و به‌صورت کلی آوار حجم بالایی از اطلاعات ـ در دنیای امروز به‌اندازه‌ی کافی خودشان را به زندگی ما تحمیل کرده‌اند، نباید فراموش کنیم که اصولا تمرکز به‌معنی کار کردن است که خودش سخت‌ترین کار دنیا است! همین است که هر روز از “تمرکز” دورتر و دورتر می‌شویم و به‌همین ترتیب از حرکت در مسیر درست برای رسیدن به آرزوها و اهداف زندگی هم دورتر …

اما برای حل مشکل “نداشتن تمرکز” آیا راه‌حلی هم وجود دارد؟ من هیچ راه‌حلی جز تعهد به عوامل بیرونی را نمی‌شناسم. تجربه‌ی عمیقی که از ایجاد گزاره‌ها به‌عنوان یک تعهد بیرونی برای یاد گرفتن و یاد دادن داشته‌ام (این‌جا را بخوانید) به من نشان داده که ایجاد چنین تعهدی می‌تواند باعث شود که ما چه برای چشیدن لذت تحسین دیگران از انجام یک کار توسط ما و چه برای در امان ماندن از گزند حس بد ناشی از پی‌گیری آن کار توسط دیگران، محرک خوبی برای انجام کارها باشد.

برای تمرکز یک راه‌کار دیگر هم هست: عادت! عادت چیزی است که باعث می‌شود بدون هیچ محرک درونی و بیرونی، کاری را در زمان درست و با همان کیفتی که باید، به‌انجام برسانیم. به عادت‌های زندگی‌تان کمی فکر کنید! حال اگر بتوانیم عادت‌های درست کاری ـ مثل خوش‌قولی (رونوشت به خودم) ـ ایجاد کنیم، آن‌وقت “تمرکز” هم تا حدود زیادی به‌صورت خودجوش به‌ بخشی از زندگی ما تبدیل خواهد شد. اهمیت موضوع ایجاد عادت‌های درست تا آن‌جاست که سال ۲۰۱۲ کتابی به‌قلم چارلز داهیگ با عنوان “قدرت عادت” منتشر شد که تا مدت‌ها جزو فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز بود! (ترجمه‌ی بخش‌هایی از ابتدای کتاب را از این‌جا رایگان دریافت کنید.)

“تمرکز” اولین و آخرین عاملی است که برای موفقیت در هر کاری به آن نیاز دارید. شاید تنها عاملی که از فرمول موفقیت شما جا مانده، تمرکز و تداوم تا رسیدن باشد. 🙂

اگر تجربه‌ای از روش‌های ایجاد تمرکز دارید، خوش‌حال می‌شوم آن را با من و خوانندگان گزاره‌ها در پایین همین پست به‌اشتراک بگذارید.

دوست داشتم!
۶

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *